به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از همشهری آنلاین، همگام با اقدامات اروپا برای فعالسازی مکانیزم ماشه بازارها ازجمله بازار ارز و طلا با تلاطم مواجه شدند، اما آنطور که کارشناسان اقتصادی میگویند مکانیزم ماشه قادر به تغییرات بزرگ در اقتصاد ایران نیست، چرا که اقتصاد ایران در طول سالهای گذشته تجربه بزرگترین تحریمها را پشت سر گذاشته و با آنها تطبیق پیدا کرده است و فعالسازی دوباره تحریمها نمیتواند اثر معناداری بر اقتصاد ایران داشته باشد. به زبان دیگر اقتصاد ایران راههای دور زدن تحریمها را پیدا کرده و واکنشهای فعلی بازارها بیشتر جنبه روانی موضوع است.
جهشهای اخیر دلار به روایت منتقدان، محصول شبکههای سوداگرانه و جنگ روانی است، نه تغییر در بنیانهای اقتصادی کشور. کارشناسان تأکید میکنند اگر تجارت و نفت مختل نشود نرخ ارز به روند قبلی بازمیگردد.
این نوسانات ریشه اقتصادی ندارد و بیش از هر چیز ناشی از جو روانی، بازیهای شبکهای سوداگران و عوامل سیاسی داخلی و خارجی است. ظرف ۲۴ ساعت گذشته هیچ معامله واقعی ارز انجام نشده و بنابراین این جهش قیمت یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه محصول فشارهای روانی و سیاسی است. تجربههای قبلی نشان داده نرخ دلار پس از جهش دوباره به کانال قبلی بازگشته و این بار هم همین اتفاق رخ خواهد داد.
گروهی از سوداگران، دلالها و سوءاستفادهکنندگان از شرایط بازار بهطور شبکهای عمل و با استفاده از اخبار و رویدادهای سیاسی و اجتماعی، قیمتها را به نفع خود دستکاری میکنند. آنها با بهرهگیری از فضای مجازی این روند را سرعت میدهند و همزمان در سطوح مختلف هماهنگ میشوند.
درصورت فعال شدن مکانیسم ماشه کشور دچار دگرگونی شدید نخواهد شد، چرا که ایران سالهاست تحریم شده، اما با اتکا به ظرفیت داخل و دیپلماسی فعال اهداف خود را پیش میبرد. افزایش اخیر نرخ دلار دلیلی غیراقتصادی دارد و موقتی است. در واقع نگرانیها از فعال شدن مکانیسم ماشه و اثرات آن بر کشور موجب شده تا قیمت دلار به شکل غیرمنطقی افزایش یابد و این در حالی است که افزایش تقاضای واقعی در بازار ارز رخ نداده و ارز مورد نیاز فعالان اقتصادی در بازار رسمی کشور درحال تامین شدن است.
فعالسازی مکانیسم ماشه تنها جنبه روانی برای اعمال فشار بیشتر علیه کشور دارد و فاقد جنبه اجرایی و عملیاتی به شکل واقعی آن است. تجربه گذشته نشان داده ما میتوانیم با تکیه بر توان داخلی تحریمها را خنثی کنیم و این مسیر همچنان ادامه خواهد داشت.
تجربه نشان داد میتوانیم با تکیه بر توان داخلی و استفاده از ظرفیتهای خودمان گامهای مؤثری در مسیر بیاثر کردن تحریمهای غرب برداریم.
اینکه اروپاییها امروز حرف از فعالسازی مکانیسم ماشه میزنند جنبه رسانهای و روانی دارد. آنها هر قدر توانستهاند تحریمها را علیه ایران وضع کردهاند و چیزی نمانده که بخواهند دوباره بازگردانند. اروپاییها از مطرح کردن مکانیسم ماشه بهدنبال بهرهبرداریهای سیاسی هستند و سعی دارند با فشار روانی و سیاسی اهداف خود را پیش ببرند.
فعالسازی مکانیسم ماشه با هیچیک از قوانین بینالمللی سازگاری ندارد و صرفا جنبه روانی و فشار رسانهای دارد. در حوزه فروش نفت نیز تجربه نشان داده که با وجود همه تحریمها توانستهایم صادرات و وصول مطالبات را ادامه دهیم و این تحریمها نتوانسته مانع فعالیتهای ما شود.
نرخ ارز ایران بیشتر وابسته بهحساب تجاری است تا حساب سرمایه، به این معنا که عمده روند بلندمدت نرخ ارز در ایران توسط عوامل بنیادی اقتصادی تعیین میشود. افزایش اخیر قیمت دلار بیشتر ناشی از اخبار منفی، خروج سرمایه و مقطعی است. اگر مکانیسم ماشه اثری بر فروش نفت یا هزینههای مبادلات تجاری نداشته باشد نرخ ارز به سطح قبلی بازمیگردد. بانک مرکزی باید در برابر نوسانات ناشی از حساب سرمایه مداخله کند.
اقتصاد ایران بهشدت شرطی شده و به هر خبر سیاسی واکنش نشان میدهد. این وضعیت ناشی از نبود قواعد شفاف اقتصادی، کمعمق بودن بازار ارز، دلاریزه شدن ذهن جامعه و پیامرسانی متناقض مسئولان است. راه برونرفت، حرکت به سمت قاعدهمحوری، توسعه ابزارهای مالی نوین و بازسازی اعتماد به داراییهای ریالی است. اگر این مسیر طی شود دیگر تیترهای خبری و تهدیدهایی مثل مکانیسم ماشه اثر تعیینکننده بر بازار نخواهند داشت.
این که تحریمی وضع و چنان در رسانهها در مورد آن تبلیغ میکنند که بخواهند بازار داخلی را به هم بریزند و مردم را مشوش کنند جزو استراتژی و جنگ شناختیشان است و تحریم غیراز آثار اقتصادی همیشه یک بسته رسانهای و جنگ شناختی کنارش هست.
بعضیها مقایسه کردهاند که آن زمان اقتصاد ما این قدر از این تحریمها آسیب دید و الان شبیهسازی میکنند و میگویند الان هم این قدر آسیب خواهد دید. همه تحریمها مهم و اثرگذار هستند ولی به هیچوجه اثرشان یکی نیست.
اقتصاد این قدر بزرگ و خودکفاست که با تحریم نمیشکند. بله، با تحریم آسیب میبیند و روی زندگی مردم اثر میگذارد، اما تحریمی که الان وضع شده با وجود افتراق نظری که بین اعضای دائم شورای امنیت وجود دارد قطعا نمیتواند اثری که در آن دوران گذاشته است، داشته باشد و این شبیهسازیهایی که انجام میشود مبتنی بر یک فرض اشتباه است و آن اینکه تاریخ دقیقا به همان شکل تکرار میشود. واقعیت الان تغییرکرده و زمین بازی و نوع فعالیت اقتصادی ما نیز تغییر کرده است. اتفاقی که در آن دوران افتاد متناسب با وضعیت اقتصادی ما در آن دوران بود و آن تهدید با وضعیت ما در آن دوران تناسب داشت و با وضعیت الان ما تناسب ندارد.
اگر همه تحریمهای موجود را در یک مجموعه بریزیم و بگوییم اسنپبک چیزی به این اضافه میکند، قطعا پاسخ منفی است. از جهت محتوا و موضوع تحریمها و… هیچ شخص و کسبوکاری نیست که مشمول تحریمهای ایالات متحده آمریکا نبوده باشد و با این تحریمها الان مورد تحریم قرار گیرد.
فروش نفت ایران تحتتأثیر قرار نمیگیرد. هیچ جای قطعنامهها نگفته است که شما نفت ایران را نخر. متن تحریمها را نگاه کنیم چنین چیزی در آن نیامده که نفت نخر.
اثر واقعی مکانیسم ماشه در اقتصاد ما زیاد نیست و تأثیر جدی هم بر فروش نفت ایران و هزینههای مبادلهای ایران ندارد، ولی ممکن است اثر روانی آن بهطور موقت در اقتصاد ما وجود داشته باشد.
اصلا باید بیان شود مکانیسم ماشه اشتباه حقوقی بوده که در برجام گنجانده شد تا دستاورد ایران را در پایان دوره صفر کنند، البته ناگفته نماند که عمده تحریمها از طریق تحریمهای یکطرفه اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران اعمال شدند بنابراین اثر واقعی مکانیسم ماشه در اقتصاد ما زیاد نیست و تأثیر جدی هم بر فروش نفت ایران و هزینههای مبادلهای ایران ندارد ولی ممکن است اثر روانی آن بهطور موقت در اقتصاد وجود داشته باشد.
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل