توسعه فولاد در خراسان، پیشران توسعه اقتصادی کشور
به گزارش اقتصادآنلاین، تصور کنید مدیرعاملانی که باید بر زنجیره تأمین و تولید یک شرکت عظیم فولادی نظارت کنند، همزمان در چهار شرکت دیگر نقش تصمیمگیرنده داشته باشند! سوال این است که آیا این حجم از مسئولیت با توان یک فرد سازگار است یا در چنین موضوعاتی با یک مدیریت صوری روبهرو هستیم؟
بعنوان مثال، فردی که همزمان عهدهدار مدیرعاملی و نایبرئیس هیاتمدیره فولاد کاوه جنوب کیش (SKS) است، عناوین دیگری، چون رئیس یا عضو هیاتمدیره در شرکتهای فولاد چادرملو، مکران، اپال، توکا ریل مبارکه و فولاد شرق پارسیان نیز دیده میشود.
مدیریت چنین فردی در یک شرکت فولادی با ابعاد کاوه جنوب کیش یا چادرملو، نیازمند نظارت دقیق بر زنجیره تأمین، عملیات تولید و استراتژیهای بازاریابی است و پرسش اساسی اینجاست که یک مدیر چگونه میتواند همزمان در چندین شرکت استراتژیک که هر کدام نیاز به حضور فیزیکی و ذهنی دارند نقش تصمیمگیرنده را ایفا کند؟
البته حضور همزمان در هیاتهای مدیره چندین شرکت مختلف در صنعت فولاد و معدن؛ علاوه بر اینکه مغایر قانون است و تضاد منافع نیز ایجاد میکند؛ طبعا باید مورد رسیدگی و پیگرد از سوی نهادهای نظارتی نیز قرا بگیرد؛ مضاف بر اینکه زمانی که یک فرد در چندین شرکت فعال است، مرز بین منافع شرکتها کمرنگ شده و این سوال پیش میآید که آیا تصمیمات او در فولاد مکران، بر اساس منافع آن شرکت است یا در راستای هماهنگی با شرکتهای دیگر مانند چادرملو؟
به نظر میرسد ادامه این وضع، نه تنها ساختار مدیریت شرکتداری را تخریب کرده بلکه شرکتها را از سازمانهای مستقل و رقابتی به «زیرمجموعههای شخصی» تبدیل میکند؛ آن هم در صنعت معدن و فولاد که چندشغله بودن یک تخصص مدیریتی نیست، بلکه به رانت جایگاهی تبدیل میشود که بر اساس نزدیکی به حلقه قدرت ممکن است تقسیم بندیهای پسینی را در پس پرده شاهد باشیم!
از سوی دیگر، با دقت در سوابق مدیریت فرد چند شغله مورد اشاره، شاهد جابجاییهای سریع او بین شرکتهای مختلف از اپال کانی پارس گرفته تا فولادسنگان مبارکه و حالا فولاد کاوه جنوب کیش، هستیم. این نشان میدهد، مدیرانی که در بازههای زمانی کوتاه، چندین پست مدیریتی را در شرکتهای مختلف میچرخانند، فرصت نمیکنند اثرات تصمیمات خود را ببینند و برای اصلاح آنها اقدام کنند و این یعنی صنعت فولاد ما به جای رهبران استراتژیک و متخصص، به مدیران موقت و گذرا روی آورده است که فقط برای مدتی روی یک صندلی مینشینند و سپس به سراغ بعدی میروند.
اما پرسش نهایی این است که آیا بهرهوری شرکتهایی مثل فولاد کاوه جنوب کیش یا چادرملو، با مدیری که ذهن و زمانش بین ۵ شرکت مختلف تقسیم شده، تأمین میشود؟ یا اینکه این حجم از پستها، صرفاً ابزاری برای تثبیت جایگاه در شبکه قدرت ایمیدرو است؟!
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل