یادداشت مهمان- حسین رجائی فعال سیاسی و رسانه: رفع تحریم سرابی است که چند دهه ما را به دنبال خود کشیده است. سرابی که بی هیچ دستاوردی، وقت و انرژی بسیاری از ملت ما گرفته و با رقم زدن تلاطمهای اقتصادی و اجتماعی گوناگون، هزینههای بسیاری را به کشورمان تحمیل کرده است. این تجربه زیسته یک ملت است که با غفلت و نادیده گرفتن از بین نمیرود.
آمریکاییها خیلی راحت زیر تعهدات رفع تحریم خود در توافقنامه الجزایر زدند، پس از دریافت کمکهای ما در هر دو قضیه آزاد شدن گروگانهایشان در لبنان و جنگ با طالبان، به هیچ یک از قولهایشان عمل نکردند. در قضیه برجام ابتدا دولت اوباما علیالظاهر تحریمها را برداشت ولی با فشار به بانکها و شرکتهای بزرگ غربی مانع از بازگشت آنها به بازار ایران شد، در نهایت هم وقتی انجام تعهدات ایران به پایان رسید دولت ترامپ مثل آب خوردن برجام را پاره کرد! در زمان امضای برجام، جو بایدن معاون اوباما بود ولی حتی دولت او نیز حاضر به بازگشت به برجام نشد! آخرین هزینه تلاشهای ملی بیسرانجام ما برای رفع تحریم، دو جنگ اخیر در میانه مذاکرات با دشمن بوده است.
رهبر شهید ما بارها و بارها از این حقیقت پرده برداشت و در نهایت با خون خود آن را امضا کرد. او که گفت: بنا به تجربه، «مذاکره با آمریکا هوشمندانه، عاقلانه و شرافتمندانه نیست» و گفت: چنین مذاکرهای «ضررهای بزرگی برای کشور دارد» و «بنبست محض است». رهبر شهیدمان با علم به این حقیقت که دشمن درباره رفع تحریم «دروغ میگوید» و تنها به دنبال «تحمیل» و «تسلیم» است، از همان ابتدا بارها تمرکز بر روی راهبرد «خنثیسازی تحریمها» را به جای رفع تحریم توصیه نمود.
راهبرد خنثیسازی تحریمها در اندک مورادی همچون “سیاست همسایگی” در دولت شهید رئیسی مورد توجه قرار گرفت و البته بسیار موفق عمل کرد. اما در مجموع آنگونه که باید مورد توجه مسئولان کشور واقع نشد. آن زمان شاید میشد به این ضعف و خطا در باورهای مسئولان با دیده اغماض نگریست اما امروز که به لطف خداوند و به برکت خون شهدای جنگ رمضان، ابزار راهبردی و کارآمد تنگه هرمز در اختیار ماست چنین ضعف نگرشهایی به هیچ وجه پذیرفته نیست.
در بازی رفع تحریم، ابتکار عمل در دست دشمن است. پیچ تحریمها را شل و سفت میکند تا بتواند رفتار ما را کنترل کند اما هرگز دست خود را از چنین ابزار موثری کوتاه نمیکند. اگر تحریمها را روی کاغذ بردارد، به هزار طریق آشکار و پنهان در مسیر اجرای آن کارشکنی میکند و اگر حتی اجرا کند به هزار بهانه دیگر میتواند هروقت خواست آنها را برگرداند. در مسیر خنثیسازی تحریم اما چشم ما دیگر به دست دشمن نیست و ابتکار عمل در دست ماست. با این وصف، از دست دادن تنگه هرمز حتی در عوض رفع یکجا و آنی همه تحریمها خطاست. چرا باید ابزار قدرتمندی که کنترل آن به دست خودمان است و ما را به بازیگری فعال و موثر در صحنه بینالملل تبدیل میکند را با ابزاری که کنترلش در دست دشمن است معاوضه کنیم!؟
بهایی که ما میخواهیم برای رفع تحریمها بپردازیم نکته دیگری است که پرهیز از این مسیر پرضرر را برای ما ضروری میسازد. خالی کردن دستمان از فناوری غنیسازی و اورانیومهای غنی شده، نه تنها ضربهای به مسیر پیشرفت کشور است بلکه با از بین بردن بازدارندگی کشورمان، ما را با تهدیدات امنیتی بزرگی در آینده مواجه میکند. پس سوال اساسی این است: چرا علیرغم تجارب تلخ گذشته و به امید واهی رفع تحریم، باید دست کشور را از دو ابزار قدرتمند توان هستهای و تنگه هرمز خالی کنیم!؟ دو ابزاری که تضمینکننده امنیت، پیشرفت و قدرت کشور هستند و نویدبخش بیاثر شدن هر تحریم و تهدیدی در آینده.
اکنون پس از ریخته شدن خون رهبر شهیدمان و پس از تحمل یک جنگ ویرانگر، پی گرفتن همان مسیر گذشته مذاکرات با دشمن، خطایی مضاعف است که امید است مسئولان امر با هوشمندی و درایت از آن پرهیز کنند و همچنان که در پیام رهبر معظم انقلاب نیز تاکید شده است: «با اعمال مدیریت بر تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را نفع همه ملتهای منطقه» رقم بزنند.