• تاریخ انتشار : شنبه ۹ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۴
  • کد خبر : 17502
  • چاپ خبر
دیپلماسی اجبار؛ ترامپ چه سیاستی را در قبال تهران اتخاذ خواهد کرد؟

دیپلماسی اجبار؛ ترامپ چه سیاستی را در قبال تهران اتخاذ خواهد کرد؟

در تاریخ مناقشه اتمی ایران و غرب شاید هیچ سالی به اندازه ۲۰۲۵ سطح تنش و احتمال درگیری مستقیم میان مثلث تهران- واشنگتن- تل‌آویو بالا نبوده است. ارسال نامه ترامپ به ایران از طریق واسطه اماراتی و در سوی مقابل پاسخ رسمی دولت ایران به نامه آمریکا از طریق کانال سنتی مسقط نشان دهنده آغاز فصلی جدید از سیاست «کنترل تنش» میان طرفین منازعه است. به گفته منابع عبری مذاکرات غیرمستقیم میان دیپلمات‌های تهران- واشنگتن در عمان آغاز شده است! در چنین شرایطی سوال کلیدی آن است که آیا امکان توافق جامع یا محدود پیش از فرارسیدن ضرب الاجل اکتبر ۲۰۲۵ وجود دارد یا خیر؟ 

اقتصاد آنلاین، محمد بیات: یکی از پرسش‌های کلیدی در میان کارشناسان و اصحاب رسانه پس از بازگشت مجدد ترامپ به کاخ سفید آن بود که الویت نخست واشنگتن در حوزه سیاست خارجی کدام پرونده‌ها خواهد بود؟ با گذشت بیش از ۹۰ روز از ورود ترامپ به کاخ سفید به نظر می‌رسد این لابی اسرائیل است که به مانند دوره قبلی ریاست جمهوری خواهان بر کاخ سفید، تنظیم کننده سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا می‌باشد.

برای نتانیاهو نبرد طوفان الاقصی زمانی تمام می‌شود که وی توانسته باشد ضمن تضعیف متحدان منطقه‌ای ایران، ضربه‌ای جدی به برنامه اتمی بزرگ‌ترین «دشمن وجودی» خود در قرن بیست‌ویکم وارد کند. برهمین اساس ناظران بیرونی در حال رصد نوع جدیدی از دیپلماسی آمریکایی در قبال ایران هستند که از آن با عنوان «دیپلماسی اجبار» یاد می‌کنند. در زبان آکادمیک «دیپلماسی اجبار» به گونه‌ای از سیاست‌ورزی گفته می‌شود که در آن بازیگران برای حل مسائل خود با سایر واحدهای سیاسی از شیوه غیرجنگی «اجبار» به جای جنگ گسترده نظامی استفاده می‌کنند.

در این راهبرد «تهدید» عنصر کلیدی بوده و امکان استفاده دولت متخاصم از ابزارهای همچون تحریم، ترور، خرابکاری و حتی حمله محدود نظامی وجود دارد. برخی عالمان روابط بین‌الملل معتقدند راهبرد «فشار حداکثری» دولت نخست ترامپ که با خروج از برجام آغاز و با ترور سپهبد شهید سلیمانی به اوج خود رسید، گونه‌ای از «دیپلماسی اجبار» است. مخالفان این ایده اما معتقدند به دلیل عدم حمله آشکار و محدود آمریکا به منافع ایران نمی‌توان به راحتی از این عبارت استفاده کرد.

در دولت دوم ترامپ به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها تحت تاثیر «روایت سازی» اسرائیل و برخی مراکز تولید فکر نزدیک به لابی یهود قصد دارند تا اصطلاحا به تمام موارد اختلافی با ایران و محور مقاومت رسیدگی کنند. در روایت دولت نتانیاهو پس از سقوط سوریه، آتش‌بس لبنان- غزه و عقب‌نشینی غیر علنی مقاومت عراق از میدان نبرد، قدرت و میزان نفوذ تهران در منطقه کاهش قابل توجهی پیدا کرده است.

