به گزارش خبرنگار مهر، مسئله مهدویت و ظهور منجی در پایان تاریخ، از محورهای بنیادین و پرتاکید در روایات اسلامی است. با بررسی دقیق روایاتی که ابعاد مهدویت و هدف اصلی قیام امام عصر (عج) را تبیین میکنند، میتوان این احادیث را به دو دسته کلی تقسیم کرد.
دسته نخست، روایاتی هستند که هدف ظهور را «پر کردن جهان از عدل و داد» معرفی میکنند. مراجع بزرگ شیعه و سنی شمار فراوانی از این دست روایات را در آثار خود ثبت کردهاند که در برخی منابع بیش از صد و سی روایت در این باره شمرده شده است.
دسته دوم، روایاتی هستند که هدف از این قیام بزرگ را «انتقام خون اباعبدالله الحسین (ع)» یا انتقام خون پیامبران و مظلومان تاریخ میدانند و آن حضرت را خونخواه مقتول کربلا معرفی میکنند؛ تا جایی که در توصیف یاران امام عصر (عج) آمده است که شعار آنان «ای خونخواهان حسین» است.
در مواجهه با این دو دسته از روایات، این پرسش اساسی مطرح میشود که هدف واقعی قیام این عصاره هستی چیست؟ آیا هدف حضرت ابتدا برقراری قسط و عدل جهانی و سپس انتقام گرفتن از دشمنان اهلبیت است، یا اینکه این حرکت عظیم تنها یک هدف را دنبال میکند؟ واقعیت این است که آن یگانه عصر در هدف خود نیز یگانه است؛ به این معنا که هدف او یک چیز بیشتر نیست و آن هم انتقام خون امام حسین (ع) است که این انتقام، خود عین برقراری قسط و عدل جهانی است. برای درک چگونگی این همپوشانی و یگانگی، باید مقدمات و ارکان مختلف نظام عادلانه اسلامی را بررسی کرد.
برقراری قسط و عدل، هدف زمینی ارسال پیامبران و نزول کتابهای آسمانی است. در پرتو این عدالت است که کمالات انسانی به غایت خود میرسد و انسان به حقیقت عبودیت و قرب الهی دست مییابد. روشن است که برقراری قسط و عدل تنها در بعد اقتصادی یا سیاسی و اجتماعی خلاصه نمیشود، بلکه پیامبران الهی توجهی همهجانبه به عدالت داشته و عدل جامع را طلب میکردند؛ چرا که آنان هم مبعوث برای اتمام مکارم اخلاق (عدل اخلاقی) بودهاند و هم مبعوث برای قیام به قسط (عدل اقتصادی و سیاسی).
میان اعتدال اخلاقی و عدل اقتصادی و سیاسی رابطه تنگاتنگی وجود دارد. اقامه قسط و عدل اجتماعی و اقتصادی از سوی یک کارگزار ظالم و فاقد اخلاق محال است. برقراری عدل در جامعه نیازمند وجود اعتدال اخلاقی و بینشی در متولیان آن است. از سوی دیگر، در جامعهای که زیر یوغ فرعونها و قارونها، عدل سیاسی و اقتصادی از بین رفته باشد، توده مردم به استثمار کشیده میشوند، از اعتدال اخلاقی دور میگردند و به عبادت غیر خدا روی میآورند. از همین رو، مبارزه با مفسدان اقتصادی و سیاسی همواره در راس برنامههای انبیا بوده است.
با این حال، در جامعه اسلامی زیربنای همه عدلها، عدل اخلاقی است. عدل اقتصادی و سیاسی به دلیل نقشی که در تحقق عدل اخلاقی دارند، مورد توجه قرار میگیرند، زیرا عدل اخلاقی بیش از سایر ابعاد عدالت با اهداف عالی خلقت و قرب الهی سنخیت دارد. گرچه برقراری عدل اقتصادی، سیاسی و اخلاقی همگی مقدمه رسیدن به کمال هستند، اما چون قرب الهی با اعتدال اخلاقی همسنختر است، عدل اخلاقی اصل به شمار میرود و ابعاد دیگر در مرتبه بعدی قرار میگیرند؛ به طوری که اگر در مقطعی از زمان، عدل اخلاقی با عدل اقتصادی یا اجتماعی معارض شود، حق نداریم عدل اخلاقی را قربانی کنیم. بنابر این، نظام عدالت اقتصادی و سیاسی باید بر اساس مبانی عدل اخلاقی تنظیم شود تا موجب کمال جامعه گردد.
ریشهیابی واقعه کربلا و انحراف از طرح الهی
تحقق این عدل جامع علاوه بر قوانین الهی و شرایع آسمانی، نیازمند یک الگوی عینی و قائم به قسط است که همان مقام امامت است. نظام اسلامی تبلور نظام امامت عدل است، نه صرفاً امام عادل. بدین معنی که برای تحقق نظام اسلامی، تنها قرار گرفتن یک امام معصوم یا عادل در راس هرم قدرت کافی نیست، بلکه باید تمام مخروط قدرت از بالا تا پایین دارای شایستگی و تقوا باشند و عنصر عدالت در همه سطوح حکومت جاری باشد. در چنین نظامی، وزیر، مدیر و استاندار نیز باید بسان یک پیشوای دینی دارای عدالت اخلاقی و بینشی باشند تا بتوانند حرکت جامعه را بر محور عدل همه جانبه پیش ببرند.
این تصور که کارگزاران و مسئولان اجرایی لزومی ندارد دارای عدالت اخلاقی و تقوا باشند و همین که قوانین را اجرا کنند کافی است، تصوری باطل است. نگاه به تاریخ نشان میدهد که مخروط امامت و حاکمیت بسان یک پیکر واحد است که وجود فساد در بخشی از آن، به مرور کل سیستم را به سوی انحراف و مصلحتاندیشیهای شخصی و حزبی میل میدهد. در جامعهای که قرار است مردم به سوی کمال هدایت شوند، ادارهکنندگان آن باید خود عادل و باایمان باشند، زیرا در غیر این صورت، امور جامعه ناخودآگاه بر محور غیر عدل خواهد چرخید.
با فهم این مقدمات میتوان دریافت که در واقعه سال ۶۱ هجری قمری در کربلا چه رخ داد. کربلا تبلور و اوج رشد ظلمی بزرگ بود که نطفه آن سالها قبل و پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) منعقد شد. طرح و نقشه خداوند برای تدبیر عالم بر این بود که پس از پیامبر، اهلبیت (ع) در مسند حکومت قرار گیرند تا با وجود معصومانه خود و بر اساس قوانین عادلانه الهی، جامعه را به سوی قسط و عدل همهجانبه سوق دهند. اما با انحراف خلافت از مسیر اصلی خود، اهلبیت از حق حاکمیت خویش در دنیا محروم شدند و به جای تشکیل مخروط امامت عدل، مخروط امارت جور شکل گرفت که در آن افراد فاقد صلاحیت و بنیامیه صاحب منصب شدند.
با شکلگیری این ساختار ظالمانه، کار جامعه به سوی عدل نگرایید و طولی نکشید که ظلم و جور گسترش یافت؛ به طوری که عدالت سیاسی نبوی و قسط علوی جای خود را به حکومتهای استبدادی و کاخهای مجلل ستمگران داد. واقعه کربلا عرصه عریان شدن این ظلم فربه و ساختاری بود؛ جایی که عادلترین و معصومترین بنده خدا به دست فاسدترین افراد به شهادت رسید و نظام امارت جور به اوج خود رسید.
ظهور مهدوی؛ پیوند عدالت جهانی و خونخواهی کربلا
با توجه به این حقایق، مراد از روایاتی که هدف امام عصر (عج) را انتقام از قاتلان اباعبدالله الحسین (ع) میدانند، کشتن جانیان مستقیم کربلا نیست؛ چرا که آن افراد ملعون در همان سالهای نخستین توسط منتقمان تاریخ مجازات شدند و امروز وجود مادی ندارند. همانا حقیقت انتقام امام زمان (عج)، واژگونی و در هم شکستن همان مخروط امارت جور است که از صدر اسلام پایهگذاری شد و تا عصر ظهور به شکلی تنومند تمام جهان را در بر میگیرد و مایه پر شدن دنیا از ظلم و فساد میشود.
بر این اساس، خصوصیت اصلی دولت کریمه امام عصر (عج)، عزت بخشیدن به اسلام واقعی و ذلیل کردن نفاق و ستم است. با قرار گرفتن امام معصوم در راس مخروط امامت جهانی، تمام کارگزاران و زیرمجموعههای این حکومت نیز عادل خواهند بود. در این نظام الهی، با جریان یافتن عدل اخلاقی در پیکره جامعه و عمل دقیق به قانون جامع خدا، دنیا به سوی قسط و عدل حقیقی حرکت خواهد کرد. این تشکیل حکومت عدل گستره جهانی، همان نقطه جمع و پیوند بنیادین میان انتقام خون حسین (ع) و اقامه قسط و عدل توسط منجی موعود است؛ چرا که ریشهکن کردن ساختار ستم و برپایی حاکمیت الهی، بالاترین و واقعیترین شکل خونخواهی از مظلوم کربلا است.