خبرگزاری مهر، گروه استانها – کوروش دیباج: جنگها همواره تنها جان انسانها را تهدید نمیکند بلکه حافظه تاریخی ملتها را نیز هدف قرار میدهد. از ویرانی کتابخانهها و موزهها در جنگ جهانی دوم گرفته تا تخریب محوطههای باستانی در خاورمیانه طی دهههای اخیر تجربه جهانی نشان داده که میراث فرهنگی در شرایط بحرانهای نظامی از نخستین قربانیان است. به همین دلیل جامعه جهانی پس از جنگ جهانی دوم تلاش کرد با تدوین قواعد حقوقی مشخص، سازوکارهایی برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ ایجاد کند؛ سازوکارهایی که مهمترین آنها در قالب کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و شبکه بینالمللی سپر آبی شکل گرفت.
در ایران نیز این موضوع پس از تهاجم اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان و انتشار گزارشهایی درباره آسیبدیدگی برخی بناها و محوطههای تاریخی بیش از گذشته مورد توجه افکار عمومی، کارشناسان و فعالان حوزه میراث فرهنگی قرار گرفت. در چنین فضایی، اظهارات پتی گرستنبلیث، رئیس کمیته سپر آبی آمریکا و از چهرههای شناختهشده حقوق بینالملل میراث فرهنگی، بار دیگر بحث جایگاه ایران در سازوکارهای جهانی حفاظت از میراث فرهنگی در دوران بحران را به صدر گفتوگوهای تخصصی آورد.
گرستنبلیث در سخنانی اعلام کرده بود که ایران، لبنان فاقد کمیته ملی سپر آبی هستند. هرچند این حقوقدان برجسته تأکید کرده بود که تشکیل کمیته ملی سپر آبی شرط لازم برای استفاده از نشان سپر آبی نیست اما وجود چنین کمیتههایی بخشی از سازوکارهای رسمی حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ، بحران و بلایای گسترده محسوب میشود.
این اظهارات در شرایطی مطرح شد که ایران با برخورداری از میلیونها اثر تاریخی شناساییشده، هزاران بنای ارزشمند، صدها موزه و دهها اثر ثبتشده در فهرست میراث جهانی، یکی از مهمترین دارندگان میراث فرهنگی در جهان به شمار میرود؛ کشوری که در طول تاریخ معاصر نیز تجربه جنگ، تهدیدهای امنیتی و بحرانهای مختلف را پشت سر گذاشته است.
پرسش مهمی که اکنون در میان کارشناسان مطرح میشود، این نیست که آیا ایران در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی فاقد اقدام بوده است یا خیر؛ بلکه پرسش اصلی آن است که جایگاه کمیته ملی سپر آبی در نظام حفاظت میراث فرهنگی کشور چیست و نبود آن چه تأثیری بر ظرفیتهای حقوقی و بینالمللی ایران در مواجهه با بحرانهای آینده خواهد داشت.
سپر آبی؛ فراتر از یک نشان بر سردر موزهها
در روزهای ابتدایی جنگ رمضان انتشار تصاویر نصب نشان سپر آبی بر سردر برخی موزهها و مراکز فرهنگی کشور بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت. بسیاری از کارشناسان این اقدام را نشانهای از توجه نهادهای فرهنگی به الزامات حقوق بینالملل میراث فرهنگی دانستند اما همین موضوع باعث شد پرسش دیگری نیز مطرح شود؛ اگر ایران فاقد کمیته ملی سپر آبی است، استفاده از این نماد بر چه مبنایی انجام شده است؟
منیره خلقی رئیس ایکوم ایران در گفتگو با مهر تأکید کرد: ایران تاکنون موفق به تشکیل کمیته ملی سپر آبی نشده، اما این موضوع به معنای ممنوعیت استفاده از نشان سپر آبی نیست.
به گفته وی استفاده از این نماد ریشه در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و پروتکلهای الحاقی آن دارد؛ کنوانسیونی که ایران نیز از اعضای آن محسوب میشود.
خلقـی معتقد است: یکی از چالشهای موجود، برداشت محدود از مفهوم سپر آبی است. از نگاه وی، در برخی سطوح هنوز سپر آبی صرفاً به عنوان یک علامت یا نماد شناخته میشود، در حالی که فلسفه وجودی آن بسیار گستردهتر از نصب یک نشان بر روی بناها و موزههاست.
