یادداشت مهمان – حسین ناهی، کارشناس ارتباطات و فناوری اطلاعات: پروژه فیبرنوری در دولت قبل، یک مگاپروژه برای تغییر زیرساخت ارتباطی کشور بعد بیش از نیم قرن به شمار می رفت که با برنامه ریزی گسترده ای در شهرها و استان های سراسر کشور آغاز شد. قرار بود در این پروژه، فیبرنوری جایگزین سیم مسی شود تا دسترسی میلیون ها کاربر با چند ده برابر سرعت بیشتر تضمین شود. بنا به آمارهای سازمان تنظیم مقررات، در شهریور ۱۴۰۳ که همزمان با پایان دولت قبل بود، بیش از ۸ میلیون خانوار تحت پوشش فیبرنوری قرار گرفته بود. در واقع وزارت ارتباطات در دولت سیزدهم توانسته بود طی سه سال، بیش از ۸ میلیون پوشش فیبرنوری در کشور ایجاد کند.
اما بنا به آخرین آمارهای رسمی، تا پایان پاییز ۱۴۰۴ یعنی ۱۶ ماه پس از شروع به کار دولت چهاردهم، میزان پیشرفت پروژه فیبرنوری، به پوشش ۹ میلیون و ۲۰۰ هزار خانوار رسید. به عبارتی میزان پیشرفت این پروژه ملی در طول یک سال و چهار ماه دولت چهاردهم، تنها ۱۴ درصد پیشرفتی بود که طی سه سال دولت قبل بدست آمد. هدف از چند جمله بالا به هیچ وجه حمایت از فلان دولت و نقد بیسار دولت نیست، بلکه توجه به ادامه این روند است که وزارت ارتباطات در چرخشی عجیب تصمیم گرفت روند توسعه فیبرنوری توسط ۱۰ اپراتور دارای پروانه را به تنها شرکت مخابرات ایران به عنوان اپراتور غالب، بسپارد.
با این اقدام تمام تلاش دولت قبل برای رفع انحصار شرکت مخابرات ایران به باد رفت تا به نام وفاق، انحصار بازار ارتباطات ثابت دوباره به شرکت مخابرات ایران تقدیم شود و این شرکت در قالب طرح سوآپ، پروژه جایگزینی سیم مسی با فیبرنوری را پی بگیرد. این اقدام باعث شد تا بیش از ۹ میلیون ۲۰۰ هزار پوششی که اعلام شده با لحاظ آمارهای شرکت مخابرات ایران به روزرسانی شده باشد. از طرفی قطع بیش از دو ماهه اینترنت در کشور و تعطیلی های رخ داده به دلیل جنگ اخیر، باعث شد باقیمانده مگاپروژه فیبرنوری هم اگر مانده بود، بخار شود تا عملا چیزی از هزاران میلیارد تومان سرمایه گذاری و تلاشی که صورت گرفت تا زیرساخت ارتباطی کشور بعد از دهه ها به روز رسانی شود، باقی نماند.
تعطیلی مگاپروژه فیبرنوری، عملا باعث شد تا وزارت ارتباطات از مصاف سخت، وقتگیر و چالشی با شهرداری ها و فرمانداری شهرهای سراسر کشور معاف شود تا با عافیت اندیشی همه چیز را به شرکت مخابرات ایران بسپارد و بر روی آمارهای آنها سوار شود. از طرفی شرکت مخابرات ایران که از بعد جدایی از بدنه دولت، بر اساس سیاست های صاحبان سهام، مبتنی بر کسب درآمد مشغول به فعالیت است در شرایط کنونی تصمیم گرفت تا ادامه سرمایه گذاری در پروژه مهاجرت به سمت فیبرنوری را معلق کند تا برای ادامه حیات، نقدینگی اش را برای پرداخت حقوق یا امور جاری بتواند هزینه کند و اگر عمری برایشان باقی ماند، چند ماه یا شاید هم چند سال دیگر به سراغ از سر گرفتن آن برود.
به بیان ساده تا اطلاع ثانوی مگا پروژه فیبرنوری به عنوان یکی از اصلی ترین و بزرگترین پروژه های دولت، تعطیل شد. بی آنکه کسی یا نهادی در مورد سرانجام نافرجام آن توضیح دهد. شرکت مخابرات ایران، سازمان تنظیم مقررات و حتی وزارت ارتباطات در تصمیمی همزمان با رفتن سراغ عافیت، عطای فیبرنوری را به لقایش بخشیده اند و با برگرداندن روی خود به سمت دیگر، انگار نه انگار که یک پروژه ملی با صرف هزاران میلیارد سرمایه گذاری، به تعطیلی رسیده است.
ای کاش کسی باشد تا وقتی فلان معاون یا فلان مشاور وزیر جلوی دوربین رسانه ها قرار می گیرد و از صدها یا شاید هزاران میلیارد ضرر و زیان کسب و کارها از قطع اینترنت می گوید، متذکر شود که بخش قابل توجهی از زیان وارده که در محاسبات آنها لحاظ نمی شود، مستقیما مربوط به تعطیلی پروژه فیبرنوری است که نادیده گرفته می شود.در چنین شرایطی لازم است، قطع بیش از شصت روزه اینترنت را به تعطیلی پروژه بهسازی و به روزرسانی زیرساخت ارتباطی کشور الصاق کنیم تا مشخص شود، ضعیف ترین وزارت ارتباطات بعد از انقلاب، در دوران رییس جمهوری درحال حیات و ممات است که یکی از وعده های اصلی اش، اینترنت بود.
امید می رود روابط عمومی آن وزارتخانه که با ماسک دفاع از حقوق مردم و با شعار مبارزه با هرگونه اینترنت طبقاتی و تبعیض، پروپاگاندایی را با صرف میلیاردها تومان هزینه هدایت می کند را لااقل این بار به سمت معدود رسانه ها یا خبرنگاران منتقد گسیل ندارد و بجای آن برای مردم توضیح دهد که اقدامات آن وزارتخانه در چهل روز جنگ رمضان را کجا و در چه زمانی روایت و منعکس کرده و چگونه توانسته به ایفای نقش در آن برهه حساس بپردازد!