زن ایرانی؛ قدرتی که در میدان ظهور کرد اما روایت نشد

زن ایرانی؛ قدرتی که در میدان ظهور کرد اما روایت نشد

یادداشت مهمان- مقداد اموری: در یادداشت قبل نوشتم که پروژه‌ی تبدیل بی‌حجابی به زبان فراگیر شورش زنان، در رسیدن به هدف نهایی خود شکست خورد. اما برای فهم لحظه‌ی اکنون، دیدن این شکست کافی نیست. پس از آن، اتفاق مهم‌تری رخ داد: زن مسلمان ایرانی در دفاع مقدس سوم، تصویر تازه‌ای از قدرت خود خلق کرد.

جنگی که با آن روبه‌رو شدیم، فقط نظامی نبود. میدان نظامی، سیاست، رسانه، روایت، عاطفه، خانواده، امید و اراده‌ی عمومی به یکدیگر پیوند خورده بودند. بنابراین، پیروزی در این جنگ نیز فقط با قدرت نظامی به دست نیامد؛ جامعه باید در همه‌ی این میدان‌ها می‌ایستاد.

زن ایرانی در این صحنه، حاشیه‌ی جنگ یا صرفا پشتیبان مردانی که می‌جنگیدند نبود. او خودش قدرت‌اصیل و اصلی میدان شد.اما اهمیت ماجرا فقط در «حضور گسترده‌ی زنان» نیست.

زن ایرانی در دفاع مقدس سوم، شکل تازه‌ای از مداخله در مقدرات اساسی جامعه را خلق کرد. این حضور، نه کاملاً از جنس راهپیمایی‌های معمول بود، نه تحصن و بست‌نشینی و نه صرفاً تجمعی برای اعلام حمایت.

زن، «خیابان» و «میدان» را به محلی برای امتداد اراده‌ی عمومی تبدیل کرد؛ جایی که در آن مطالبه، تصمیم‌سازی، جهت‌دهی، نظارت، روایت و حفظ حرکت جامعه، در کنار یکدیگر اتفاق می‌افتاد.

در آن لحظه، وقتی به میدان نگاه می‌کردیم، صدای زنان بلندتر، تصویرشان پررنگ‌تر و کنششان جدی‌تر بود. آنها فقط برای تکمیل جمعیت نیامده بودند. خیابان را خلق کرده و زنده نگه می‌داشتند، به آن جهت می‌دادند و دیگران را با خود همراه می‌کردند. این همان نقطه اوجی است که درباره‌اش سخن می‌گوییم: زنی که رهبری اجتماعی را بر عهده می‌گیرد.

وی در خانه، خیابان، رسانه و شبکه‌های ارتباطی، اضطراب را مهار کرد، امید ساخت، اراده‌ی مقاومت را امتداد داد و اجازه نداد شهادت و تهدید، جامعه را به انفعال بکشاند. کنش او سازوکار واقعی پیروزی ما در یک جنگ ترکیبی بود.

این قدرت‌نمایی، تصویر زن مسلمان ایرانی را دوباره در نقطه‌ی اوج قرار داد؛ زنی که با حفظ هویت خود، در حساس‌ترین لحظه‌ی تاریخی ایران نقش آفرینی و دیگران را نیز همراه می‌کند.

اما یک مشکل همچنان مثل گذشته باقی ماند: این قدرت در میدان ظهور کرد، ولی در زبان نخبگان و دستگاه فرهنگی ما صورت‌بندی نشد.

زن ایرانی میدان تازه‌ای خلق کرد، اما ما هنوز نتوانسته‌ایم این میدان را درست ببینیم، نام‌گذاری کنیم و منطق آن را توضیح بدهیم. اتفاقی که در واقعیت رخ داده، هنوز به خودآگاهی زن مسلمان و ادبیات عمومی جامعه تبدیل نشده است.

شاید به همین دلیل است که بعضی‌ها همچنان پیشروی زن ایرانی را نمی بینند و جامعه را در حال شکست می‌بینند. آنها نمودهای پرصدای حمله‌ی دشمن را می‌بینند، اما این خلق تازه و قدرتی را که در دل جامعه ظهور کرده، نمی‌بینند.

اگر این صحنه را درست ببینیم، نسبت ما با اتفاقات بعدی نیز تغییر می‌کند. خواهیم فهمید که هم‌نشینی زنان محجبه، کم‌حجاب و حتی بی‌حجاب در این میدان، الزاماً نشانه‌ی عقب‌نشینی زن مسلمان از هویت خود نبود.

✅ آیا این خبر حقوقی و قضایی برای شما مفید بود؟ امتیاز خود را ثبت کنید.
[کل: 0 میانگین: 0]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *