خبرگزاری مهر – گروه جامعه: گسترش استفاده کودکان و نوجوانان از فضای مجازی و بازیهای آنلاین، در کنار مزایایی که برای آموزش و سرگرمی دارد، نگرانیهایی را درباره افزایش وابستگی به این فضا ایجاد کرده است. سپری کردن زمان طولانی در فضای مجازی میتواند باعث کاهش تمرکز، برهم خوردن نظم خواب و کاهش زمانی شود که کودکان برای مطالعه و انجام تکالیف اختصاص میدهند.
مسئلهای که در صورت تداوم، ممکن است بر روند یادگیری و عملکرد تحصیلی آنها تأثیر بگذارد. کارشناسان بر این باورند که مدیریت زمان استفاده از فضای مجازی، همراهی والدین و ایجاد تعادل میان درس، بازی، فعالیتهای اجتماعی و استراحت، میتواند به کودکان کمک کند تا از آسیبهای احتمالی استفاده بیش از اندازه از فضای مجازی دور بمانند.
در همین راستا خبرنگار مهر با حسین محمدی، رواندرمانگر و مشاور خانواده گفتگویی داشته است.
چه تغییراتی را در رابطه کودکان با فضای مجازی مشاهده میشود؟
محمدی: در سالهای اخیر با والدینی مواجه بودهام که از کاهش تمرکز، افت انگیزه تحصیلی، بیحوصلگی، اختلال خواب، پرخاشگری و وابستگی فرزندانشان به تلفن همراه و فضای مجازی گلایه دارند. البته از نظر علمی باید تأکید کرد که هر استفاده طولانی از فضای مجازی به معنای «اعتیاد» نیست. زمانی باید نگران استفاده مشکلزا باشیم که کودک کنترل استفاده خود را از دست بدهد، استفاده از رسانه به فعالیتهای ضروری زندگی لطمه بزند و با وجود پیامدهای منفی، همچنان نتواند رفتار خود را تنظیم کند.
یکی از نکات مهمی که گاهی در بحث فضای مجازی فراموش میشود، این است که نمیتوان سلامت کودک را تنها با یک عدد درباره ساعات استفاده از صفحهنمایش سنجید. برنامه استفاده از رسانه باید متناسب با سن، شرایط رشدی، سلامت، خلقوخو و نیازهای هر کودک تنظیم شود. در کنار این موضوع، خواب کافی، فعالیت بدنی، تکالیف مدرسه، ارتباط خانوادگی و زمان بدون صفحهنمایش اهمیت زیادی دارد.
بنابراین پرسش درست فقط این نیست که «کودک روزی چند ساعت با گوشی کار میکند؟» بلکه باید پرسید: با گوشی چه کاری انجام میدهد و این استفاده چه چیزی را از زندگی او حذف کرده است؟ اگر تلفن همراه جای خواب را گرفته باشد، اگر بازی آنلاین جای فعالیت بدنی را گرفته باشد، اگر شبکههای اجتماعی جای گفتوگوی خانوادگی را گرفته باشند و اگر استفاده از اینترنت مانع انجام تکالیف و مطالعه شود، با یک الگوی ناسالم مواجه هستیم.

استفاده زیاد از سرگرمیهای دیجیتال چگونه میتواند بر یادگیری کودک اثر بگذارد؟
محمدی: یادگیری واقعی نیازمند تمرکز، تکرار، صبر و تحمل ناکامی است. کودک باید بتواند مدتی روی یک مسئله بماند، اشتباه کند، دوباره تلاش کند و در نهایت به نتیجه برسد. در مقابل، بسیاری از محیطهای دیجیتال بر اساس محرکهای سریع و تغییرات مداوم طراحی شدهاند. همین تفاوت میتواند برای کودکی که ساعتهای طولانی در چنین محیطی حضور دارد، سازگاری با فعالیتهای کمتحریکتر مانند مطالعه را دشوار کند.
البته نباید از این مسئله نتیجه گرفت که فضای مجازی مستقیماً و در همه کودکان موجب افت تحصیلی میشود. شواهد علمی پیچیدهتر از این است و عوامل متعددی مانند وضعیت خانوادگی، کیفیت خواب، سلامت روان، نوع استفاده از رسانه و شرایط مدرسه نیز دخیل هستند. بنابراین بهتر است به جای ترساندن خانوادهها، به آنها کمک کنیم رابطه فرزندشان با فناوری را مدیریت کنند.
خواب چه نقشی در رابطه میان استفاده از رسانه و یادگیری دارد؟
محمدی: یکی از مهمترین مسیرهای اثرگذاری استفاده افراطی از رسانه بر یادگیری، خواب است. استفاده از تلفن همراه تا ساعات پایانی شب میتواند زمان خواب را به تأخیر بیندازد و کیفیت خواب را تحت تأثیر قرار دهد. در نتیجه، کودک روز بعد با خستگی، کاهش توجه و آمادگی کمتر برای یادگیری وارد مدرسه میشود.
خانوادهها باید برای رسانه زمانها و مکانهای بدون صفحهنمایش تعیین کنند و اتاق خواب کودکان را به محیطی عاری از وسایل دیجیتال تبدیل کنند. همچنین بهتر است حدود یک ساعت پیش از خواب از صفحهنمایش استفاده نشود.
در مورد کودکان خردسال نیز خواب کافی، فعالیت بدنی و محدود کردن رفتارهای کمتحرک مبتنی بر صفحهنمایش اهمیت زیادی دارد. برای کودکان ۲ ساله، زمان صفحهنمایش کمتحرک نباید بیش از یک ساعت در روز باشد و برای کودکان ۳ تا ۴ سال نیز یک ساعت یا کمتر توصیه شده است؛ در هر دو گروه، کمتر بودن بهتر است.
چرا خانواده را باید نخستین مدرسه سواد رسانهای کودک دانست؟
محمدی: اگر بخواهیم یک عامل را در مدیریت رابطه کودک با فضای مجازی برجسته کنیم، آن عامل خانواده است. کودک فقط از دستور والدین یاد نمیگیرد؛ او رفتار والدین را مشاهده میکند. وقتی پدر و مادر در تمام ساعات روز درگیر تلفن همراه هستند، نمیتوانند صرفاً با گفتن جمله «گوشی را کنار بگذار» الگوی متفاوتی برای فرزند خود ایجاد کنند.
والدین باید ابتدا رفتار رسانهای خودشان را بررسی کنند و از خود بپرسند که آیا هنگام غذا خوردن گوشی را کنار میگذاریم؟، آیا در زمان گفتگو با کودک، صفحه تلفن همراه برای ما مهمتر از صحبت اوست؟، آیا شبها گوشی در اتاق خواب کودک قرار دارد؟، آیا برای کودک برنامه مشخصی برای خواب، مطالعه، ورزش، بازی و استفاده از رسانه داریم؟، این پرسشها از تعیین یک عدد ثابت برای «ساعت مجاز استفاده» مهمتر هستند.
یکی از واکنشهای رایج والدین، گرفتن ناگهانی گوشی یا قطع کامل اینترنت است. گاهی چنین اقدامی در شرایط خاص ضروری است، اما به عنوان یک راهبرد تربیتی پایدار، لزوماً بهترین پاسخ نیست.
به جای یک نسخه یکسان برای همه کودکان، باید برنامه خانوادگی استفاده از رسانه ایجاد شود؛ برنامهای که قوانین آن متناسب با سن و شرایط کودک باشد و والدین نیز خودشان به آن پایبند باشند.
والدین باید با کودک درباره قوانین گفتوگو کنند، زمانهای مشخصی را برای استفاده از رسانه تعیین کنند و در کنار محدودیتها، فعالیتهای جایگزین واقعی نیز فراهم کنند.
اگر کودک را از گوشی میگیریم، اما هیچ بازی، ورزش، ارتباط اجتماعی، فعالیت هنری یا برنامه خانوادگی جایگزینی برای او نداریم، نباید انتظار داشته باشیم که صرفاً با حذف گوشی، مشکل حل شود.

آیا فناوری را باید تهدیدی برای کودکان بدانیم؟
محمدی: فناوری هم فرصت است و هم تهدید یعنی فناوریهای دیجیتال میتوانند فرصتهایی برای یادگیری، بازی و کسب مهارت ایجاد کنند، اما نحوه استفاده، نوع محتوا و تجربهای که کودک در فضای دیجیتال دارد، تعیینکننده است. در عین حال باید محیط دیجیتال امنی ایجاد شود و به کودکان برای استفاده ایمن و مسئولانه از فناوری کمک کرد.
این نکته بسیار مهم است؛ زیرا اگر صرفاً بگوییم «فضای مجازی بد است»، بخش مهمی از واقعیت را نادیده گرفتهایم.
کودک امروز باید سواد دیجیتال داشته باشد، اما همزمان باید یاد بگیرد چگونه از فناوری استفاده کند بدون اینکه فناوری جای زندگی واقعی او را بگیرد.
مدرسه در برابر تغییر سبک زندگی دیجیتال کودکان چه مسئولیتی دارد؟
محمدی: مدرسه نیز نمیتواند نسبت به این تغییر سبک زندگی بیتفاوت باشد. آموزش سواد رسانهای، مدیریت زمان، تفکر انتقادی، تشخیص محتوای نامناسب، حفظ حریم خصوصی، مقابله با قلدری سایبری و مهارت خودکنترلی باید بخشی از تربیت دانشآموز امروز باشد.
در کنار آن، مشاوران مدارس میتوانند با شناسایی زودهنگام نشانههایی مانند افت ناگهانی تحصیلی، خوابآلودگی، کاهش مشارکت اجتماعی، پرخاشگری و وابستگی شدید به تلفن همراه، خانواده را برای بررسی بیشتر راهنمایی کنند.