در چنین شرایط واشنگتن- تل‌آویو این شانس را دارند تا نظم امنیتی- اقتصادی منطقه خاورمیانه را به نفع غرب تغییر داده و نوعی سد نفوذ در برابر قدرت‌های تجدیدنظر طلب مانند چین، روسیه و ایران ایجاد کنند. به بیان دقیق‌تر رژیم صهیونیستی موفق شده تا با درک و سو استفاده از شکاف ناشی از برخورد میان قدرت‌های بزرگ، مسائل اصلی سیاست خارجی آمریکا را تغییر داده و ایران را به جای مسکو و پکن به عنوان تهدید حیاتی علیه منافع واشنگتن در حوزه ایندوپاسفیک معرفی کنند. این موضوع در اظهارنظرهای اخیر رئیس جمهور آمریکا نیز هنگامی که در خصوص قدرت پهپادی ایران در حال سخن گفتن بود، قابل مشاهده است.

با توجه به وضعیت پیش‌ آمده در روابط تهران- واشنگتن و عجله دولت جدید آمریکا برای حل‌وفصل کردن پرونده ایران به نظر نمی‌رسد که دیگر سیاست «بی‌تفاوتی» یا «عدم اعتنا» از سوی ایران کارساز باشد. در دوره قبلی هنگامی که آبه شینزو نخست وزیر سابق ژاپن در مقام میانجی به تهران سفر کرد، مقامات عالی نظام ترامپ را شایسته تبادل پیام ندانستند اما در این دوره به نظر می‌رسد منافع کشور ایجاب می‌کند تا برای مهار تهدید واشنگتن سیاست هوشمندانه و پیجیده‌تری اتخاذ شود.

به عبارت دیگر هرگونه تعلل در زمان کنونی با توجه به میزان نفوذ اسرائیل بر روی سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا ممکن است منجر به درگیری غیر ضروری میان ایران و آمریکا شود. برای جلوگیری از چنین وضعیتی لازم است تا تهران «ابتکار عمل» را به دست گرفته و جلوی وقوع جنگ ناخواسته و پر هزینه را بگیرد.

«ایران باید مذاکره کند یا با پیامدهای بسیار بدی مواجه شود» این عبارت یکی از آخرین موضع‌گیری‌های ترامپ علیه تهران است. استفاده از چنین ادبیاتی نشان دهنده تمایل «شاهین‌ها» دولت جدید آمریکا برای هدف قرار دادن خاک ایران است. شاید رئیس جمهور آمریکا پیش از تهدید ایران به حمله نظامی لازم باشد تا گزارش اخیر روزنامه «وال استریت ژورنال» را بخواند. براساس این گزارش منتشر شده حملات صورت گرفته توسط بمب‌افکن‌های راهبردی بی-۲ نتوانسته سیلوهای زیرزمینی مقاومت یمن را از بین ببرد.

این تجربه میدانی می‌تواند درس عبرتی برای دولت آمریکا باشد که درگیری با ایران بزرگ بسیار سخت‌تر و پیچیده‌تر است. نیروهای مسلح کشور برای اثبات این موضوع لازم است تا به صورت آشکار و نهان ضمن برگزاری رزمایش‌های متعدد نظامی و رونمایی از تسلیحات جدید، برخی اقدامات هدفمند را در تنگه هرمز، تنگه باب المندب و دریای سرخ در دستورکار خود قرار دهند. عدم ارسال سیگنال هدفمند و به موضع ضمن ایجاد تحلیل‌های اشتباه و خطرناک در طرف مقابل سبب خواهد شد تا دیپلمات‌های ایرانی از موضع پایین وارد مذاکرات مستقیم یا غیرمستقیم شوند. 
بنیامین نتانیاهو با عبور از شکست هفتم اکتبر و نبرد فرسایشی طوفان الاقصی آنچنان در مقام تکبر قرار گرفته است که ضمن ادامه حملات به غزه، لبنان، سوریه و یمن قصد دارد تا ساختار داخلی رژیم صهیونیستی را با از سرگیری اصلاحات قضایی تغییر دهد.

برخی کارشناسان معتقدند در ظاهر رهبر حزب لیکود قصد دارد تا موازنه داخلی قدرت را به نفع راست گرایان صهیونیست تغییر دهد اما مخالفان او معتقدند «بی بی» برای فرار از پاسخگویی در خصوص پرونده‌های فساد و سپس شانه خالی کردن از مسئولیت شکست هفتم اکتبر قصد دارد تا ساختار قدرت در اسرائیل را تغییر دهد. دقیقا زمانی که دشمن تصور می‌کند در اوج قدرت قرار دارد، بیش از همیشه آسیب‌پذیر است. برهمین اساس لازم است تا نهادها و افراد ذی‌صلاح در پرونده منطقه هشیار بوده و با رصد مستمر تحولات آماده اجماع سازی و وارد کردن ضربه به دشمن اشغالگر باشند. 

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.