خبرگزاری مهر، گروه استانها- عباس نورزائی*: حجتالاسلام محمدتقی وکیلیپور، اولین فرستاده رهبر معظم انقلاب اسلامی به استان ما پس از حضور، بازدید و گفتوگو با مردم و مسئولین در نقاط مختلف استان، در صفحه اجتماعی خود نوشت: «استان سیستان و بلوچستان، استان رشادتهای بزرگ، با روایتهای کم است».
این جمله، در نگاه نخست یک عبارت ادبی به نظر میرسد، اما در واقع حاصل یک مشاهده میدانی عمیق و جمعبندی راهبردی درباره وضعیت فرهنگی و اجتماعی استان است. این گزاره، مسئله اصلی سیستان و بلوچستان را صرفاً در شاخصهای اقتصادی و عمرانی، جستوجو نمیکند. در شکاف میان واقعیتهای موجود و روایتهای رایج میداند. از این منظر، استان دارای سرمایههای انسانی، فرهنگی و تاریخی عظیمی است که بخش قابل توجهی از آن هنوز به درستی دیده و معرفی نشده است.
رشادت در این عبارت صرفاً به معنای دلاوری نظامی نیست. رشادت مرزداران و مدافعان امنیت، مقاومت مردم در برابر خشکسالیهای طولانی، تلاش معلمان در مناطق دورافتاده، فعالیت پژوهشگران و دانشگاهیان، ایثار خانوادههایی که در سختترین شرایط فرزندان موفق تربیت کردهاند و نیز پایداری فرهنگی مردمانی که قرنها هویت و انسجام اجتماعی خود را حفظ کردهاند، همگی در دایره این مفهوم قرار میگیرند. به همین دلیل، سیستان و بلوچستان را میتوان سرزمین مجاهدتهای روزمره و خاموشی دانست که کمتر به زبان روایت درآمدهاند.
یکی از مهمترین نکات این تحلیل، توجه به رابطه میان محرومیت و روایت است. هرگاه منطقهای صرفاً از دریچه مشکلات، کمبودها و آسیبها معرفی شود، به تدریج تصویری ناقص و یکبعدی از آن در ذهن افکار عمومی شکل میگیرد. در چنین شرایطی، ظرفیتها، موفقیتها، نخبگان و دستاوردهای فرهنگی به حاشیه رانده میشوند. نتیجه اینکه جامعه ملی بیش از آنکه سیستان و بلوچستان را با توانمندیهایش بشناسد، آن را با مشکلاتش به یاد میآورد. این همان وضعیتی است که میتوان از آن با عنوان «فقر روایت» یاد کرد.
برخلاف برخی تصورها، سیستان و بلوچستان با کمبود پژوهشگر، نویسنده و تولیدکننده محتوا مواجه نیست. طی دهههای گذشته آثار ارزشمندی درباره تاریخ، فرهنگ، زبانها و گویشها، موسیقی محلی، ادبیات شفاهی، میراث باستانی و مسائل اجتماعی استان تولید شده است. اما بسیاری از این آثار به دلیل ضعف حمایتهای مالی و نهادی، منتشر نشده یا در شمارگان محدود منتشر شدهاند، به رسانههای ملی راه نیافتهاند و به محصولات فرهنگی فراگیر تبدیل نشدهاند. در نتیجه، فاصلهای جدی میان تولید دانش و بهرهبرداری اجتماعی از آن به وجود آمده است.
روایتگران فرهنگ پژوهشگرانی که سالها از عمر خود را صرف ثبت تاریخ شفاهی، مستندسازی آیینهای بومی یا تدوین آثار علمی کردهاند، زمانی که برای چاپ، انتشار و معرفی آثار خود با موانع متعدد روبهرو میشوند، با احساس سرخوردگی مواجه خواهند شد. این وضعیت تنها به زیان افراد نیست؛ بلکه خسارتی برای کل جامعه محسوب میشود. زیرا سرمایههای فکری و فرهنگی تولید میشوند اما به حافظه عمومی و سرمایهی اجتماعی تبدیل نمیشوند. نسل جوان نیز با مشاهده این چرخهی ناقص، انگیزه کمتری برای ورود به عرصههای پژوهشی و فرهنگی پیدا میکنند.
توسعه پایدار فقط با ساخت جاده، کارخانه و زیرساختهای عمرانی محقق نمیشود. توسعه زمانی کامل است که حافظه تاریخی، هویت فرهنگی و قهرمانان یک جامعه نیز شناخته و بازنمایی شوند. از این منظر، حمایت از پژوهشگران، نویسندگان، مستندسازان و روایتگران فرهنگ استان یک ضرورت توسعهای است، نه صرفاً یک اقدام فرهنگی.
سیستان و بلوچستان بهشدت به تولید روایت و شاید بیشتر از آن به حمایت از روایتگران خود نیازمند است. هرچه این روایتها بیشتر ثبت، منتشر و در سطح ملی بازگو شوند، تصویر واقعیتر و منصفانهتری از این استان در حافظهی جمعی ایرانیان شکل خواهد گرفت؛ تصویری که نشان میدهد سیستان و بلوچستان نه سرزمین کمبودها، بلکه سرزمین رشادتهای بزرگ و روایتهای ناگفته است.
*کارشناس پژوهش بنیاد ایران شناسی در سیستان و بلوچستان