به گزارش خبرگزاری مهر_ سیده فاطمه سادات کیایی؛ همه چیز شبیه به اربعین است، این را درست وقتی ۵۰۰ قدم از خانه فاصله میگیریم و میفتم در هفت کیلومتری لشکری می فهمم. زن و مرد و کودک سیاهپوش زیر تیغ تند آفتابی وسط تیرماه راه افتادهاند در اتوبان خالی بدون ماشین میروند جایی که برای همیشه باید با رهبرشان وداع کنند.
ساعت ها پیاده روی در گرما برای همه سخت است، چه برای آن پیرمرد و پیرزن پا به سن گذاشته چه برای آن کودک سوار بر کالسه، با این حال همه برای آمدن در این بیعت کده میلیونی حتی شک به دلشان راه نداده اند، هر بهانه ای بوده کنار زدند تا فقط باشند، برای یک خداحافظی تلخ اما تاریخ ساز
نمیدانم چند کیلومتری میدان آزادی بودم، مرد لاغر اندام سیه چردهای جلویمان را گرفت، به عربی هله بیکم یا زوای گفت و همه را دعوت کرد چیزی بخورند و استراحتی کنند. خشکم زد، اصلا نفهمیدم مرد عراقی است یا ایرانی، موکب برای عراقی ها بود یا ایرانی ها، هاج و واج ایستاده بودم وسط اتوبان و مرد را نگاه میکردم، هرچه منتظر شدم زبان به کلمات فارسی یا حرف دیگری به زبان عربی باز کند که بفهمم کجایی است آخر مشخص نشد، تفاوتی هم نداشت، حالا ایرانی یا عراقی، چیزی که بود همه مشابهت های این مسیر به مشایه است، آنجا برای آقایی می رفتیم که نور عالم بود و اینجا برای مردی میرویم که روح این شهر بود، ایرانی ترین رهبر ایرانی بود.
همه مسیرها را مردم میسازند، تاریخ را هم همینطور چه انها که سهمی در شقاوت های تلخ داشتند چه آنهایی که صفحات روشن تاریخ را رقم زدند، برای مردی که چون مولایش با یزیدیان زمان بیعت نکرد و آخر جانش را همراه عزیزترین های زندگی اش برای اسلام فدا کرد، باز این مردم بودند که مسیری نورانی را رقم زدند تا شباهتش به پیاده روی نورانی اربعین همه را شگفت زده کند.
بعد از تشییع که صفحات مجازی را مرور کردم فهمیدم خیلی ها متوجه تقارب تشییع به اربعین شدند، انجا که حرارت دل های مردم برای بیعت دوباره با رهبر اتمسفر آسمان تهران را بیش از یک شهر به یک حرم تبدیل کرده و عشق و ارادت محور روح جمعی این شهر شد شباهتها به اربعین هم نزدیک و نزدیک تر شد.
ما روز وداع با آقایمان ادم های عاشقی را دیدیم که ایستگاه های صلواتی به لطف حضورشان مردم تشنه را سیراب می کرد، ما ادم هایی را دیدیم که به رقم ناتوانی جسمی خود را از فرسنگها راه تنها به واسطه همان عشق جاری در سینهها به مسیر رسانده بودند، ما پرچم های سرخ را دیدیم که به خون خواهی از رهبر یاداور پرچم های سرخ مسیر اربعین بود.
ما منتظر بودیم و بعد از تقدیم رهبرمان به راهی که حسین فاطمه اولین قربانی اش بود بیشتر منتظریم تا راه سرخ و سیاه اربعین ها و تشییع های به راه سفید فرج مهدی موعود (عج) ختم شود. نمی دانم عمر ما برای دیدن آن روز قد می دهد یا نه، اما امیدواریم و منتظر، و یقین داریم این خونهای پاک بی ثمر نمیماند.