به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از عصر ایران، وقتی در هر معامله و مواجههای لرزه بر اندام تان میافتد و احساس شما میگوید دست بالای دست بسیار است و هر لحظه ممکن است کسی از شما زرنگتر باشد، یعنی محیط به غایت غیراخلاقی است. این احساسِ مداومِ ناامنی، نشاندهنده آن است که ما انگار دیگر در یک جامعه زندگی نمیکنیم، بلکه در یک میدان جنگِ پنهان برای غارتِ یکدیگر گرفتار شدهایم.
۷ روایت زیر، ۷ پرده از این سقوط اخلاقی در معاملات روزمره ماست:
مدتی پیش دوستی روایت میکرد که از یک فروشنده دورهگرد وانتی، مقدار زیادی قارچ خرید. به دلیل ظاهر حجیم قارچها، گمان میکرد وزن آنها حداقل یک کیلوگرم است، اما پس از وزن کردن دقیق مشخص شد که فروشنده با سوءاستفاده از ظاهر کالا، تنها ۳۵۰ گرم قارچ را به جای یک کیلو به او فروخته است.
در جریان فروش ضایعات کابینت منزل، هر بار که خریدار وزنکشی میکرد، عدد ترازو از ۳۵ کیلوگرم فراتر نمیرفت، در حالی که حدسم وزنی بسیار بیشتر بود. روز بعد خریدار دیگری پرده از این راز برداشت؛ برخی از این خریداران با استفاده از ریموتکنترل، نمایشگر ترازو را دستکاری میکنند تا وزنی کمتر از واقعیت را نشان دهد.
از طریق سامانه دیوار، تعمیرکاری را برای تعمیر چرخ خیاطی خواستم. با وجود توافق اولیه بر سر قیمت، پس از پایان کار، وی زیر شرط زد و با ایجاد جاروجنجال و هیاهو، مبلغی معادل دو برابر قیمت توافق شده را به زور گرفت.
روایتها حاکی از آن است که در برخی بورسهای فروش وانتی در بعضی مناطق دست کاری ترازو نه یک تخلف فردی، بلکه به یک میثاق جمعی تبدیل شده است؛ گویی تمام فروشندگان آن منطقه بر سر کمفروشی با هم به تفاهم رسیدهاند.
در دوران جنگ، زمانی که شیشههای منزل در اثر انفجار شکست، قیمتگذاری شیشهبرها در سایت دیوار تفاوتهای فاحشی داشت. یکی قیمت پایه را ۵۰۰ واحد اعلام میکرد، اما با افزودن هزینههای تراشیده شده مثل چسب و حمل، آن را به ۱۲۰۰ میرساند و دیگری از همان ابتدا قیمت میلیونی مطالبه میکرد. گویی در اوج نیاز مردم، انصاف به کلی از یاد رفته بود.
در مراجعه به یک پزشک عمومی، حتی فرصت نکردم یک کلمه درباره بیماری صحبت کنم. پزشک بدون کمترین توجه یا معاینه، با اخم و ترشرویی نسخهای نوشت و مرا مانند یک شیء زاید از اتاق بیرون کرد تا نفر بعدی وارد شود.
نانواییها هر روز با وزنهایی نامشخص، قیمتهای جدیدی ابداع میکنند. اجبار مشتری به خرید نان با افزودنیهای مختلف مثل کنجد، حالا به نانواییهای تافتون هم رسیده است؛ آنها با زدن مقداری زردچوبه به نان، قیمت را به بهانه ویژه بودن، تا سه برابر افزایش میدهند.
روایتهای بالا، برشی هولناک از یک فروپاشی اخلاقی در بطن جامعهای است که در آن مفهوم برکت و رزق حلال، زیر چرخدندههای طمع و بیقانونی خرد شده است. ما با وضعیتی روبهرو هستیم که در آن زرنگی نه به معنای هوش، بلکه به معنای توانایی در دریدن حق دیگری تعریف میشود.
یکی از سمیترین استدلالهایی که امروزه در صف نانوایی یا هنگام معامله شنیده میشود، این است که میگویند: وقتی کار به دستانی میخورند و اختلاس میکنند، چرا ما نکنیم؟ این منطق، تیر خلاصی به پیکره اخلاق است. این یک مغالطه ویرانگر است که فساد ساختاری در سطوح بالا را به مجوزی برای رذالت در سطوح پایین تبدیل میکند. کسی که با ریموت، ترازو را جابهجا میکند، در حقیقت همان اختلاسگری است که هنوز فرصت و دسترسی به بیتالمال را پیدا نکرده است؛ تفاوت این دو نه در ماهیت، بلکه تنها در ابعادِ سرقت است.
جامعهای که در آن نانوا با زردچوبه زدن به نان، فراتر از حقِش را از مردم میگیرد، دچار یک سقوط شده است. برخی این رفتارها را به دیگران نسبت میدهند و میگویند، چون دیگری کمفروشی کرد، من هم میکنم. این یعنی ما در حال بازتولید یک زنجیره بیپایان از دزدی هستیم که در آن همه همزمان هم قربانی هستند و هم جلاد.
بسیاری میگویند نظارت دولتی کم است، اما پس نقش مردم کجاست؟ آیا باید بالای سر هر شیشهبر و هر اتاق معاینهای، یک بازرس ایستاده باشد؟ حقوق مردم نسبت به یکدیگر در زیر آوارِ توجیههای پوچ دفن شده است. ما به جای اینکه نگهبان حق همنوع باشیم، به تماشاگرانی تبدیل شدهایم که در مسابقه بقا، به هر قیمتی به دنبال سهم بیشتری هستیم. این وضعیت، توصیفِ جامعهای است که در آن اطمینان مرده است.
وقتی شیشهبر در روزهای سخت جنگ، از استیصال مردم کیسه میدوزد، یعنی رشتههای پیوند اجتماعی گسسته شده است. ما به جای اصلاح، به کمفروشی و کمکاری پناه بردهایم تا خشم خود از ساختارهای بزرگ را سرِ همسایهمان خالی کنیم. این مسیر، انتهای دشواری دارد؛ جایی که دیگر هیچ ریموتکنترلی نمیتواند وزنِ سنگینِ بیاخلاقی را از روی دوش این جامعه بردارد. اگر امروز به حقِ خود راضی نباشیم، فردا همه ما طعمه زرنگیهای یکدیگر خواهیم شد.
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل