جنبش صهیونیستی از زمان آغاز خود در اواخر قرن نوزدهم، این ادعا را ترویج کرد که فلسطین «سرزمینی بدون مردم» است؛ هدف نهایی این ادعا نهتنها مشروعیت بخشیدن به یک رژیم صهیونیستی-استعماری در فلسطین، بلکه پاک کردن ایده فلسطینیهای بومی نیز است.
به گزارش آناتولی، بدون اجازه و حمایت غرب برای ساخت شهرکها و پایگاههای صهیونیستی در سرزمین فلسطین، رژیم صهیونیستی نمیتوانست در سال ۱۹۴۸ یک رژیم صهیونیستی تاسیس کند؛ ساخت این شهرکها باعث آوارگی جمعیت بومی فلسطین شده است؛ بنابراین، یک رابطه اساسی و پیوند مستقیم بین پروژه استعماری صهیونیستی و آوارگی فلسطینیها وجود دارد.
آوارگی فلسطینیها از همان ابتدا سنگ بنای تفکر و عمل در ذهن استعماری رژیم صهیونیستی بوده است؛ ساخت و ایجاد شهرکها و پایگاههای غیرقانونی جدید صهیونیستی، همراه با خشونت و ترور در کرانه باختری، از این طرز فکر مستثنی نیستند.
واقعیت در کرانه باختری نشاندهنده الگویی از ادغام و مکمل بودن بین ترور فردی شهرکنشینان صهیونیست و سیاست ارتش و کابینه رژیم صهیونیستی است؛ شهرکنشینان صهیونیست بیرحمانه به فلسطینیها حمله میکنند، گلههای آنها را نابود میکنند و حتی درختان آنها را میسوزانند؛ اغلب اتفاق میافتد که پس از حملهها و تروریسم شهرکنشینان علیه فلسطینیها، ارتش رژیم صهیونیستی به اقدامهای تنبیهی گسترده علیه جوامع فلسطینی مانند تیراندازی، قتل، دستگیری، محاصره و بستن شهرها و روستاها ادامه میدهد.
فلسطینیها متقاعد شدهاند که تروریسم شهرکنشینان دیگر یک پدیده حاشیهای نیست، بلکه یک سیاست سازمانیافته صهیونیستی و ابزاری برای فشار است که با هدف تضعیف و حذف حضور مردم فلسطین، مصادره زمینهای آنها و آواره کردن بیشتر آنها برای تسهیل گسترش شهرکهای صهیونیستی و کنترل کلی آنها انجام میشود.
برای رژیم صهیونیستی، کرانه باختری یک دارایی مهم استراتژیک، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و مهمتر از آن، مذهبی است؛ بهعنوان مثال، جنبشهای راست افراطی صهیونیستی، کرانه باختری را بهعنوان «یهودیه و سامره»، بخشهای اساسی اراضی اشغالی، به تصویر میکشند و استدلال میکنند که این قلمرو غیرقابل مذاکره است، به این معنی که تحت هیچ شرایطی امتیازدهی برای این سرزمین قابل قبول نیست.
از نظر سیاسی، کنترل کرانه باختری به معنای جلوگیری از تاسیس یک کشور مستقل و دارای حاکمیت فلسطینی است؛ بنابراین، کرانه باختری نقطه کانونی شهرکهای صهیونیستی و کنترل استعماری است.
کرانه باختری تقریبا ۲۱ ٪ از فلسطین تاریخی را تشکیل میدهد، در حالی که نوار غزه تنها حدود ۱ ٪ را تشکیل میدهد؛ این نشان میدهد که کرانه باختری چقدر مهم است و تمرکز رژیم صهیونیستی پس از نابودی تقریبا تمام زیرساختها و ملزومات زندگی در غزه به کجا تغییر خواهد کرد.
از ۸ اکتبر ۲۰۲۳ (۱۶ مهر ۱۴۰۲)، ارتش رژیم صهیونیستی و شهرکنشینان صهیونیست بیش از هزار و ۲۰۰ فلسطینی را در کرانه باختری به شهادت رساندهاند؛ ضمن اینکه بیش از ۱۰ هزار نفر مجروح و بیش از ۳۰ هزار نفر بازداشت شدهاند.
فقط در کرانه باختری، بیش از ۸۰۰ ایست بازرسی، دروازه جادهای، موانع جادهای و موانع خطی وجود دارد؛ سیاست رژیم صهیونیستی و اقدامهای شهرکنشینان صهیونیست در کرانه باختری به وضوح با هدف غیرقابل سکونت و غیرقابل تحمل کردن آن برای فلسطینیها در نظر گرفته شده است.
پس از عملیات طوفانالاقصی، سیاست رژیم صهیونیستی از کنترل غیرمستقیم به تحمیل حاکمیت بالفعل این رژیم بر سرزمین فلسطین از طریق اقدامهای استعماری چندوجهی حقوقی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی تغییر یافت؛ اجرای این سیاستهای رژیم صهیونیستی عمیقا به گسترش تروریسم و خشونت بستگی دارد.
تروریسم شهرکنشینان امروزه بسیار نظاممند و جامع است؛ این تروریسم در کنار ارتش اشغالگر رژیم صهیونیستی فعالیت میکند؛ این تروریسم کاملا توسط کابینه رژیم صهیونیستی حمایت میشود که به کسانی که مایل به اشغال بیشتر سرزمینهای فلسطینی هستند، مصونیت قانونی و امنیتی میدهد؛ به عبارت دیگر، هیچ عواقبی برای شهرکنشینان صهیونیست در رابطه با تروریسم و خشونت آنها علیه فلسطینیها وجود ندارد.
کنترل کامل رژیم صهیونیستی بر تمام جنبههای زندگی روزمره فلسطینیها از طریق ایستهای بازرسی، دیوارها، جادههای فرعی، بازداشتها، قتل، ارعاب و تخریب زیرساختها با هدف ایجاد مناطق و کانتونهای جدید که فلسطینیها را از سرزمین و محیط اطراف خود جدا میکند، انجام میشود.
این امر آنها را به سمت آوارگی اجباری یا تسلیم بیقید و شرط در برابر شرایط استعماری رژیم صهیونیستی و زندگی تحت سیستم آپارتاید سوق میدهد.
آنچه امروزه در کرانه باختری اتفاق میافتد صرفا گسترش شهرکسازی یا خشونت و تروریسم تصادفی نیست؛ از سوی دیگر، این یک پروژه سازمانیافته استعماری-شهرکنشینی است که به دنبال الحاق کل سرزمین، حذف یا آواره کردن ساکنان و مالکان آن و برقراری حاکمیت جامع رژیم صهیونیستی است.
ظهور جناح راست افراطی رژیم صهیونیستی، به نمایندگی از بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی و ایتامار بنگویر، وزیر بهاصطلاح امنیت داخلی، تروریسم و خشونت رژیم صهیونیستی را بهطور قابل توجهی ازجمله در کرانه باختری افزایش داده است.
کابینه رژیم صهیونیستی و به شکل ویژه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای زنده ماندن از شکستهای داخلی، شکاف عمیق اجتماعی و پیامدهای شکست نظامی ۷ اکتبر، مجبور شد ائتلاف خود با اسموتریچ و بنگویر را دست نخورده نگه دارد؛ بنابراین، او به هر دوی آنها آزادی نامحدودی برای پیشبرد برنامههای افراطی خود در کرانه باختری و قدس اشغالی داد.
فشار عظیم بر فلسطینیها به دلیل تروریسم شهرکنشینان و ارتش رژیم صهیونیستی، نشاندهنده نزدیک شدن وقوع یک انتفاضه جدید است؛ فلسطینیها در حال شکستن سد ترس هستند و روز به روز، تعداد کسانی که مایل به مقابله با شهرکها و شهرکنشینان هستند، افزایش مییابد.
این امر بهویژه با توجه به اینکه کرانه باختری در حال تجربه یک نسلکشی خاموش، دور از رسانهها و به دلیل آنچه در سطح بینالمللی اتفاق میافتد، صادق است.
نقض حقوق اساسی بشر توسط رژیم صهیونیستی و شهرکنشینان بدون عواقب نخواهد ماند؛ تاریخ میگوید که کرانه باختری برای همیشه آرام نخواهد ماند؛ فقط مسئله زمان است تا فوران بعدی.
انتهای پیام/
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل