خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، نهتنها اهداف اعلامی این عملیات محقق نشده، بلکه شواهد فزایندهای از بنبست راهبردی و شکستهای میدانی و سیاسی برای طرفهای متجاوز در حال آشکار شدن است. این جنگ که با حملات گسترده و کشتار غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز شد، بهسرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی گستردهای پیدا کرده و واکنشهای متفاوتی را در رسانههای بینالمللی برانگیخته است. هرچند آتش بس دو هفته ای حاصل شد و در ادامه هم توسط ترامپ تمدید شد اما هنوز تا پایان واقعی این تجاوز مسیر پیچیده ای در پیش است.
رسانههای جهان هر یک با رویکردهای خاص خود، تلاش کردهاند روایت این جنگ را شکل دهند؛ بررسی این بازتابها میتواند تصویری روشنتر از وضعیت واقعی جنگ و چشمانداز آن ارائه دهد.
رسانههای عربی و منطقهای
الجزیره در یک مقاله با نگاهی محتاطانه به «یادداشت تفاهم» میان آمریکا و ایران، چهار مانع اصلی پیش روی تبدیل آن به یک توافق پایدار را بررسی کرد. نویسنده معتقد است که پس از جنگ، بسته شدن تنگه هرمز، فشارهای اقتصادی بر ایران و هزینههای سیاسی برای آمریکا، هر دو طرف به این نتیجه رسیدهاند که ادامه درگیری پرهزینهتر از مذاکره است.
نخستین مانع، کلیبودن مفاد توافق است. این تفاهمنامه تنها چارچوبی کلی برای حل اختلافات ترسیم میکند و مسائل پیچیده، بهویژه پرونده هستهای ایران، به مذاکرات بعدی موکول شده است؛ موضوعی که در گذشته بارها باعث شکست مذاکرات شده است.
دومین مانع به ترتیب اجرای تعهدات مربوط میشود. طبق گزارشها، بازگشایی فوری تنگه هرمز و کاهش محدودیتهای دریایی در اولویت قرار گرفته، در حالی که تعهدات هستهای ایران به آینده موکول شده است. این موضوع به تهران فضای مانور بیشتری میدهد و ممکن است موجب نگرانی واشنگتن شود.
سومین چالش، مسئله داراییهای مسدودشده و تحریمهاست. آمریکا حاضر نیست بدون دریافت امتیازات قابل راستیآزمایی، داراییهای ایران را آزاد کند و ایران نیز بدون دریافت امتیازات ملموس، حاضر به دادن امتیازات غیرقابل بازگشت نیست. این وضعیت همان «معضل اعتماد و تعهد متقابل» در مذاکرات است.
چهارمین و خطرناکترین مانع، نقش اسرائیل و لبنان است. هرچند آرامش در لبنان برای ثبات منطقه ضروری است، اما اسرائیل که در مذاکرات حضور نداشته، ممکن است توافق را تهدیدی برای منافع خود بداند و برای برهم زدن آن اقدام کند.
نویسنده در پایان تأکید میکند که این تفاهمنامه گامی مهم در مسیر پایان جنگ و احیای دیپلماسی است، اما موفقیت آن به توانایی طرفها و میانجیها در تبدیل این چارچوب اولیه به توافقی پایدار در ماههای آینده بستگی دارد.
المیادین در مقاله ای نوشت که حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت، برخلاف هدف مورد نظر بنیامین نتانیاهو، نهتنها روند مذاکرات میان آمریکا و ایران را متوقف نکرد، بلکه موجب تسریع دستیابی به توافق شد. نویسنده میگوید پس از این حمله، مقامات ایرانی با ادبیاتی کمسابقه بر پیوند راهبردی ایران، لبنان و حزبالله تأکید کردند و از پاسخ حتمی سخن گفتند. این مواضع، همراه با تهدید گسترش تنش به مسیرهای دریایی منطقه، واشنگتن را در برابر دو گزینه قرار داد: یا امتیازهای بیشتری به ایران و متحدانش بدهد یا با خطر جنگی گسترده روبهرو شود.
به روایت نویسنده، در ده ساعت پس از حمله، میانجیگری فشردهای بهویژه از سوی قطر انجام شد که به چند امتیاز مهم منجر گردید؛ از جمله تعهد به توقف اقدامات خصمانه علیه لبنان، تسهیل رفع محاصره دریایی ایران و احتمال افزایش دسترسی تهران به بخشی از داراییهای مسدودشده. نویسنده معتقد است این تحولات باعث شد توافق سریعتر نهایی شود و شکافهای باقیمانده میان طرفین کاهش یابد.
در پایان، مقاله تأکید میکند که اسرائیل همچنان به تلاش برای اخلال در روندهای دیپلماتیک ادامه خواهد داد، اما با دشواریهای بیشتری روبهرو میشود. از نگاه نویسنده، جنگ اخیر موازنههای منطقهای را تغییر داده، نفوذ آمریکا و اسرائیل را محدودتر کرده و جایگاه ایران و محور مقاومت را در معادلات آینده منطقه تقویت کرده است.
رأی الیوم در مقاله ای به توافق اولیه میان ایران و آمریکا پس از ماهها تنش و درگیری میپردازد. نویسنده معتقد است که ایران در آخرین مراحل مذاکرات امتیازات جدیدی از آمریکا دریافت کرده و به همین دلیل با امضای توافق موافقت کرده است. به گفته مقامات ایرانی، تهران هیچ امتیازی نداده و این طرف آمریکایی بوده که عقبنشینی کرده است. از جمله امتیازات احتمالی میتوان به آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و تسهیل صادرات نفت اشاره کرد.
نویسنده تأکید میکند که ایران با وجود خسارات گسترده، توانسته از اهدافی مانند تغییر نظام، تجزیه کشور، نابودی توان موشکی و قطع کامل صادرات نفت جلوگیری کند. همچنین استفاده از اهرم تنگه هرمز، قدرت بازدارندگی مهمی برای ایران ایجاد کرده است. در مقابل، آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف راهبردی خود ناکام ماندهاند.
مهمترین بخش مقاله به لبنان و حزبالله اختصاص دارد. نویسنده معتقد است که حمایت حزبالله در کاهش فشارهای اسرائیل بر ایران نقش مهمی داشته و اکنون ایران باید در مقابل، از لبنان حمایت کند. او خواستار گنجاندن توقف حملات اسرائیل به لبنان و خروج نیروهای اشغالگر از جنوب لبنان در توافق نهایی است. به باور نویسنده، نحوه برخورد ایران با مسئله لبنان آزمونی برای صداقت شعارهایش درباره حمایت از متحدان منطقهای خواهد بود. همچنین او بر همکاری کشورهای منطقه، از جمله ایران و کشورهای عربی، برای تأمین امنیت خلیج فارس و مقابله با طرحهای توسعهطلبانه اسرائیل تأکید میکند.
رسانههای چین و روسیه
خبرگزاری شینهوا چین در گزارشی با عنوان «توافق ایران و آمریکا امید ایجاد کرده، اما شکافهای عمیق همچنان پابرجاست» نوشت که توافق اخیر میان تهران و واشنگتن برای پایان دادن به درگیریها، رفع محاصره تنگه هرمز و توقف عملیات نظامی در چند جبهه، روزنهای از امید برای کاهش تنشها در خاورمیانه ایجاد کرده است، اما هنوز تا دستیابی به صلحی پایدار فاصله زیادی وجود دارد.
این گزارش میافزاید توافق در شرایطی حاصل شد که منطقه بار دیگر در آستانه تشدید تنش قرار داشت. حمله جدید اسرائیل به بیروت و هشدارهای ایران درباره پاسخ متقابل، نگرانیها از آغاز دور تازهای از درگیریها را افزایش داده بود. با این حال، پس از مذاکرات فشرده، آمریکا و ایران به یک یادداشت تفاهم دست یافتند که بر اساس آن محاصره دریایی ایران لغو شده، تنگه هرمز بازگشایی میشود و دو طرف وارد یک دوره ۶۰ روزه مذاکره برای دستیابی به توافق نهایی خواهند شد.
شینهوا به نقل از کارشناسان منطقهای تأکید میکند که این توافق میتواند خطر رویارویی مستقیم ایران و آمریکا را کاهش دهد، ثبات بیشتری به بازارهای انرژی ببخشد، تجارت دریایی را تسهیل کند و از فشارهای اقتصادی بر کشورهای منطقه بکاهد. همچنین برخی تحلیلگران معتقدند این روند میتواند زمینه را برای کاهش تنش میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس فراهم کند.
با این حال، گزارش خاطرنشان میکند که اختلافات اصلی همچنان پابرجاست. موضوع برنامه هستهای ایران، تحریمهای آمریکا، امنیت خلیج فارس و نقش منطقهای ایران از جمله پروندههایی هستند که طی دههها انباشته شدهاند و حل آنها در کوتاهمدت دشوار خواهد بود. افزون بر این، موضع اسرائیل یکی از مهمترین ابهامات پیش روی توافق به شمار میرود. تلآویو خود را متعهد به توافق ایران و آمریکا نمیداند و حملات اخیر به لبنان نیز سایهای از تردید بر روند مذاکرات انداخته است.
به نوشته شینهوا، بسیاری از ناظران معتقدند این توافق میتواند از شدت تنشها بکاهد، اما به تنهایی قادر به ایجاد صلحی فراگیر و پایدار در خاورمیانه نخواهد بود و موفقیت آن به اجرای تعهدات طرفین و تحولات میدانی هفتههای آینده بستگی دارد.
روزنامه روسی کامرسانت در یادداشتی به قلم اولگ آکولینیچف با عنوان «سکوت در تنگه» نوشت که توافق اخیر میان آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز در نگاه نخست یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک به نظر میرسد، اما در واقع بیش از آنکه صلحی پایدار باشد، آتشبسی موقت و شکننده است.
این تحلیلگر روسی با اشاره به کاهش قیمت نفت پس از اعلام توافق، تأکید میکند که این توافق مهمترین پیشرفت دیپلماتیک از زمان آغاز درگیریها در ماه فوریه است؛ جنگی که پس از حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد و هزاران کشته و خسارتهای گسترده اقتصادی به دنبال داشت. به نوشته وی، بازگشایی تنگه هرمز که ماهها بسته بود، اگرچه برای بازارهای جهانی انرژی خبر مثبتی محسوب میشود، اما به معنای پایان بحران نیست.
در این یادداشت، برنامه هستهای ایران مهمترین نقطه ضعف توافق توصیف شده است. نویسنده میگوید سرنوشت این پرونده به مذاکرات ۶۰ روزه آینده موکول شده و همچنان یکی از دشوارترین موضوعات باقی مانده است. از نگاه او، دولت ترامپ که پیشتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ خارج شده بود، اکنون ناچار شده بار دیگر بر سر همان موضوع مذاکره کند؛ امری که میتواند با مخالفت جمهوریخواهان در کنگره روبهرو شود.
آکولینیچف همچنین رژیم صهیونیستی را یکی دیگر از عوامل تهدیدکننده توافق میداند. به نوشته وی، اظهارات مقامات اسرائیلی درباره ادامه حضور نظامی در لبنان، سوریه و غزه با خواسته ایران برای برقراری آتشبس کامل در لبنان در تضاد است و همین مسئله میتواند هر لحظه زمینهساز دور جدیدی از تنشها شود.
این تحلیل در پایان نتیجه میگیرد که هرچند آمریکا، ایران و حتی اروپا دلایل اقتصادی و سیاسی مهمی برای حفظ توافق دارند، اما پرسش اصلی این است که آیا این سازوکار شکننده میتواند ۶۰ روز آینده را پشت سر بگذارد یا آنکه منطقه تنها در فاصله میان دو دور از یک رویارویی بزرگتر قرار گرفته است. به اعتقاد نویسنده، در سیاست خاورمیانه، سکوت در تنگه هرمز اغلب نشانه آرامش پایدار نیست، بلکه میتواند مقدمه طوفانی تازه باشد.