کانادا در مورد خشونتهای افراطگرایانه با مشکل انتساب مواجه است؛ کسی که ماشه را میکشد ممکن است همان کسی نباشد که انگیزه دارد؛ در برخی موارد اخیر، ممکن است هیچ انگیزه واحدی وجود نداشته باشد.
به گزارش کانورسیشن، شکل نوظهوری از خشونت با واسطه شامل جوانان محلی، ارتباطات رمزگذاریشده، اهداف نمادین، حملههای تصویربرداریشده، پرداخت هزینه و انگیزههای چند لایه است.
به عبارت ساده، این خشونت با انگیزه چندپاره یا تقسیمشده است: انگیزه ممکن است بین تیرانداز، استخدامکننده، پرداختکننده، اکوسیستم فکری و گاهی اوقات یک حامی جنایی خارجی یا فراملی تقسیم شود.
اگرچه کسی در تیراندازیهای منطقه تورنتو در مارس ۲۰۲۶ زخمی نشد، پلیس منطقهای یورک بعدا اعلام کرد که یک مرد ۱۸ ساله در این تیراندازیها متهم شده است؛ پرسش این است: آیا این حمله خریداری و پرداخت شده بود، یک حادثه تقلیدی یا نمونهای از خشونت ترکیبی بود؟
سپس تیراندازی کنسولگری آمریکا در مارس ۲۰۲۶ رخ داد؛ پلیس تورنتو بعدا یک جوان ۱۹ ساله را دستگیر و متهم کرد؛ پلیس گفت که تیم یکپارچه اجرای امنیت ملی این حادثه را بهعنوان یک مسئله امنیت ملی در نظر گرفته است، در حالی که انگیزه آن هنوز مشخص نشده است.
گزارشها حاکی از آن است که سازمانهای اجرای قانون در تورنتو، دهها مورد تیراندازی، ازجمله برخی از موارد فوق، را به یک شبکه «چندلایه» اجاره اسلحه مرتبط دانستهاند.
روزنامه گاردین در انگلیس الگوی مشابهی را گزارش کرده است که در آن نوجوانان و جوانان از طریق شبکههای اجتماعی استخدام شده، برای انجام حملهها پول دریافت کردهاند و گاهی اوقات از آنها خواسته شده است که از خشونت بهعنوان مدرک فیلمبرداری کنند.
به عبارت ساده، تیراندازان به پیمانکاران آزاد تبدیل شدهاند؛ رویکردهای هدف برای آنها کاملا بیربط است؛ دخالت آنها صرفا معاملهای است که توسط جرایم سازمانیافته، تبادل مالی یا خطوط لوله جذب جوانان هدایت میشود.
این رویدادها که مشابه آنها در آمریکا نیز رخ داده است، یک تهدید ترکیبی را برجسته میکند: نهادهای خارجی از خشونت باندهای محلی بهعنوان ابزار برای انجام حملهها استفاده میکنند.
برونسپاری در این روند جدید جرایم کلیدی است؛ در تورنتو، گزارشها حاکی از استفاده از نوجوانان و جوانان، برنامههای رمزگذاریشده، پرداخت و فیلمبرداری است که نشاندهنده شکاف بین فردی است که مرتکب خشونت میشود و کسانی که آن را هدایت میکنند یا از آن سود میبرند.
هدف قرار دادن نمادین نیز نقش بزرگی ایفا میکند؛ کنسولگریها، نهادهای عمومی، … حتی زمانی که به تیرانداز پول داده میشود، معنای سیاسی یا اجتماعی دارند.
لایهبندی انگیزه همچنین یکی از ویژگیهای بارز روند استخدام تیراندازان است، زیرا انگیزه نامگذاریشده برای یک حمله اغلب نحوه انجام آن را مبهم میکند.
چه تیراندازی بهعنوان تروریسم، خشونت باند یا جرم نفرت نامگذاری شود، روش اساسی اغلب یکسان است: یک مرد جوان بهصورت آنلاین استخدام میشود، چند هزار دلار برای تیراندازی به یک ساختمان پرداخت میشود و به وی گفته میشود که از آن برای اثبات فیلمبرداری کند؛ در بیشتر موارد فرد استخدامشده حتی نمیداند که چه کسی واقعا به وی پول میدهد.
مهمتر از همه، جوانان در حال به دام افتادن هستند، آسیبپذیری جوانان نیز یک ویژگی مهم است؛ کسانی که به جرایم شهری جذب میشوند، عمدتا مرد و اغلب بسیار جوان هستند و اغلب استخدامشده و پیمانکار فرعی و حاشیهای هستند.
سرویس اطلاعات و امنیت کانادا CSIS در گزارش عملیات و تحلیل خود در سال ۲۰۲۵ هشدار داد که تقریبا از هر ۱۰ تحقیق تروریسم، دستکم یک نفر زیر ۱۸ سال وجود دارد؛ روند جمعیتی «مرد جوان، قابل دسترسی دیجیتالی، یکبار مصرف عملیاتی و اغلب جدا از انگیزهدهنده نهایی» است.
شبکههای فراملی افراطگرایان خشونتطلب آنلاین که کودکان و نوجوانان را در پلتفرمهای بازی محبوب و رسانههای اجتماعی هدف قرار میدهند، درک و بینش مفیدی ارائه میدهند.
مسیر خشونت همیشه سیاسی نیست، اما همچنان میتواند آسیبی شبیه به تروریسم ایجاد کند.
یکی دیگر از ویژگیهای روند استخدام اسلحه، فروپاشی دستهبندی است: در گزارش ۲۰۲۵ سرویس اطلاعات و امنیت کانادا همچنین هشدار داد که افراطگرایی خشونتآمیز بهطور فزایندهای شامل دیدگاههای جهانی متنوع و ترکیبی است و تشخیص نفرت از افراطگرایی را دشوارتر میکند.
نمایه جمعیتی مهاجمان اخیر، طبقهبندی ساده را به چالش میکشد و بسیار فراتر از چارچوبهای دوتایی مانند افراطگرایی راستگرایان سفیدپوست یا جرایم نژادپرستانه میرود.
حملههای خشونتآمیز با انگیزههای یادشده پیشین در کانادا اغلب شامل عاملان مرد سفیدپوستی بود که از طریق بیگانههراسی، اسلامهراسی یا افراطگرایی مبتنی بر شکایت، افراطی میشدند، اما خوشههای استخدام اسلحه و اخاذی در سال ۲۰۲۶ متفاوت به نظر میرسند.
مشکل خشونت شهری مداوم کانادا فقط مربوط به اسلحه بیشتر، نفرت بیشتر یا افراطگرایی بیشتر نیست؛ این بهطور فزایندهای مربوط به یک بازار خشونت واسطهای است که در آن جوانان میتوانند برای حملههایی که هدف آنها توسط شخصی ناشناس برای آنها تامین میشود، استخدام، پرداخت یا مجبور شوند.
این حادثهها ممکن است به هم مرتبط نباشند، اما یک مشکل مشترک را آشکار میکنند: برونسپاری خشونت آسانتر، نسبت دادن آن دشوارتر و طبقهبندی آن در مرزهای قدیمی جرم، نفرت و تروریسم حتی دشوارتر است.
انتهای پیام/
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل