اگر زیرساخت پذیرش پزشکی فراهم نشود باید ۱۰ سال دیگر پزشک وارد کنیم

اگر زیرساخت پذیرش پزشکی فراهم نشود باید ۱۰ سال دیگر پزشک وارد کنیم

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از شورای عالی انقلاب فرهنگی، حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه در نشستی در ستاد مبارزه با مواد مخدر سخنان خود را با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا، به‌ویژه شهدای این ستاد و تبریک و تسلیت ایام مذهبی و مناسبت‌های ملی آغاز کرد. وی ضمن تبریک ولادت پیامبر گرامی اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) و گرامیداشت هفته دولت، از زحمات مسئولان و فعالان ستاد مبارزه با مواد مخدر در سراسر کشور قدردانی کرد.

ریشه تاریخی تهدیدها: تئوری «تجزیه ایران» پیش از انقلاب کلید خورد

وی با بیان اینکه ایران همواره در یک وضعیت درگیری و تهاجم قرار داشته، تأکید کرد که وضعیت کنونی، خاص‌تر از گذشته است. دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی ریشه این تهدیدات را نه در پس از انقلاب، بلکه در سیاست‌های استکبار جهانی از دهه ۵۰ شمسی دانست و افزود: تئوری تجزیه ایران یک طرح قدیمی است. این نکته‌ای است که بسیاری به آن توجه ندارند؛ گروه‌های تجزیه‌طلب مانند دموکرات و کومله در کردستان و خلق عرب در خوزستان، همگی پیش از پیروزی انقلاب شکل گرفتند. جدایی بحرین، نمونه‌ای از این سیاست بود و اگر انقلاب دو سال به تأخیر می‌افتاد، قطعاً خوزستان و کردستان نیز جدا می‌شدند. هدف اصلی از این طرح، تضعیف و تجزیه کشورهای اسلامی در خاورمیانه به عنوان مهد انرژی و توسعه جغرافیایی رژیم صهیونیستی به عنوان ابزار استعمار است.

دفاع مقدس و تحریم‌های همیشگی

استاد خسروپناه به دوران دفاع مقدس به عنوان نمونه‌ای از این تهاجمات مستمر اشاره کرد و گفت: جنگ هشت ساله تنها یک نمونه از این درگیری‌ها بود. ما از همان زمان درگیر تحریم‌های حداکثری بودیم؛ تا جایی که در تأمین ابتدایی‌ترین تجهیزات مانند سیم خاردار، پوتین و حتی لباس فرم کامل برای رزمندگان با مشکل مواجه بودیم. این واقعاً یک جنگ جهانی سوم بود که در آن از حدود ۷۰ ملیت اسیر گرفتیم. علاوه بر این، به گفته سردار شهید رشید، بارها کشور در آستانه جنگ‌های قطعی با آمریکا و انگلیس قرار گرفت که با تدبیر مقام معظم رهبری دفع شد.

ماهیت تهدید کنونی: جنگ ترکیبیِ صریح و شفاف
وی، اظهار داشت: به تعبیر مسئولان عالی‌رتبه، هیچگاه تقابل نظامی، جنگ شناختی و جنگ ترکیبی علیه ایران تا این حد صریح و شفاف نبوده است. امروز دشمنان با شفافیت کامل از تجزیه ایران سخن می‌گویند و آن را رسانه‌ای می‌کنند.

ترور دانشمندان هسته‌ای؛ نمونه‌ای از جنگ ترکیبی

او به عنوان نمونه‌ای از این جنگ آشکار، به ترور دانشمندان هسته‌ای اشاره کرد و افزود: تمام مراکز هسته‌ای ما تحت نظارت و کنترل آژانس بود، اما همین دبیرکل فعلی آژانس، دانشمندان ما را شناسایی کرد و طبق اسناد، اطلاعاتشان را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار داد. آنها دقیقاً می‌دانستند تخصص هر یک از این شهدا چیست و سپس آنها را به شهادت رساندند.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد که این شرایط به معنای تعطیلی دیپلماسی نیست. ما ابداً نباید کار دیپلماتیک را تعطیل کنیم. باید با کشورها و سازمان‌های بین‌المللی گفتگو کنیم و ارتباطات قوی داشته باشیم. اصل مذاکره، حتی به صورت غیرمستقیم با آمریکا، پس از جنگ مورد تأیید رهبری بوده است.

وی سپس این پرسش کلیدی را مطرح کرد که در مواجهه با این دنیای پیچیده و متخاصم، «چه ابزاری در دست داریم و چه کاری باید انجام دهیم؟» تا مقدمه‌ای برای ورود به بحث اصلی خود در حوزه آسیب‌های اجتماعی و جنگ شناختی فراهم آورد.

استاد خسروپناه با ورود به مصادیق جنگ ترکیبی، تصریح کرد: یکی از آسیب‌هایی که دشمن سال‌هاست روی آن سرمایه‌گذاری می‌کند، بحث اعتیاد است و دروازه اصلی ورود به آن، مصرف دخانیات است. وی با تأکید بر اینکه این یک آسیب جهانی است، ابعاد فاجعه‌بار آن در ایران را با آماری دقیق تشریح کرد: دخانیات اولین عامل گرایش به مواد مخدر، اولین عامل مرگ‌ومیر در ایران و جهان، و اولین عامل سرطان ریه است. سالانه بیش از ۷۱ میلیارد نخ سیگار و ۳۰ هزار تن تنباکوی قلیان در کشور مصرف می‌شود. ارزش بازار دخانیات در ایران بالغ بر ۱۰۰ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. سالانه حدود ۶۰ هزار نفر در اثر مصرف دخانیات جان خود را از دست می‌دهند، آماری که به مراتب بالاتر از تلفات تصادفات جاده‌ای است.

وی افزود: بین سال‌های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰، شیوع مصرف دخانیات در زنان (گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال) بیش از ۸۸ درصد و در مردان بیش از ۱۹ درصد افزایش یافته است. سن مصرف در حال کاهش و شیب آن در میان دختران نوجوان به‌سرعت در حال افزایش است.

خسروپناه در ادامه به تبیین مفهوم «شناخت» در جنگ شناختی پرداخت و تأکید کرد که این مفهوم فراتر از دانش (Knowledge) است و چهار ساحت کلیدی را در بر می‌گیرد که دشمن بر روی همه آنها کار می‌کند: در ساحت دانش (Knowledge) دشمن دانش و اطلاعات صحیح را از جامعه پنهان کرده یا آن را مخدوش می‌کند. وی دو مثال کلیدی ارائه داد: برای اولین بار، آمار زاد و ولد به زیر یک میلیون نفر رسیده است. این دانش به ما می‌گوید که ۳۰ سال دیگر (در سناریوی بدبینانه) ایران به یک کشور ۳۰ میلیونیِ پیر و سالمند تبدیل می‌شود که به‌راحتی تجزیه خواهد شد. اما برخی جامعه‌شناسان با داده‌های غلط، این خطر را انکار می‌کنند.

وی با اشاره به بحران نیروی انسانی متخصص و ضرورت توجه به این امر راهبردی در تأمین منابع و زیرساخت‌ها گفت: به عنوان دبیر شورا و بر اساس تحقیقات میدانی می‌گویم، اگر امروز با افزایش ظرفیت پزشکی مخالفت شود و زیرساخت و تدابیر لازم برای آن تدبیر نشود، ۱۰ سال دیگر باید پزشک از دیگر کشورها وارد کنیم. این یک دانش مبتنی بر واقعیت است که نادیده گرفته می‌شود و برنامه‌ریزی و تأمین بودجه و امکانات برای تحقق این هدف ضرورت دارد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ساحت بینش (Belief) گفت: در این مرحله، فرد دانش را دارد اما به آن باور و ایمان قلبی ندارد.  

خسروپناه مثال مصرف مشروبات الکلی به ویژه نوع غیراستاندارد را مطرح کرد: بعضاً می‌بینیم که افراد تحصیل‌کرده حتی با مدرک دکترا، پس از مصرف این مواد کور می‌شوند یا جان خود را از دست می‌دهند. آنها دانش کافی درباره خطر این مواد را دارند، اما باور بازدارنده در وجودشان شکل نگرفته است. دشمن دقیقاً روی تضعیف همین باورها کار می‌کند.

خسروپناه درباره ساحت منش و خُلق (Character) عنوان کرد: این لایه به معنای تخریب فضائل اخلاقی و تبدیل آنها به رذائل است. دشمن تلاش می‌کند ملکات و عادات نیکو را از جامعه بگیرد. وی در مقابل، به وجود خیرین مدرسه‌ساز و درمانگاه‌ساز به عنوان نمونه‌ای از «ملکه کار خیر» اشاره کرد و یادآور شد: در مقابل، چهره‌هایی مانند آن طلبه شهید در زاهدان را داریم که با همت خود ۵۰۰ معتاد را از اعتیاد نجات داد. اینها مصادیق منش و خلق نیکوست که دشمن در صدد نابودی آن است.

وی چهارمین و آخرین بستر جنگ شناختی را «انگیزش» (Motivation) معرفی کرد و آن را یکی از مهم‌ترین حوزه‌های تهاجم دشمن دانست. وی اظهار داشت: ما با جوانانی مواجه هستیم که می‌گویند دانش، باور و حتی منشِ خدمت به ایران را داریم، اما انگیزه ماندن نداریم و انگیزه رفتن داریم. دشمن دقیقاً روی همین نقطه کار می‌کند تا امید و انگیزه را در جامعه بخشکاند.

وی با اشاره به اقدامات مثبت صورت گرفته برای تقویت این حوزه گفت: با کارهایی که روی همین مسئله انگیزشی انجام شد، طی دو سال اخیر حدود ۲۰۰ نفر از نخبگان ایرانی که عضو هیئت علمی ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا بودند، به ایران بازگشتند و در حال خدمت هستند.

خسروپناه با ذکر خاطره‌ای از پسر استاد محمود فرشچیان، نمونه‌ای عینی از خلق انگیزه را تشریح کرد: پسر ایشان که یک جراح حاذق است و عمری را در آمریکا گذرانده بود، پس از حضور در ایران برای تشییع پدر و مشاهده فضای کشور، با الهام از وصیت پدرش مبنی بر خدمت به مردم، انگیزه پیدا کرد تا به‌طور منظم به ایران سفر کرده و به مردم خدمت کند.

قانون تابعیت مانعی بزرگ بر سر راه استفاده از نخبگان است

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، ضمن تاکید بر توجه به اقدامات صیانتی با انتقاد از قوانین فعلی تابعیت، آن را مانعی بزرگ برای بهره‌گیری از ظرفیت دانشمندان ایرانی خارج از کشور دانست.

وی این قانون را «میراثی غلط» از دوران پهلوی اول توصیف کرد و افزود که این مقررات به یک «ظرفیت‌سوزی بزرگ» منجر شده است. به گفته استاد خسروپناه، به خاطر همین قانون، امکان استفاده از ظرفیت دانشمندان ایرانی که قلبشان برای ایران می‌تپد، در دانشگاه‌های تراز اول کشور مانند شریف و تهران وجود ندارد.

دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر لزوم اصلاح نگرش‌ها، خواستار برطرف کردن موانع قانونی برای هموار کردن راه خدمت نخبگان در داخل کشور شد.

خسروپناه راهکار اصلی برای پیروزی در این نبرد پیچیده را تحقق اقتدار علمی دانست و با استناد به روایت «العلم سلطان» (دانش، قدرت است)، افزود: یکی از مؤثرترین ابزارها برای مقابله با جنگ شناختی در هر چهار ساحت آن، رشد علم و فناوری است. ما باید مرزهای دانش را با کمک نخبگان داخلی و خارجی درنوردیم. باید درهای کشور را باز کنیم تا از دانش آنها در حوزه‌هایی چون نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، فناوری‌های کوانتومی و هوش مصنوعی بهره‌مند شویم. مگر می‌شود در این فناوری‌ها عقب بیفتیم و همزمان انتظار حفظ وحدت و یکپارچگی ایران را داشته باشیم؟

اقتدار موشکی؛ نمونه عینی پیروزی در جنگ شناختی
وی به عنوان یک مصداق بارز و اخیر، به عملیات موشکی علیه رژیم صهیونیستی اشاره کرد و گفت: اگر این قدرت و اقتدار موشکی ما در کمتر از ۲۴ ساعت ظهور پیدا نمی‌کرد، آن انسجام ملی شکل نمی‌گرفت. به یاد بیاورید آن لحظات پس از شهادت دانشمندان و فرماندهانمان. اما رزمندگان دلاور ما که با وجود تهاجم ناجوانمردانه دشمن، در کمتر از ۲۴ ساعت و مشکلات پیش آمده، موشک‌ها را شلیک نمودند، امید را در جامعه افزودند. برخی از این جوانان با دست و پای شکسته و در گچ، در حال جنگیدن بودند و می‌دانستند ممکن است شهید شوند، اما عملیات را انجام دادند.