مسئله کودکان و فضای مجازی، مسئلهای چندوجهی است و نمیتوان تمام مسئولیت آن را بر دوش خانواده گذاشت. وزارت آموزشوپرورش، نظام سلامت، رسانهها، متخصصان روانشناسی، تولیدکنندگان محتوای کودک و نوجوان و شرکتهای فناوری، همگی در ایجاد یک محیط دیجیتال سالم برای کودکان نقش دارند.
از این منظر، سیاستگذاری در حوزه کودک و فضای مجازی باید از «محدودسازی صرف» فراتر برود و به سمت آموزش، پیشگیری، حمایت روانی، تولید محتوای مناسب کودک و طراحی محیطهای دیجیتال ایمن حرکت کند.

خانوادهها برای مدیریت استفاده کودکان از رسانه چه اقداماتی میتوانند انجام دهند؟
محمدی: پنج توصیه عملی برای خانوادهها اعم از اتاق خواب را به منطقه بدون تلفن همراه تبدیل کنیم، هنگام غذا خوردن و گفتگوی خانوادگی، صفحهنمایشها را کنار بگذاریم، برای هر کودک یک برنامه رسانهای متناسب با سن و شرایط خودش داشته باشیم، نه یک قانون یکسان برای همه فرزندان، زمان استفاده از رسانه را به قیمت حذف خواب، ورزش، مطالعه و ارتباط اجتماعی افزایش ندهیم و قبل از محدود کردن گوشی، رابطه عاطفی و گفتوگو با کودک را تقویت کنیم.
والدین باید بدانند اگر کودک برای فرار از تنهایی، اضطراب، تعارض خانوادگی یا احساس ناکامی به فضای مجازی پناه میبرد، صرفاً گرفتن گوشی مشکل اصلی را حل نمیکند. در چنین شرایطی باید علت زیرین رفتار نیز شناسایی شود.
چه زمانی خانواده باید از روانشناس یا مشاور کمک بگیرد؟
محمدی: اگر کودک بارها تلاش میکند استفاده از فضای مجازی را کاهش دهد اما موفق نمیشود؛ اگر استفاده از اینترنت موجب افت جدی تحصیلی یا اختلال خواب شده است؛ اگر کودک به دلیل محدود شدن دسترسی دچار واکنشهای شدید و مداوم میشود؛ یا اگر روابط خانوادگی و اجتماعی او به شکل محسوسی آسیب دیده است، بهتر است خانواده به جای برخورد تنبیهی، از روانشناس کودک و نوجوان یا مشاور خانواده کمک بگیرد.
در برخی موارد، مسئله اصلی خود فضای مجازی نیست؛ بلکه اضطراب، افسردگی، مشکلات ارتباطی، تعارض خانوادگی، مشکلات یادگیری یا عوامل دیگری است که کودک برای فرار از آنها به فضای دیجیتال پناه میبرد.
فناوری نه دشمن کودک است و نه راهحل همه مشکلات او، مسئله اصلی، تعادل است. کودکان ما باید یاد بگیرند از فناوری استفاده کنند، اما نباید یادگیری، خواب، بازی، ورزش، دوستی و رابطه عاطفی با خانواده را به خاطر آن از دست بدهند.
اگر امروز به کودکان خود سواد رسانهای، مهارت خودکنترلی و رابطه سالم با فناوری را آموزش دهیم، فضای مجازی میتواند به فرصتی برای رشد و یادگیری تبدیل شود. اما اگر کودک را در برابر دنیای دیجیتال تنها بگذاریم، ممکن است فناوری به تدریج جای بخشی از تجربههای ضروری دوران کودکی را بگیرد.
مسئله اصلی این نیست که «کودک چقدر آنلاین است؟ پرسش مهمتر این است که کودک در دنیای واقعی، در ازای زمانی که در دنیای دیجیتال میگذراند، چه چیزهایی را از دست میدهد؟؛ پاسخ به همین پرسش میتواند نقطه شروع یک سیاستگذاری درست، یک تربیت آگاهانه و در نهایت، حفظ سلامت روان و آینده تحصیلی نسل جدید باشد.
گسترش فناوری و حضور دائمی صفحهنمایشها در زندگی کودکان، واقعیتی است که نمیتوان با حذف یا انکار آن با مسئله مواجه شد. آنچه اهمیت دارد، ایجاد تعادل میان استفاده از فناوری و نیازهای اساسی دوران کودکی است؛ تعادلی که از خانه آغاز میشود، در مدرسه ادامه پیدا میکند و نیازمند همراهی نظام آموزشی، سلامت، رسانهها و سایر نهادهای مرتبط است.
در این میان، خانواده بیش از آنکه صرفاً نقش محدودکننده داشته باشد، باید نقش راهنما و الگو را ایفا کند. کودک باید بیاموزد که فناوری ابزاری برای یادگیری، ارتباط و سرگرمی است، نه جایگزینی برای خواب، بازی، تحصیل، فعالیت بدنی و روابط انسانی. بنابراین مواجهه آگاهانه با فضای مجازی، نه در ممنوعیت مطلق آن، بلکه در آموزش، گفتوگو، تعیین مرزهای روشن و توجه به نیازهای واقعی کودک معنا پیدا میکند.