خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم.
آیه ششم سوره مبارکه فاطر، پرده از یک واقعیت بنیادین در نظام خلقت برمیدارد: «إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا…» (بیگمان شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بگیرید). این آیه نه صرفاً یک توصیه اخلاقی، بلکه یک استراتژی حیاتی برای صیانت از هویت انسانی و سلامت ساختارهای اجتماعی است. در نگاه قرآن، شیطان نه یک موجود انتزاعی، بلکه یک «دشمن فعال» و «برنامهریز» است که هدف غایی او «حزبسازی» در برابر جبهه حق و کشاندن انسان به سوی «اصحاب سعیر» (دوزخیان) است. برای درک عمق این دشمنی و چگونگیِ «دشمن گرفتنِ» او در ساحتهای فرهنگی و اجتماعی، هیچ منبعی به پای نهجالبلاغه نمیرسد. امیرالمؤمنین علی (ع) در این اثر جاویدان، شیطان را از زوایای مختلف کالبدشکافی کرده و نشان میدهند که چگونه وسوسههای فردی به ناهنجاریهای کلان اجتماعی بدل میشوند.
تبارشناسی استکبار؛ از تکبر فردی تا گسست اجتماعی
امیرالمؤمنین در خطبه قاصعه (بزرگترین خطبه نهجالبلاغه) به کالبدشکافی دقیق شخصیت شیطان بر اساس مبانی قرآنی میپردازند. آیه ۶ سوره فاطر بر عداوت شیطان تأکید دارد و امام علی (ع) ریشه این عداوت را در «تعصب» و «تکبر» میجویند. ایشان شیطان را «پیشوای متعصبان» و «سر سلسله مستکبران» معرفی میکنند. از منظر اجتماعی، وقتی قرآن میفرماید شیطان دشمن شماست، حضرت علی (ع) هشدار میدهند که این دشمنی ابتدا از طریق نفوذ در لایههای روانی (تکبر) آغاز شده و سپس به بدنه جامعه سرایت میکند. عصبیتهای نژادی، قبیلهای و فخرفروشیهای طبقاتی که تار و پود یک جامعه سالم را از هم میگسلد، همان میوههای تلخ درخت شیطان هستند. در واقع، «دشمن گرفتنِ شیطان» در تراز نهجالبلاغه به معنای مبارزه با هرگونه خودبرتربینی و فخر فروشی در مناسبات اجتماعی است. اگر جامعهای اجازه دهد روحیه استکباری (که میراث شیطان است) در روابط میان حاکم و مردم یا طبقات مختلف نفوذ کند، عملاً در مسیر «حزب شیطان» قرار گرفته است.
استراتژیهای نفوذ؛ مدیریت افکار عمومی توسط جبهه باطل
آیه ۶ سوره فاطر هشدار میدهد که شیطان شما را فرا میخواند تا از اصحاب آتش باشید. در نهجالبلاغه، این «فراخوان» (یدعوا حزبه) به زیبایی تبیین شده است. امام علی (ع) در خطبههای متعدد از جمله خطبه ۱۰ و ۵۰، به روشهای «تلبیس» (حقنما نشان دادن باطل) اشاره میکنند. ایشان میفرمایند شیطان از آمیختن حق و باطل برای فریب مردم استفاده میکند. این دقیقاً همان کارکرد ضدفرهنگی است که امروزه در رسانههای معاند و جریانهای نفاق دیده میشود. شیطان (و پیروان انسانی او) با سوءاستفاده از شعارهای زیبا و کلمات حق، اراده باطل خود را پیش میبرند. امام در نهجالبلاغه تأکید دارند که شیطان «راههای نفوذ» (مسالک) خود را به گونهای طراحی میکند که انسانها بدون آنکه متوجه شوند، در خدمت اهداف او قرار میگیرند. در حوزه فرهنگی، این به معنای تغییر ذائقه مردم، جابجایی ارزشها و ناهنجار نشان دادن هنجارهای دینی است. دشمن گرفتنِ شیطان در اینجا به معنای داشتن «بصیرت نافذ» برای تشخیص مرز حق و باطل در غبار فتنههای اجتماعی است.
نفاق و گسست؛ شیطان در کالبد سیاست و قدرت
یکی از تجلیهای بارز عداوت شیطان در آیه ۶ سوره فاطر، تلاش او برای ایجاد تفرقه است. در نهجالبلاغه، شیطان معمار نفاق است. امام علی (ع) در نامه به عثمان بن حنیف و یا در توصیف خوارج و ناکثین، نشان میدهند که چگونه وسوسه قدرت و ثروت (که ابزارهای شیطان هستند) میتواند یاران دیرین را به دشمنان آرمانهای انسانی تبدیل کند. حضرت در خطبه ۱۲۱ هشدار میدهند که شیطان میکوشد پیوندهای ایمانی جامعه را بگسلد و به جای آن، پیوندهای مادی و فرقهای ایجاد کند. از منظر اجتماعی، «عدوّاً» فرض کردن شیطان یعنی مبارزه با هر جریانی که بر طبل تفرقه میکوبد و سعی در قطبیسازی جامعه دارد. جامعهای که بر اساس آموزههای نهجالبلاغه حرکت میکند، میداند که کینه، حسادت و حب جاه، ابزارهای نفوذ دشمن در بدنه حاکمیت و توده مردم است.
پرهیزکاری؛ زرهی در برابر حملات فرهنگی
قرآن کریم راه مقابله با این دشمن قسمخورده را هوشیاری و دشمنشناسی میداند. در نهجالبلاغه، «تقوا» نه یک مفهوم انزواطلبانه، بلکه یک قدرت تدافعی فعال در قلب اجتماع است. امام در خطبه همام (متقین)، ویژگیهای کسانی را برمیشمارند که شیطان را دشمن گرفتهاند. این افراد در روابط اجتماعی خود اهل تواضع، در مصرف اهل میانه روی و در سخن گفتن اهل راستی هستند. این سبک زندگی، سد محکمی در برابر نفوذ شیطان است. از منظر فرهنگی، نهجالبلاغه به ما میآموزد که برای خنثی کردن نقشههای شیطان، باید «تقوای اجتماعی» را تقویت کرد. تقوای اجتماعی یعنی نظارت همگانی، امر به معروف و نهی از منکر، و عدم پذیرش الگوهای مصرفگرایانه و تجملاتی که شیطان به وسیله آنها فقر فرهنگی و مادی را بر جامعه تحمیل میکند.
دنیازدگی؛ بسترساز سلطه شیطان بر فرهنگ عمومی
در انتهای آیه ۶ سوره فاطر، هدف شیطان کشاندن انسان به «سعیر» (آتش فروزان) ذکر شده است. نهجالبلاغه دوزخ را صرفاً در سرای دیگر نمیبیند، بلکه جامعهای که درگیر حرص، آز و بیعدالتی است، خود نمونهای از جهنم دنیوی است. امام علی (ع) بارها در نهجالبلاغه از «دنیا» به عنوان دامگاه اصلی شیطان یاد میکنند. البته دنیایی که مایه غرور و غفلت باشد. از نگاه اجتماعی، وقتی فرهنگ یک جامعه به سمت مادیگرایی مفرط سوق پیدا کند، شیطان به راحتی میتواند بر آن جامعه حکومت کند. امام با نکوهش دنیازدگی، در واقع در حال خلع سلاح کردن شیطان در ساحت فرهنگ عمومی هستند. ایشان میفرمایند: «شیطان راههای خود را برای شما آسان جلوه میدهد تا گرههای دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید». این گشودن گرهها، همان استحاله فرهنگی است که از طریق رواج سبک زندگی غیردینی صورت میگیرد.
انطباق آیه ۶ سوره فاطر با معارف نهجالبلاغه به ما میآموزد که مبارزه با شیطان، یک جنگ دائمی در تمام ابعاد زندگی است. شیطان دشمنی است که از جبهه فرهنگی (شبهات)، اقتصادی (طمع و ربا) و سیاسی (استکبار و نفاق) وارد میشود. رویکرد اجتماعی نهجالبلاغه به ما میگوید که «فاتخذوه عدوّاً» یعنی:
۱. در مقابل استکبار و خودبرتربینی اجتماعی ایستادگی کنیم (نفی روحیه شیطانی).
۲. بصیرت سیاسی و فرهنگی خود را برای تشخیص حق از باطل در فتنهها بالا ببریم.
۳. تقوای اجتماعی و وحدت اسلامی را به عنوان اصلیترین سنگر در برابر حزب شیطان حفظ کنیم.
در نهایت، کلام امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه، نقشه راهی است برای تبدیل یک جامعه بالقوه آسیبپذیر به یک جامعه مستحکم که در آن، وسوسههای شیطانی رنگ میبازند و آرمانهای الهی قرآن در رگهای حیات اجتماعی جاری میشود. این همان معنای حقیقی دشمن گرفتنِ شیطان است؛ یعنی ساختن دنیایی که در آن اراده الهی بر اراده مستکبران و وسوسهگران برتری یابد.