یادداشت مهمان_محمد رحمانی، پژوهشگر حوزه سیاستگذاری فرهنگی و تربیتی: حدود سه سال پیش، جمعی از فعالان جهادی در قالب شورای عالی جهاد، به دیدار رهبر انقلاب رفتند. در آن دیدار صمیمی، یکی از مهمترین مطالبات ایشان، نه درباره ساختار بود، نه بودجه و نه سازمان؛ بلکه درباره یک فناوری اجتماعی بود. ایشان ماموریتی را به جمع جهادی ها دادند که بروید ببینید که چگونه میتوان در اقیانوس مردم موج ایجاد کرد؟ چگونه میتوان مردمی را که هر یک درگیر زندگی روزمرهاند، به یک حرکت جهادی در راه خدا برانگیخت؟ این پرسش، بیش از آنکه یک مطالبه اجرایی باشد، یک مسئله تمدنی بود؛ مسئله یافتن سازوکاری که بتواند عموم جامعه را از سکون به حرکت برساند.
در این بیش از سه سال، بارها درباره فناوریهای اجتماعی گفتوگو شد. تجربههای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، اردوهای جهادی، اربعین و دیگر نمونههای مشارکت مردمی مرور شد. اما شاید پاسخ را در جای نادرستی جستوجو میکردیم. ما بیشتر به دنبال فناوری بسیج مردم بودیم، در حالی که مطالبه رهبر انقلاب، عمیقتر از آن بود. آنچه در روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب پیش چشم ما رخ داد، پاسخ این پرسش را روشنتر کرد.
آنچه میلیونها انسان را به میدان آورد، صرفاً یک فراخوان رسانهای، یک شبکه تشکیلاتی یا یک عملیات اقناعی نبود. حقیقتی عمیقتر در کار بود؛ حقیقتی که الهیات شیعه قرنها پیش آن را با نام ثارالله معرفی کرده است. شاید «ثارالله» را باید بزرگترین فناوری اجتماعی الهیات اسلامی دانست؛ اما نه به این معنا که مردم را بسیج میکند، بلکه از آن رو که مردم را مبعوث میکند.
میان «بسیج» و «بعثت» تفاوتی بنیادین وجود دارد. بسیج، نیروهای آماده را گرد هم میآورد؛ اما بعثت، انسانِ بیتفاوت را به انسانِ مسئول تبدیل میکند. بسیج، سازماندهی ظرفیتهای موجود است؛ اما بعثت، آفرینش ظرفیتهای جدید است. بسیج، جمعیت را به حرکت درمیآورد؛ اما بعثت، دلها را بیدار میکند و از یک جمعیت، «امت» میسازد.
از این منظر، عاشورا صرفاً یک رخداد تاریخی نیست؛ نخستین تجربه بزرگ بعثت مردم است. خون سیدالشهدا(ع) فقط یارانی را که آماده بودند گرد هم نیاورد، بلکه در طول تاریخ میلیونها انسان را که هیچ نسبتی با کربلا نداشتند، به مسئولیت، ایثار و قیام فراخواند. این همان ویژگی «ثارالله» است؛ خونی که نهتنها ریخته میشود، بلکه تاریخ را به حرکت درمیآورد.
شاید آنچه پس از شهادت رهبر انقلاب شاهد آن بودیم نیز باید در همین چارچوب فهمیده شود. آنچه رخ داد، صرفاً حضور گسترده مردم در یک مراسم نبود؛ بلکه نشانههایی از یک بعثت اجتماعی بود؛ لحظهای که بسیاری از انسانها، فارغ از تعلقات روزمره، خود را دوباره در نسبت با یک آرمان، یک مسئولیت و یک هویت مشترک تعریف کردند.
شاید پاسخ آن مطالبه دو سال پیش همین باشد؛ اینکه «موج در اقیانوس» با ابزارهای متعارف اجتماعی آغاز نمیشود. رسانه، پیام را منتقل میکند؛ تشکیلات، نیروها را سازمان میدهد؛ اما ثارالله انسان را دگرگون میکند. و تا انسان دگرگون نشود، جامعه دگرگون نخواهد شد.
اگر این صورتبندی درست باشد، باید گفت بزرگترین فناوری اجتماعی الهیات اسلامی، فناوری بعثت مردم است؛ فناوریای که هرگاه دارایی خالصی مانند جان در راه خدا صرف می شود، وجدانها را بیدار میکند، دلها را به حرکت درمیآورد، از جمعیت امت میسازد و در اقیانوس مردم، موجی میآفریند که هیچ قدرتی توان ایستادن در برابر آن را ندارد.