به گفته رئیس ایکوم ایران، سپر آبی مجموعهای از سازوکارهای حقوقی، آموزشی، حفاظتی و بینالمللی را در بر میگیرد که هدف آن کاهش آسیب به میراث فرهنگی در زمان جنگ و بحران است. از همین رو، این سازوکار تنها به موزهها محدود نمیشود و کتابخانهها، آرشیوها، اماکن مذهبی، مجموعههای فرهنگی و محوطههای تاریخی را نیز شامل میشود.
همین گستردگی وظایف سبب شده است که تشکیل کمیتههای ملی سپر آبی در بسیاری از کشورها نیازمند همکاری میان دستگاههای مختلف از جمله نهادهای فرهنگی، نیروهای نظامی، سازمانهای امدادی، دانشگاهها و مراکز تخصصی باشد.
حلقه اتصال میان میراث فرهنگی و مدیریت بحران
کارشناسان حقوق بینالملل میراث فرهنگی معتقدند اهمیت اصلی کمیتههای ملی سپر آبی در نقش هماهنگکننده آنها نهفته است. این کمیتهها معمولاً پیش از وقوع بحران وارد عمل میشوند و وظایفی فراتر از واکنشهای اضطراری را بر عهده دارند.
یکی از مهمترین این وظایف، تهیه بانکهای اطلاعاتی جامع از اموال فرهنگی، تدوین برنامههای مدیریت بحران، آموزش نیروهای نظامی، برنامهریزی برای تخلیه اضطراری آثار، هماهنگی با نهادهای بینالمللی و پیگیری ثبت اماکن در فهرستهای حمایتی ویژه است.
منیره خلقی نیز در همین زمینه تأکید میکند: نصب نماد سپر آبی به تنهایی کافی نیست و حفاظت مؤثر از میراث فرهنگی نیازمند آموزش و برنامهریزی پیشینی است.
به گفته وی، در جنگهای جدید که فناوریهای پیشرفته، پهپادها و سامانههای هوشمند نقش مهمی ایفا میکنند، نیروهای نظامی باید با ارزش و جایگاه اماکن فرهنگی آشنا باشند تا در صورت امکان از وارد آمدن آسیب به آنها جلوگیری شود.
در واقع آنچه امروز در ادبیات حقوق بینالملل میراث فرهنگی مورد توجه قرار دارد، صرفاً حفاظت فیزیکی از بناها نیست، بلکه ایجاد یک نظام هماهنگ برای کاهش خطرات احتمالی پیش از وقوع بحران است.
از سوی دیگر موضوع ثبت اماکن فرهنگی در قالب سازوکارهای موسوم به حفاظت تقویتشده نیز اهمیت ویژهای دارد. این سازوکار که در پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه پیشبینی شده، به کشورها اجازه میدهد برخی از مهمترین آثار فرهنگی خود را تحت حمایتهای ویژه بینالمللی قرار دهند.
به گفته کارشناسان، بهرهگیری از چنین ظرفیتهایی میتواند در شرایط بحران، پشتوانه حقوقی بیشتری برای حفاظت از میراث فرهنگی فراهم کند. در همین راستا نیز طی ماههای اخیر اقداماتی از سوی برخی بخشهای تخصصی وزارت میراث فرهنگی، کمیسیون ملی یونسکو و نهادهای مرتبط برای بررسی این ظرفیتها آغاز شده است.
یگان حفاظت؛ ظرفیت ملی ایران برای صیانت از میراث
در مقابل دیدگاههایی که بر ضرورت تشکیل کمیته ملی سپر آبی تأکید دارند، برخی مدیران حوزه میراث فرهنگی بر این باورند که ایران از ظرفیتهای داخلی قابل توجهی برای حفاظت از آثار تاریخی برخوردار است.
محسن طوسیثانی، مدیرکل حفظ و احیای بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور در این زمینه معتقد است: یگان حفاظت میراث فرهنگی در عمل بخشی از وظایفی را که در برخی کشورها توسط کمیتههای سپر آبی انجام میشود، بر عهده دارد.
وی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد:یگان حفاظت میراث فرهنگی طی سالهای گذشته نقش مهمی در حفاظت از بناها، محوطهها، موزهها و آثار تاریخی کشور ایفا کرده و به عنوان یکی از بازوهای اجرایی وزارت میراث فرهنگی شناخته میشود.
مدیرکل حفظ و احیای بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور افزود:این ظرفیت داخلی به ویژه در شرایط بحرانهای طبیعی، مقابله با حفاریهای غیرمجاز، حفاظت از محوطههای تاریخی و مدیریت تهدیدهای امنیتی مرتبط با میراث فرهنگی کارنامه قابل توجهی از خود بر جای گذاشته است.
با این حال، تفاوت اصلی میان یگان حفاظت و کمیتههای ملی سپر آبی در ماهیت و کارکرد آنهاست. یگان حفاظت یک ساختار اجرایی و ملی است، در حالی که کمیتههای سپر آبی علاوه بر وظایف داخلی، نقش ارتباطی با شبکه بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی را نیز ایفا میکنند.
در بسیاری از کشورها، این کمیتهها حلقه ارتباط میان دولتها و نهادهای تخصصی بینالمللی مانند یونسکو، ایکوم، ایکروم و ایکوموس محسوب میشوند و در زمان بحران میتوانند زمینهساز هماهنگیهای گستردهتر در سطح جهانی باشند.
با این حال، آنچه از اظهارات مدیران میراث فرهنگی برمیآید، تأکید بر این واقعیت است که ایران در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی فاقد سازوکار نیست و مجموعهای از ظرفیتهای ملی در این زمینه فعال هستند؛ ظرفیتی که در سالهای گذشته و به ویژه در شرایط بحرانی بارها مورد استفاده قرار گرفته است.
تجربه جنگ رمضان و ضرورت بازنگری در سیاستهای حفاظتی
جنگ رمضان بار دیگر اهمیت میراث فرهنگی را از یک موضوع صرفاً تخصصی به مسئلهای ملی و عمومی تبدیل کرد. انتشار تصاویر برخی آسیبها به بناها و محوطههای تاریخی نشان داد که حتی در عصر فناوریهای پیشرفته نیز میراث فرهنگی همچنان در معرض تهدید قرار دارد.
همزمان، این اتفاق فرصتی را نیز فراهم کرد تا موضوع آمادگی کشورها برای حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران مورد بازنگری قرار گیرد. بسیاری از متخصصان معتقدند تجربه اخیر میتواند به تقویت سیاستهای حفاظتی، تکمیل بانکهای اطلاعاتی، توسعه آموزشهای تخصصی و ارتقای همکاری میان نهادهای مسئول منجر شود.
در این میان، بحث تشکیل کمیته ملی سپر آبی نیز بیش از آنکه به یک موضوع نمادین محدود باشد، به بخشی از گفتوگوهای مرتبط با حکمرانی فرهنگی و مدیریت بحران تبدیل شده است.
واقعیت آن است که حفاظت از میراث فرهنگی در جهان امروز دیگر صرفاً به مرمت بناها یا نصب علائم هشداردهنده محدود نمیشود. جنگهای جدید، تهدیدهای سایبری، حملات دقیق، بلایای طبیعی و بحرانهای پیچیده انسانی، الگوهای تازهای از مدیریت ریسک را پیش روی دولتها قرار دادهاند.
برای کشوری همچون ایران که بخش مهمی از هویت تاریخی، فرهنگی و تمدنی خود را در قالب آثار ملموس و ناملموس حفظ کرده است، تقویت سازوکارهای پیشگیرانه و بهرهگیری از ظرفیتهای حقوقی بینالمللی میتواند به عنوان مکمل توانمندیهای داخلی مورد توجه قرار گیرد.
آنچه امروز اهمیت دارد، ایجاد همافزایی میان ظرفیتهای موجود، توسعه آموزشهای تخصصی، ارتقای آمادگی در شرایط بحران و استفاده از همه ابزارهای حقوقی پیشبینیشده در اسناد بینالمللی است. در چنین چارچوبی، موضوع کمیته ملی سپر آبی نیز نه به عنوان نشانهای از ضعف، بلکه به عنوان یکی از گزینههای قابل بررسی برای تکمیل زنجیره حفاظت از میراث فرهنگی کشور مطرح میشود.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که حفاظت از میراث فرهنگی دیگر صرفاً وظیفه یک دستگاه اجرایی نیست، بلکه بخشی از امنیت فرهنگی و حافظه تاریخی ملتها به شمار میرود. از همین رو، هر گامی که بتواند به افزایش تابآوری میراث فرهنگی ایران در برابر بحرانها کمک کند، در نهایت به صیانت از هویت تاریخی کشور خواهد انجامید؛ هویتی که در طول قرنها شکل گرفته و حفظ آن مسئولیتی فراتر از نسل امروز است.