او نتیجه گرفت: این توانمندی، امید را در دل مردم روزافزون زنده‌تر کرد و این امید به یک انسجام ملی تبدیل شد. همین انسجام، کشور را حفظ کرد. در آن مقطع، ایران در جنگ شناختی و جنگ ترکیبی پیروز شد و این پیروزی، محصول مستقیم علم و فناوری بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه در بخش پایانی سخنان خود، بر لزوم اتخاذ رویکردی علمی و فراجناحی در مواجهه با آسیب‌های اجتماعی تأکید کرد و اظهار داشت: مباحثی مانند دخانیات و اعتیاد، باید با علم و تخصص مدیریت شوند، نه با سلیقه. این بحث‌ها حزبی نیستند و هرکس این مسائل کلیدی کشور را با دعواهای سیاسی چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب بی آمیزد، به کشور خیانت می‌کند. این یک بحث ملی است. وی خواستار تشکیل جلسات تخصصی با حضور پزشکان، روانشناسان، جامعه‌شناسان و دانشمندانی شد که فارغ از گرایش‌های سیاسی، دغدغه کشور را دارند و می‌توانند با فکر و اندیشه، راهکارهای مؤثر ارائه دهند.

خسروپناه همچنین به ظرفیت‌های نوین مانند «هنر درمانی» و «توانبخشی هنری» به عنوان ابزارهای علمی و کارآمد برای پیشگیری و درمان آسیب‌ها اشاره کرد.

«جهاد تبیین» با ابزار علم و ایمان؛ راه اصلی مقابله
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، راهکار اصلی برای پیروزی در جنگ شناختی را همان چیزی دانست که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند: «جهاد تبیین».

وی این جهاد را این‌گونه تعریف کرد: جهاد تبیین باید با تبیینی عقلانی و ارزشی و با دو ابزار کلیدی علم و ایمان صورت گیرد. او با یادآوری اندیشه‌های شهید مطهری، افزود: استاد مطهری فرمود دو بال تمدن ایران اسلامی، علم و ایمان است. این دو از هم جدا نیستند. برخلاف تاریخ مسیحیت قرون وسطی، در تفکر اسلامی و به‌ویژه شیعی، هیچ تعارضی میان عقل، علم و دین وجود ندارد.

وی تأکید کرد که با همین رویکرد می‌توان با نسل جدید ارتباط برقرار کرد: حتی نوجوانان و جوانانی که در زیست‌جهان پسامدرن، نسبی‌گرا و گرفتار شبهه هستند را می‌توان با جهاد تبیینی که با علم، ایمان و حلم (بردباری) همراه باشد، به سمت ایران اسلامی سوق داد. اما شرط اول آن، صداقت و عمل خود ما مسئولان است. باید عالمِ عامل باشیم و با مردم صادق باشیم.

خسروپناه یکی از بزرگترین سرمایه‌های کشور را ظرفیت عظیم مردمی و جوانان دانست و گفت: باید جوانان را به میدان بیاوریم تا ببینیم چه غوغایی می‌کنند. به عنوان مثال، نهاد هلال احمر به تنهایی سه میلیون و دویست و پنجاه هزار نفر داوطلب مردمی دارد که اغلب جوان هستند و بدون دریافت یک ریال خدمت می‌کنند. این ظرفیت در هیچ کجای دنیا وجود ندارد. وی خطاب به مسئولان ستاد مبارزه با مواد مخدر تأکید کرد: اگر ما مسئولین، مردم را باور کنیم، کارهای بسیار بزرگی می‌توانیم انجام دهیم. اگر طرح‌های محله‌محور با محوریت مساجد را باور و اجرا کنیم و کار را به خود مردم بسپاریم، بسیاری از مشکلات شما در ستاد مبارزه با مواد مخدر حل خواهد شد. نقش ما باید تسهیل‌گری و حمایت باشد.

وی در جمع‌بندی نهایی خود، راهبردی‌ترین اقدام را تغییر پارادایم از «حکومت‌داری» (Government) به «حکمرانی» (Governance) دانست و تفاوت این دو را این‌گونه تشریح کرد: ما عمدتاً حکومت‌داری می‌کنیم که به معنای تصدی‌گری و کنترل از بالا به پایین است. اما الگوی حکمرانی به معنای تسهیل‌گری، شبکه‌سازی، حمایت و سپردن امور به دست مردم و نهادهای تخصصی است.

حجت‌الاسلام خسروپناه در پایان با یک پیشنهاد کلیدی سخنان خود را خاتمه داد: الگوی حکومتداریِ مبارزه با مواد مخدر را به الگوی حکمرانیِ مبارزه با مواد مخدر تبدیل کنید؛ در این صورت شاهد اتفاقی بسیار بزرگ خواهید بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *