خبرگزاری مهر – گروه جامعه: در اتاقهای تصمیمگیری، از بحران جمعیت، کاهش فرزندآوری و پیر شدن ایران گفته میشود؛ از ضرورت ازدواج جوانان و حمایت از خانوادهها. اما چند خیابان آنطرفتر، زوجهای جوانی هستند که ماههاست میان شعب بانکها، ضامن و پروندههای نیمهکاره سرگرداناند؛ جوانانی که برای شروع سادهترین شکل زندگی مشترک باید در صفی بایستند که پایانش معلوم نیست. تناقض از همینجا آغاز میشود؛ از یک سو توصیه به ازدواج و فرزندآوری، و از سوی دیگر، وامی که قرار بود گرهگشا باشد اما حالا خودش به مانعی تازه تبدیل شده است.
در حالی که مسئولان کشور نسبت به کاهش نرخ باروری، پیر شدن جمعیت و افزایش سن ازدواج هشدار میدهند، آمارهای رسمی نشان میدهد مسیر ازدواج برای جوانان هر روز سختتر از قبل میشود؛ از تورم و مسکن گرفته تا صفهای طولانی وام ازدواج که حالا به بیش از نیم میلیون نفر رسیده است.
این روزها از یک سو سیاستهای کلی جمعیت، جوانان را به ازدواج و فرزندآوری تشویق میکند و از سوی دیگر، زوجهای جوان باید ماهها و حتی بیش از یک سال در انتظار دریافت وامی بمانند که قرار بود گرهگشای شروع زندگی مشترکشان باشد.
زنگ خطر جمعیت؛ ایران به سمت سالمندی میرود
مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، با اشاره به روند نگرانکننده کاهش ازدواج و فرزندآوری گفته است که اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، تا سال ۱۴۳۰ حدود ۳۲ درصد جمعیت ایران سالمند خواهند بود.
وی همچنین هشدار داده که نرخ باروری کشور در سال ۱۴۰۴ به ۱.۳۴ رسیده؛ عددی که بسیار پایینتر از حد جانشینی جمعیت است. به گفته او، اگر این روند ادامه پیدا کند، جمعیت ایران تا سال ۲۱۰۰ میلادی ممکن است به ۳۱ میلیون نفر کاهش یابد.

سقوط ازدواج؛ نصف شدن آمار نسبت به سال ۸۹
آمارها نشان میدهد تعداد ازدواجها نسبت به اوج خود در سال ۱۳۸۹ تقریباً نصف شده است و در سال ۱۳۸۹ بیش از ۸۹۱ هزار ازدواج ثبت شده بود اما این عدد در سال ۱۴۰۴ به حدود ۴۳۱ هزار مورد رسیده است؛ یعنی کاهش ۵۰ درصدی در کمتر از دو دهه و همزمان میانگین سن ازدواج نیز افزایش یافته؛ زنان به طور متوسط در ۲۴.۱ سالگی و مردان در ۲۸.۲ سالگی برای نخستین بار ازدواج میکنند.
«ازدواج کنید»؛ اما چگونه؟
در شرایطی که مسئولان از ضرورت ازدواج و فرزندآوری صحبت میکنند، بسیاری از جوانان میپرسند با چه پشتوانهای باید زندگی مشترک را آغاز کنند؟
مسکن، اشتغال ناپایدار، تورم و هزینههای سنگین زندگی حالا به موانعی جدی تبدیل شدهاند. در این میان وام ازدواج که قرار بود بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد، خود به یک بحران تبدیل شده است.
صف نیم میلیونی وام ازدواج
علیرضا رحیمی، معاون امور جوانان وزارت ورزش و جوانان، از وجود صف انتظار بیش از ۵۴۹ هزار نفری برای دریافت وام ازدواج خبر داده است؛ صفی که باعث شده زمان انتظار دریافت تسهیلات به بیش از یک سال برسد.
وی تاکید کرده که تاخیر در پرداخت وام ازدواج فقط یک مسئله اقتصادی نیست بلکه تبعات اجتماعی گستردهای دارد؛ چرا که بسیاری از زوجها آغاز زندگی مشترک خود را به دریافت این وام گره زدهاند.
به گفته رحیمی، در حالی که سال گذشته بیش از ۲۰۸ هزار میلیارد تومان تسهیلات ازدواج پرداخت شده، همچنان صدها هزار متقاضی پشت در بانکها ماندهاند.

تناقض آشکار در سیاستها
تناقض دقیقاً همینجاست؛از یک طرف کشور با بحران کاهش جمعیت روبهروست و مسئولان از جوانان میخواهند ازدواج کنند و فرزند بیاورند، اما از طرف دیگر ابتداییترین ابزار حمایتی یعنی وام ازدواج با بروکراسی سنگین، کمبود منابع و صفهای طولانی مواجه شده است.
زوجهای جوان میگویند وقتی دریافت یک وام ساده بیش از یک سال طول میکشد، چطور میتوان برای آینده، خانه و فرزند برنامهریزی کرد؟
کاهش فرزندآوری؛ نتیجه طبیعی فشار اقتصادی
دبیر ستاد ملی جمعیت میگوید ۷۵ درصد جوانان، شرایط اقتصادی را مهمترین عامل در تصمیمگیری برای فرزندآوری میدانند و همین مسئله باعث شده حتی تولد فرزندان اول و دوم نیز روندی کاهشی داشته باشد؛ در حالی که ۷۲ درصد تولدهای کشور مربوط به فرزندان اول و دوم است و دقیقاً همین بخش بیشترین تاثیر را بر حفظ جمعیت دارد.

وامهایی که به «خودیها» میرسد
معاون امور جوانان وزارت ورزش همچنین به گزارشهایی اشاره کرده که نشان میدهد برخی بانکها منابع قرضالحسنه را به جای وام ازدواج، صرف پرداخت تسهیلات به شرکتها و افراد وابسته کردهاند و طبق این آمار، ۲۲ بانک تا پایان شهریور حدود ۲۶۶ هزار میلیارد تومان به کارکنان و شرکتهای زیرمجموعه خود وام دادهاند؛ رقمی که انتقادهای زیادی را برانگیخته است، واقعیت این است که بحران جمعیت فقط با شعار حل نمیشود، وقتی جوانان برای پیدا کردن شغل، تامین مسکن و حتی دریافت وام ازدواج با بنبست مواجهاند، طبیعی است که ازدواج و فرزندآوری را به تعویق بیندازند.
اگر سیاستهای جمعیتی قرار است نتیجه بدهد، باید حمایتهای واقعی و ملموس از جوانان آغاز شود؛ وگرنه فاصله میان حرفها و واقعیت زندگی مردم هر روز بیشتر خواهد شد.