هزاران مهاجر در ۳۱ جولای (۹ مرداد) از کشور مراکش وارد شهر سئوتا در اسپانیا شدند و توجه دوبارهای را به یکی از غیرمعمولترین مرزهای اروپا جلب کردند.
اگرچه سئوتا در ساحل شمالی آفریقا قرار دارد و توسط قلمرو مراکش احاطه شده است، اما توسط اسپانیا اداره میشود و بخشی از اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد؛ این شهر به همراه ملیله در نزدیکی آن، تنها مرز زمینی اتحادیه اروپا با آفریقا را تشکیل میدهند و هر ۲ شهر را به نقاط حساس مهاجرت تبدیل میکنند.
تراژدی مهاجرتی اخیر در سئوتا با بیش از ۷۰ قربانی بار دیگر موضوعهای امنیت مرزی و مهاجرت نامنظم را برجسته کرده است.
جدیدترین تراژدی مهاجرتی در این مناطق، نشاندهنده فشار مداوم در امتداد یکی از حساسترین مسیرهای مهاجرتی اروپا است؛ از آنجا که سئوتا و ملیله قلمرو اسپانیا هستند، ورود به هر یک از این شهرها به معنای ورود به اتحادیه اروپا است.
برای برخی از مهاجرانی که از شمال آفریقا سفر میکنند، این ۲ شهر از معدود مکانهایی هستند که میتوان از طریق خشکی به قلمرو اتحادیه اروپا دسترسی پیدا کرد و این امر آنها را به نقاط کانونی مکرر در دورههای افزایش مهاجرت به سمت اروپا تبدیل میکند.
در عین حال، زمان به راه افتادن آخرین موج مهاجرت با حکم اخیر دیوان عالی اسپانیا در مورد نحوه برخورد با مهاجرانی که سعی در رسیدن به سئوتا و ملیله از طریق دریا دارند، مرتبط دانسته شده است؛ دادگاه حکم داد که رویه «بازگشت فوری» اسپانیا که امکان بازگشت فوری برخی مهاجران را در مرز فراهم میکند، نمیتواند در مورد مهاجرانی که در دریا هنگام تلاش برای شنا کردن به داخل مناطق محصور دستگیر میشوند، اعمال شود.
این حکم حق خودکاری برای ماندن در اسپانیا یا قانونی کردن ورود غیرقانونی ایجاد نکرد؛ با وجود این، برخی از مهاجران آن را بهعنوان عاملی تفسیر کردند که بازگشت فوری را در صورت رسیدن به خاک اسپانیا از طریق دریا دشوارتر میکند؛ در حالی که مقامهای اسپانیایی و مراکشی به این حکم بهعنوان یکی از عواملی که ممکن است بر موج اخیر تاثیر گذاشته باشد، اشاره کردند، کارشناسان مهاجرت به فشارهای گستردهتر مهاجرت و اطلاعات نادرست منتشرشده در میان مهاجران و شبکههای قاچاق اشاره کردند.
این ماجرا نشان داد که چگونه تصمیمهای قانونی موثر بر رویههای مرزی میتواند به سرعت بر برداشتها در یکی از مرزهای به شدت تحت نظارت اروپا تاثیر بگذارد.
همکاری طولانی مدت اروپا و مراکش در موضوع مهاجرت، سبب شده نقش مراکش در کنترل حرکت به سمت اروپا، مدیریت مرز را به عنصر مهمی از روابط این کشور با اسپانیا و اتحادیه اروپا تبدیل کند؛ این پویایی بهویژه در سال ۲۰۲۱ آشکار شد، زمانی که هزاران مهاجر در دورهای از تنشهای شدید وارد سئوتا شدند؛ در آن زمان اسپانیا، مراکش را به کاهش کنترلهای مرزی در طول بحران متهم کرد، در حالی که مقامهای مراکشی این پیشنهاد را که مراکش باید بهعنوان مرزبان اروپا عمل کند، رد کردند.
صدها نفر در شهر فنیدق در شمال مراکش، در نزدیکی مرز با سئوتای اسپانیا، جمع شدهاند و عکسهای عزیزان گمشده خود را به رهگذران نشان میدهند به این امید که آنها را پیدا کنند.
محل استقرار آنها همان بخش کوچکی از زمین بود که هفته گذشته با ظهور صحنههای خارقالعادهای از حدود ۷۲ هزار نفر که در حال ورود به سئوتا، یک قلمرو کوچک اسپانیایی در شمال آفریقا بودند، در سراسر جهان خبرساز شد.

به گفته مقامهای محلی، دستکم ۸۸ نفر در سئوتا و ۱۱ نفر دیگر در مراکش جان خود را از دست دادهاند، در حالی که دهها نفر دیگر همچنان مفقود هستند.
درپی انتشار پستهایی در شبکههای اجتماعی مانند تیکتاک، فیسبوک و واتساپ که ادعا میکردند مراکش به مردم اجازه عبور از مرز را میدهد، مردم با پای پیاده یا در اتوبوسها و ماشینها به فینیدق رسیدند و به موج افرادی که به اسپانیا میرفتند، پیوستند.
بیشتر کسانی که ظرف ۴۸ ساعت از مرز عبور کرده بودند، بازگردانده شدند؛ دولت اسپانیا تخمین زد که ۲ هزار نفر که از این مرز عبور کردهاند، هنوز در سئوتا هستند؛ این آمار شامل دستکم ۸۶۲ کودک است که بهعنوان خردسالان بدون همراه ثبت شدهاند؛ یونیسف اسپانیا هشدار داد که دهها کودک دیگر هنوز بدون محافظت در خیابانهای شهر پرسه میزنند.
سوزانا هیدالگو، کارشناس مهاجرت یونیسف، گفت: بسیاری از کودکان خردسال از مرز عبور کردهاند؛ ما نمیدانیم چند نفر ناپدید شدهاند؛ خانوادههای زیادی در آن سوی مرز به دنبال پسران و دختران خود هستند، در حالی که در سئوتا کودکان ۱۰ و ۱۲ ساله درخواست تلفن میکنند تا بتوانند با مادران خود تماس بگیرند و به آنها بگویند که حالشان خوب است.
مراکش با اتهامهای فزایندهای در مورد نقشی که ممکن است ایفا کرده باشد، مواجه شده است؛ منابع اطلاعاتی اسپانیا اظهار کردند که این هجوم مهاجران میتواند به یک فریبکاری مربوط باشد که پس از حکم دادگاه عالی اسپانیا مبنی بر عدم امکان اخراج فوری مهاجران از طریق دریا، به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد.
براساس چارچوب حقوقی بینالمللی فعلی، سئوتا و ملیله سرزمینهای اسپانیایی تحت حاکمیت اسپانیا هستند؛ اسپانیا اقتدار کامل اداری و دولتی را بر این ۲ شهر اعمال میکند و در نظام سیاسی اسپانیا نماینده دارند و بخشی از اتحادیه اروپا هستند.
آنها توسط سازمان ملل بهعنوان سرزمینهای غیرخودمختار فهرست نشدهاند، دستهای که به سرزمینهایی اطلاق میشود که مردم آنها هنوز از طریق استعمارزدایی حق تعیین سرنوشت خود را اعمال نکردهاند؛ از آنجا که سئوتا و ملیله در این فهرست نیستند، بخشی از فرآیند استعمارزدایی سازمان ملل نیستند.
همچنین هیچ حکم دادگاه بینالمللی یا تصمیم سازمان ملل برای تعیین حاکمیت بر سئوتا و ملیله صادر نشده است؛ این اختلاف همچنان یک اختلاف سیاسی بین اسپانیا و مراکش است، نه یک اختلاف حاکمیتی که در حال حاضر از طریق یک فرآیند حقوقی بینالمللی در حال بررسی است.
این یکی از تفاوتهای کلیدی بین سئوتا و ملیله و صحرای غربی است؛ صحرای غربی همچنان در فهرست سرزمینهای غیرخودمختار سازمان ملل قرار دارد و موضوع یک فرآیند سیاسی جداگانه با حمایت سازمان ملل در مورد وضعیت آینده آن است، در حالی که سئوتا و ملیله در سطح بینالمللی بهعنوان سرزمینهای تحت حاکمیت اسپانیا در نظر گرفته میشوند.

اهمیت سئوتا و ملیله بسیار فراتر از اندازه آنهاست؛ برای اسپانیا، این شهرها قلمرو مستقل و امتداد مستقیم دولت اسپانیا در شمال آفریقا هستند.
از سوی دیگر برای اتحادیه اروپا، آنها تنها مرزهای زمینی این کشور با آفریقا را نشان میدهند و بنابراین در بحثهای مربوط به مهاجرت، امنیت مرزی و همکاری با کشورهای همسایه نقش محوری دارند.
برای مراکش هم، این شهرها همچنان با مسئله گستردهتر حاکمیت ارضی مرتبط هستند، حتی با اینکه رباط همکاری نزدیکی با اسپانیا در زمینه مهاجرت، تجارت و امنیت دارد.
این ترکیب منافع به این معنی است که تحولات سئوتا و ملیله میتواند به سرعت به مسائلی با اهمیت منطقهای تبدیل شود.
چالش فوری همچنان بشردوستانه است، یعنی مدیریت مهاجرت در عین محافظت از حقوق و ایمنی افرادی که سعی در رسیدن به اروپا دارند.
اما وقایع سئوتا همچنین نشان میدهد که چرا این شهر بارها و بارها به تیترهای بینالمللی بازمیگردد؛ مهاجرت ممکن است بحران فوری را ایجاد کند، اما واکنش به آن توسط سیاستهای مرزی، روابط اسپانیا و مراکش، تحولات قانونی و اختلاف بر سر حاکمیت که همچنان ادامه دارد، شکل میگیرد.
سئوتا و ملیله همچنان غیرمعمول هستند، زیرا از نظر جغرافیایی بخشی از آفریقا، اما از نظر سیاسی بخشی از اروپا هستند؛ تا زمانی که فشارهای مهاجرتی ادامه داشته باشد، احتمالا آنها در میان حساسترین نقاط درگیری مرزی مدیترانه باقی خواهند ماند.
صحنههای سئوتا غمانگیز بود؛ هزاران نفر از مردم تلاش کردند از مراکش به داخل این منطقه محصور اسپانیایی عبور کنند که دهها کشته بر جای گذاشت و یکی از بحثبرانگیزترین بحثهای سیاسی اروپا را دوباره شعلهور کرد؛ با وجود این، تقریبا به همان سرعتی که ابعاد انسانی بحران آشکار شد، این ابعاد تحتالشعاع چیز دیگری قرار گرفتند.
سیاستمداران اروپایی که مدتها علیه موضوع مهاجرت مبارزه کرده بودند، از این رویدادها بهعنوان مدرکی درباره اینکه اروپا نهتنها با یک چالش مرزی، بلکه با یک چالش تمدنی روبهرو است، استفاده کردند؛ به سرعت درخواستهایی برای کنترلهای مرزی شدیدتر مطرح شد، در حالی که ایتالیا اعلام کرد که در حال بازگرداندن کنترلهای مرزی با اسپانیا است.
پیش از آن که بسیاری از کشتهشدگان حتی شناسایی شوند، فرصتطلبها به سرعت آشکار شدند؛ جناح راست ملیگرای اروپا مطالب تازهای برای تقویت هشدارهای دیرینه در مورد مهاجرت پیدا کرد؛ فعالان ضدمسلمان فرصت دیگری برای به تصویر کشیدن مسلمانان بهعنوان یک تهدید امنیتی داخلی به دست آوردند.
در عین حال، این رویدادها به ادعاهای گستردهتری که توسط رژیم صهیونیستی مطرح شده و توسط متحدان سیاسی آن در اروپا نیز تکرار میشود، دامن زد.
این روایت از زمان جنگ غزه بیشتر آشکار شده است؛ همزمان با افزایش خشم عمومی از نسلکشی رژیم صهیونیستی در سراسر اروپا، مقامهای رژیم صهیونیستی بارها ادعا کردهاند که تغییر نگرش اروپاییها کمتر ناشی از مقیاس تخریب در غزه و بیشتر ناشی از تغییر جمعیتی و نفوذ سیاسی فزاینده جوامع مسلمان است.

بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، یکی از آنهاست؛ او در سخنرانیها و اظهارات عمومی، رژیم صهیونیستی و اروپا را بهعنوان شرکایی در مبارزه مشترک علیه اسلام، مهاجرت گسترده و آنچه او چالشی گستردهتر برای تمدن غرب توصیف میکند، به تصویر کشیده است؛ در این روایت ادعایی، رژیم صهیونیستی دیگر صرفا از خود دفاع نمیکند، بلکه از خود اروپا دفاع میکند.
این چارچوببندی پیامدهای سیاسی عمیقی دارد و بحث را از رفتار نسلکشانه رژیم صهیونیستی در غزه دور کرده و به سمت هویت کسانی که از آن انتقاد میکنند، سوق میدهد؛ مخالفت با سیاست رژیم صهیونیستی دیگر در درجه اول بهعنوان پاسخی به فاجعه انسانی، اشغال یا نقض قوانین بینالمللی ارائه نمیشود، در عوض، بهطور فزایندهای بهعنوان نتیجه تغییر جمعیتی و نفوذ سیاسی جوامع مسلمان مطرح میشود؛ بیتوجه به اینکه در سراسر کشورهای اروپایی تا ۷۸ درصد، دیدگاههای نامطلوبی نسبت به رژیم صهیونیستی دارند.
سران سیاسی اروپا ازجمله ویکتور اوربان، خیرت ویلدرس و مارین لو پن به این روایت پایبند هستند و ضمن دنبال کردن برنامههای تندروانه ضد مهاجرت، حمایت قوی خود را از رژیم صهیونیستی ابراز میکنند؛ در انگلیس، افرادی مانند تامی رابینسون نیز به همین ترتیب رژیم صهیونیستی را بهعنوان خط مقدم در یک مبارزه تمدنی گستردهتر با اسلام معرفی کردهاند.
حمایت از رژیم صهیونیستی بهطور فزایندهای با یک پروژه سیاسی گستردهتر که با مخالفت با مهاجرت، چندفرهنگیگرایی و اسلام تعریف میشود، در هم آمیخته است.
در این زمینه، سئوتا به چیزی بیش از یک داستان مهاجرت تبدیل میشود؛ سرعت قابل توجه همگرایی سیاستمداران، مفسران و فعالان درباره مضامین آشنا نشان میدهد که زیرساخت سیاسی برای تفسیر چنین رویدادهایی از قبل وجود داشته است.
چه هماهنگ و چه کاملا مستقل، تاثیر سیاسی یکسان است؛ یک روایت، روایت بعدی را تقویت میکند؛ ترس از مهاجرت، خصومت نسبت به مسلمانان را تشدید میکند؛ خصومت نسبت به مسلمانان باعث میشود که همبستگی با فلسطینیها بهطور فزایندهای مشکوک به نظر برسد؛ هنگامی که حمایت از حقوق فلسطینیها بهعنوان یک نگرانی امنیتی به جای یک نگرانی سیاسی یا بشردوستانه تغییر شکل یابد، بررسی دقیق اقدامهای رژیم صهیونیستی آسانتر میشود.
این مهم است، زیرا بحث دیگر فقط در مورد مرزها نیست، بلکه در مورد مشروعیت است.
سئوتا باید در درجه اول بهعنوان یک تراژدی انسانی به یاد آورده میشد؛ در عوض، به فصل دیگری در جنگهای فرهنگی اروپا تبدیل شد.
انتهای پیام/
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل