به گزارش خبرنگار مهر، امروز بیستم صفر المظفر و اربعین سید و سالار شهیدان است.اربعین حسینی در دهه اخیر از یک آیین مذهبی بومی در جغرافیای عراق، به پدیدهای عظیم، جهانی، تمدنساز و خاستگاهی برای شکلگیری «زیستجهان نوین اسلامی» مبدل شده است.
حرکت میلیونها انسان با پای پیاده به سمت کربلای معلی در روز چهلم شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، فراتر از یک زیارت عبادی ساده، رویدادی چندبعدی و پیچیده است که توجه پژوهشگران حوزههای جامعهشناسی، علوم سیاسی، تمدنپژوهی و کلام اسلامی را به خود جلب کرده است. این حرکت منحصربهفرد با ارائه الگویی عینی از مناسبات انسانی، الگوی نوینی از جامعهپذیری دینی، سرمایه اجتماعی، اقتدار نرم و دیپلماسی عمومی را در برابر مؤلفههای تمدن غرب بازتعریف کرده و بزرگترین اجتماع دورهای و مسالمتآمیز بشری در تاریخ معاصر را به نمایش گذاشته است.
ریشههای تاریخی، معرفتی و ساخت تمدن
از منظر تاریخی و معرفتی، زیارت اربعین دارای عمقی استوار در مذهب تشیع است که نقطه آغازین آن به اقدام جابر بن عبدالله انصاری و بازگشت اهل بیت (ع) به کربلا بازمیگردد. در روایات دینی، بهویژه حدیث مشهور امام حسن عسکری (ع)، زیارت اربعین از نشانههای ایمان شمرده شده است؛ اما بعد تمدنی این تاکیدات روایی در کارکرد احیاگری آن نهفته است. پیادهروی اربعین در طول تاریخ، بهویژه با هدایت علمای نجف، نه یک آیین ایستا، بلکه جریانی هویتساز برای حفظ حافظه تاریخی امت اسلامی بوده است.
در افق تمدنی، اربعین ظرفیتی ایجاد میکند که مؤلفههای نظری معارف حسینی به رفتارهای عینی اجتماعی تبدیل شوند و هسته مرکزی یک ساختار اجتماعی عدالتمحور و ولایتمدار را پایهریزی کنند.
ابعاد جامعهشناختی و جامعهآرمانی اربعین
از منظر جامعهشناختی، اربعین حسینی مصداق بارز شکلگیری یک «جامعه آرمانی موقت» و همبستگی عمیق فراملی است. در این مسیر، مفاهیمی نظیر «تعلیق ساختارهای طبقاتی» و خلق «جامعه احساسی و معنوی» بهوضوح عینیت مییابند. تمام عناوین شغلی، ثروت، نژادها و زبانها در طول مسیر رنگ میبازند و افراد با هدفی واحد هممسیر میگردند. مهمتر از آن، نظام مواکب و خدماترسانی داوطلبانه، بنیاد یک نظام اقتصادی انسانمدار بر پایه «ایثار، مواسات و اقتصاد هدیه» را بنانهاده است. این الگو دقیقاً نقطهمقابل ساختارهای اقتصادی مبتنی بر منفعتطلبی و سرمایهداری غرب بوده و نشان میدهد که اداره جامعه بر مدار خادمی و محبت مادی و معنوی امکانپذیر است.
در حوزه روابط بینالملل و اندیشه تمدنی، راهپیمایی اربعین از عالیترین تجلیات قدرت نرم و دیپلماسی زیارت در جهان اسلام به شمار میرود. این راهپیمایی با ایجاد چسبندگی فرهنگی و معنوی میان ملتها—بهویژه دو ملت ایران و عراق—پروژههای تفرقهافکنانه را خنثی ساخته و ساختار یک امت یکپارچه را تمرین میکند. در برابر امپراطوری رسانهای غرب و تمدن مدرن که دچار بحران فردگرایی، انزوا و مصرفگرایی افراطی است، تجربه زیسته زائران اربعین یک الگوی زیست مؤمنانه و بدیل را ارائه میدهد؛ الگویی مبتنی بر سادهزیستی (حمل تمام دارایی در یک کولهپشتی)، تعامل صمیمانه انسانی و معنویت متراکم که پیامآور آرامش روانشناختی و صلح جهانی است.
برای حفظ اصالت و تعمیق اثربخشی تمدنی این پدیده عظیم، مواجهه هوشمندانه با چالشهایی چون خطر دولتی شدن و دیوانسالاری مناسک، سانسور رسانههای اصلی جهان، چالشهای مدیریت بهداشتی و زیرساختی و تلاش برای ایجاد انحرافات قومی و مذهبی ضروری است. راهکار راهبردی در این مسیر، سپردن مدیریت اجرایی به بدنه مردمی، تقویت آموزشهای بینفرهنگی و بهرهگیری از ابزارهای نوپدید رسانهای برای ابلاغ پیام اربعین به مخاطبان جهانی است. در نهایت، اربعین حسینی پدیدهای صرفاً متعلق به گذشته یا محدود به جغرافیایی خاص نیست، بلکه الگویی پیشنگرانه و تمرینی برای ساخت «تمدن نوین اسلامی» و زیستجهان عصر ظهور است که ظرفیت تبدیل شدن به خاستگاه وحدت تمامی آزادگان و حقطلبان جهان را داراست.