به گزارش خبرنگار مهر، در یک پرونده، پس از صدور یک رأی داوری، یکی از طرفین با طرح دعوا در دادگاه، خواستار ابطال رأی داوری شد. دادگاه بدوی پس از بررسی موضوع، رأی داوری را باطل اعلام کرد.
در ادامه، نسبت به رأی دادگاه بدوی درخواست تجدیدنظرخواهی مطرح شد و پرونده برای رسیدگی به شعبه ۴۳ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع شد.
دادگاه تجدیدنظر در بررسی پرونده، موضوع رابطه قرابت نسبی میان داور و یکی از طرفین دعوا را مورد توجه قرار داد. مطابق مفاد دادنامه، این رابطه از نوع پدر و فرزندی بوده و دادگاه با توجه به شرایط پرونده، استقلال و بیطرفی داور را احراز نکرده است.
در رأی دادگاه آمده است که وجود این رابطه و شرایط حاکم بر پرونده، در ارزیابی صلاحیت و بیطرفی داور مؤثر بوده و از این جهت، ایراد واردشده نسبت به رأی داوری قابل پذیرش است.
بر همین اساس، دادگاه تجدیدنظر اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد ندانسته و رأی دادگاه بدوی مبنی بر ابطال رأی داوری را تأیید کرده است.

تأکید دادگاه بر استقلال و بیطرفی داور
اهمیت این رأی از آن جهت است که دادگاه در بررسی اعتبار رأی داوری، صرف صدور رأی توسط داور را کافی ندانسته و استقلال و بیطرفی داور را از مؤلفههای مهم اعتبار فرایند داوری مورد توجه قرار داده است.
بر اساس استدلال مندرج در دادنامه، هنگامی که میان داور و یکی از طرفین دعوا رابطه نزدیک نسبی وجود داشته باشد، موضوع میتواند از حیث قانونی و از منظر احراز استقلال و بیطرفی داور مورد بررسی قرار گیرد و چنانچه شرایط قانونی لازم فراهم نباشد، رأی داوری قابلیت ابقا نخواهد داشت.
در این پرونده نیز دادگاه با توجه به رابطه پدر و فرزندی میان داور و یکی از طرفین و با لحاظ مقررات مربوط به استقلال و بیطرفی داور، رأی صادرشده از سوی دادگاه بدوی را صحیح تشخیص داده است.
در نهایت، رأی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر تأیید ابطال رأی داوری صادر و قطعی اعلام شده است. این دادنامه نشان میدهد که وجود قرابت خانوادگی میان داور و یکی از طرفین، در صورتی که با مقررات مربوط به منع یا شرایط داوری تعارض داشته باشد یا استقلال و بیطرفی داور را مخدوش کند، میتواند در فرایند قضایی به عنوان یکی از جهات مؤثر در ابطال رأی داوری مورد استناد قرار گیرد.