خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: اعلام «تحریم کامل دریانوردی علیه دشمن صهیونیستی در دریای سرخ» از سوی نیروهای مسلح یمن در واقع نشانه ورود جنگ منطقه به مرحلهای جدید است؛ مرحلهای که در آن معادلات نبرد تنها در آسمان غزه، لبنان یا سرزمینهای اشغالی تعیین نمیشود، بلکه مسیرهای تجارت جهانی، خطوط انتقال انرژی و شاهراههای دریایی نیز به بخشی از میدان رویارویی تبدیل شدهاند.
به دنبال حملات موشکی ایران به سرزمین های اشغالی در واکنش به حملات رژیم صهیونیستی به بیروت یمنی ها نیز ضمن شلیک موشک به سمت اسرائیل اقدام مهم تری از شلیک موشک انجام دادند. یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن اعلام کرد که این کشور علاوه بر حمله موشکی به اهدافی در یافای اشغالی، تحریم کامل دریانوردی علیه رژیم صهیونیستی در دریای سرخ را نیز به اجرا خواهد گذاشت و هرگونه تحرک مرتبط با اسرائیل را هدفی نظامی تلقی میکند. اهمیت این موضع زمانی روشنتر میشود که بدانیم دریای سرخ و تنگه بابالمندب برای اسرائیل تنها یک مسیر دریایی عادی نیستند، بلکه بخشی از شریان حیاتی اقتصاد و امنیت این رژیم به شمار میروند.
چرا دریای سرخ برای اسرائیل اهمیت حیاتی دارد؟
اسرائیل از لحاظ جغرافیایی در موقعیتی قرار دارد که بخش مهمی از تجارت خارجی آن از طریق دریا انجام میشود. اگرچه بنادر مدیترانهای این رژیم همچون حیفا و اشدود نقش مهمی در تجارت با اروپا دارند، اما مسیر دریای سرخ برای ارتباط اسرائیل با آسیا، شرق آفریقا و اقیانوس هند اهمیت ویژهای دارد.
بندر ایلات در جنوبیترین نقطه سرزمینهای اشغالی و در ساحل خلیج عقبه قرار گرفته است. این بندر تنها روزنه مستقیم اسرائیل به دریای سرخ محسوب میشود. هر کشتی که بخواهد از ایلات به سمت آسیا یا شرق آفریقا حرکت کند باید از دریای سرخ و سپس از بابالمندب عبور کند.
به همین دلیل، هرگونه ناامنی در بابالمندب عملا به معنای محدود شدن دسترسی اسرائیل به یکی از مهمترین مسیرهای تجاری جهان است. در سالهای گذشته مقامات اسرائیلی بارها از امنیت دریای سرخ به عنوان یکی از اولویتهای راهبردی خود یاد کردهاند، زیرا اختلال در این مسیر میتواند مستقیما بر تجارت، واردات کالا، صادرات و حتی برخی نیازهای امنیتی و نظامی این رژیم تأثیر بگذارد.
بابالمندب؛ گلوگاه اقتصاد جهانی
برای درک بهتر اهمیت اقدام یمن باید جایگاه بابالمندب در اقتصاد جهانی را شناخت. بابالمندب در جنوبیترین بخش دریای سرخ قرار دارد و این دریا را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند. این گذرگاه در کنار تنگه هرمز و کانال سوئز یکی از مهمترین گلوگاههای راهبردی جهان به شمار میرود.
میلیونها بشکه نفت و فرآوردههای نفتی روزانه از این مسیر عبور میکنند. بخش قابل توجهی از تجارت میان آسیا و اروپا نیز از همین آبراه انجام میشود. هزاران کشتی تجاری و کانتینری برای رسیدن به کانال سوئز ناگزیر از عبور از بابالمندب هستند.
اگر این مسیر ناامن شود، کشتیها مجبور خواهند شد مسیر بسیار طولانیتری را از طریق دماغه امید نیک در جنوب آفریقا طی کنند. چنین تغییری نه تنها زمان حملونقل را افزایش میدهد بلکه هزینه سوخت، بیمه و حمل کالا را نیز به شکل چشمگیری بالا میبرد. به همین دلیل است که امنیت بابالمندب صرفا موضوعی مربوط به یمن یا حتی خاورمیانه نیست؛ بلکه مسئلهای جهانی محسوب میشود.
یمن و استفاده از جغرافیا به عنوان ابزار قدرت
در بسیاری از تحلیلها، توان نظامی یمن به تعداد موشکها و پهپادهای این کشور محدود میشود؛ اما واقعیت آن است که مهمترین مزیت راهبردی یمن نه در تسلیحات، بلکه در موقعیت جغرافیایی آن نهفته است.
یمن بر یکی از حساسترین نقاط اتصال تجارت جهانی اشراف دارد. این موقعیت به صنعا امکان میدهد حتی بدون ورود به یک جنگ کلاسیک گسترده، هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی بر طرف مقابل تحمیل کند. آنچه طی ماههای گذشته رخ داده نیز مؤید همین واقعیت است. حملات یمن و تهدید کشتیرانی در دریای سرخ باعث شد بسیاری از شرکتهای بزرگ حملونقل دریایی مسیرهای خود را تغییر دهند. برخی خطوط کشتیرانی عبور از دریای سرخ را متوقف کردند و بخشی از تجارت جهانی به مسیرهای طولانیتر منتقل شد. در واقع، یمن نشان داد که میتواند از جغرافیا به عنوان یک ابزار بازدارندگی استفاده کند؛ ابزاری که گاه تأثیر آن از برخی عملیاتهای نظامی نیز بیشتر است.
چرا تحریم دریایی برای اسرائیل نگرانکننده است؟
اعلام تحریم کامل دریایی علیه اسرائیل چند پیامد مهم برای این رژیم دارد. نخست آنکه فشار اقتصادی بر اسرائیل را افزایش میدهد. هرگونه محدودیت در مسیرهای تجاری دریای سرخ هزینه واردات و صادرات را بالا میبرد و فشار بیشتری بر اقتصاد این رژیم وارد میکند. دوم آنکه وابستگی اسرائیل به حمایت نظامی آمریکا و متحدان غربی را افزایش میدهد. حفظ امنیت مسیرهای دریایی نیازمند حضور گسترده ناوگانهای نظامی در منطقه است؛ حضوری که هزینههای مالی و سیاسی قابل توجهی برای واشنگتن و متحدانش به همراه دارد.
معادله جدید بازدارندگی
تحولات اخیر بیانگر ظهور نوعی بازدارندگی جدید در منطقه است. در گذشته بازدارندگی عمدتا بر توان موشکی، نیروی هوایی یا قدرت نظامی مستقیم استوار بود، اما اکنون بازیگرانی مانند یمن نشان دادهاند که میتوانند از ابزارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی نیز برای اعمال فشار استفاده کنند. اهمیت این مسئله در آن است که تأثیر چنین اقداماتی محدود به میدان نبرد باقی نمیماند. هرگونه اختلال در دریای سرخ میتواند بر بازارهای جهانی انرژی، قیمت کالاها، زنجیره تأمین بینالمللی و حتی اقتصاد کشورهای دوردست اثر بگذارد. به همین دلیل، تصمیم اخیر یمن را باید فراتر از یک اقدام تاکتیکی ارزیابی کرد. این تصمیم بخشی از نبردی بزرگتر بر سر شکلدهی به موازنه قدرت در منطقه است؛ نبردی که در آن جغرافیا، اقتصاد و امنیت بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شدهاند.
نتیجه
تحولات اخیر نشان میدهد که یمن به یکی از مؤثرترین اضلاع بازدارندگی منطقهای تبدیل شده است. اگر حملات موشکی ایران به سرزمینهای اشغالی نشاندهنده توان پاسخ مستقیم به اقدامات اسرائیل است، اقدام یمن در هدف قرار دادن منافع دریایی رژیم صهیونیستی بعد دیگری از این معادله را آشکار کرد؛ بعدی که مستقیماً با اقتصاد، تجارت و امنیت راهبردی اسرائیل گره خورده است.
ورود جدیتر یمن به میدان، اسرائیل را با چالشی مواجه کرده که صرفا ماهیت نظامی ندارد. تلآویو اکنون نه تنها باید نگران جبهههای غزه، لبنان و حملات موشکی ایران باشد، بلکه ناچار است امنیت یکی از حیاتیترین مسیرهای تجاری خود را نیز تأمین کند. این مسئله در شرایطی رخ میدهد که هرگونه اختلال در دریای سرخ و بابالمندب میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی بر اسرائیل و حامیان غربی آن تحمیل کند.
در واقع، آنچه امروز در حال شکلگیری است یک معادله جدید بازدارندگی است؛ معادلهای که در آن جنگ دیگر تنها در میدان نبرد تعریف نمیشود، بلکه شریانهای تجارت جهانی نیز به بخشی از عرصه رویارویی تبدیل شدهاند. تصمیم یمن نشان میدهد که در صورت گسترش درگیریها، اسرائیل ممکن است همزمان با چندین جبهه فعال مواجه شود؛ جبهههایی که از مرزهای فلسطین اشغالی فراتر رفته و تا دریای سرخ و مسیرهای حیاتی اقتصاد جهانی امتداد پیدا میکنند. همین مسئله میتواند محاسبات راهبردی تلآویو را با پیچیدگیهای بیسابقهای روبهرو کرده و هزینه هرگونه تشدید تنش در منطقه را به شکل قابل توجهی افزایش دهد.