همزمان با روی آوردن دادگاهها و استادیومهای ورزشی به فلسطین، مبارزهای آرامتر در زیر تیترهای خبری بر سر خاطره، میراث و حق فلسطینیها برای بیان خود جریان دارد.
به گزارش میدلایست آی، فلسطین به جام جهانی فوتبال تابستان ۲۰۲۶ راه پیدا نکرد؛ حامیان فلسطین این مسابقات را با تشکیل یک پرچم انسانی فلسطین در مکزیکوسیتی افتتاح کردند و در مسابقه مصر و ایران در سیاتل، پرچمهای فلسطین در حالی که برای غزه شعار میدادند، پشت دروازهها به اهتزاز درآمدند.
وقتی بوسنی و هرزگوین، ملتی که از نسلکشی خود جان سالم به در برد، به دور حذفی رسید، هوادارانش ورزشگاهها را با سرود «فلسطین آزاد» برای مردمی که نسلکشی دیگری را تحمل میکنند، پر کردند.
فلسطین هیچ تیمی در زمین نداشت، با وجود این، به یکی از حضورهای تعیینکننده این مسابقات تبدیل شد؛ در ۳ سال گذشته، پرچم فلسطین نهتنها بهعنوان نمادی برای محکوم کردن نسلکشی رژیم صهیونیستی، بلکه بهعنوان یک حرکت جهانی علیه قربانی شدن، بیعدالتی و ظلم استعماری ظاهر شده است.
این مسابقات در ماه جولای به پایان رسید و فلسطین بهعنوان برنده واقعی آن ظاهر شد.
این دیدهشدن اکنون با میزانی از پاسخگویی همراه است؛ سپتامبر گذشته، یک کمیسیون تحقیق سازمان ملل به این نتیجه رسید که رژیم صهیونیستی در غزه مرتکب نسلکشی میشود، جایی که وزارت بهداشت غزه بیش از ۷۳ هزار شهید را ثبت کرده است که حدود نیمی از آنها زن و کودک بودهاند؛ حدود ۲ هزار و ۷۰۰ خانواده اهل غزه از ثبت احوال حذف شدهاند.
بالاترین دادگاه جهان در حال بررسی پرونده نسلکشی است که توسط آفریقای جنوبی مطرح شده است و بیش از ۱۲ کشور به آن پیوستهاند.
در عین حال، دیوان بینالمللی کیفری ICC، حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی و یوآو گالانت، وزیر جنگ سابق این رژیم را به اتهام جنایتهای جنگی و جنایتهای علیه بشریت، ازجمله گرسنگی دادن بهعنوان روشی برای جنگ، صادر کرده است.
به همین ترتیب، افزایش حضور و حمایت از فلسطین در افکار عمومی جهان منعکس شده است؛ گالوپ در ماه فوریه دریافت که برای نخستین بار در ربع قرن نظرسنجی خود، آمریکاییهای بیشتری با فلسطینیها نسبت به صهیونیستها همدردی میکنند، در حالی که اکثریت در بیشتر ۳۶ کشوری که پیو در بهار امسال مورد بررسی قرار داده است، دیدگاه منفی به رژیم صهیونیستی دارند.
با وجود این، همزمان، فلسطینیها در حال نابود شدن هستند؛ خانهها و بیمارستانها، مدرسهها و دانشگاههای آنها نابود میشوند و همراه با آنها، ابزار روایت داستان فلسطینیها هم نابود میشود.
این پارادوکس فلسطین در جهانی قطبیشده است: هرگز به این گستردگی دیده نشده و هرگز به این کاملی توسط دیگران نوشته نشده است؛ دیگر سوال این نیست که آیا فلسطین آزاد خواهد شد یا خیر، بلکه سوال این است که چه کسی اجازه و قدرت روایت آن را خواهد داشت.
نابودی زندگی فلسطینیها توسط رژیم صهیونیستی هرگز فقط فیزیکی نبوده است؛ این نابودی همیشه هدف دومی داشته است: پاک کردن و از بین بردن حافظه فلسطینیها.
نابودی میراث فلسطینیها با این جنگ آغاز نشد؛ این نابودی به نکبت ۱۹۴۸ و روستاهای خالیشده و تغییر نام یافته برمیگردد: نکبتی مداوم که جوامع فلسطینی مدتهاست با تلاشهای مردمی برای محافظت از آنچه قدرت اشغالگر به دنبال پاک کردن آن است، روبهرو شدهاند.
تا مارس ۲۰۲۶، یونسکو آسیب به ۱۶۴ مکان فرهنگی در غزه شامل مسجدها، کلیساها، موزهها و … را تایید کرده بود، اگرچه مقامهای فلسطینی رقم واقعی را بسیار بالاتر میدانند؛ کارشناسان سازمان ملل تخریب هر ۱۲ دانشگاه غزه و آتش زدن بایگانی مرکزی غزه را ثبت کردند و این سوال را مطرح کردند که آیا این به معنای «قتل علمی» است یا خیر.
سوزاندن آرشیوهای یک ملت و ویران کردن دانشگاههایشان، جزئی از نسلکشی نیست، بلکه در نابودی آنها نقشی محوری دارد.
این حمله همچنین کسانی را که آن را مستند میکنند، هدف قرار میدهد: از اکتبر ۲۰۲۳ بیش از ۲۰۰ خبرنگار فلسطینی شهید شدهاند، در حالی که کمیته حمایت از روزنامهنگاران میگوید ارتش رژیم صهیونیستی بیش از هر ارتش دیگری که تاکنون ثبتشده، قتلهای هدفمند علیه مطبوعات انجام داده است؛ در همین حال، خبرنگاران خارجی همچنان از ورود به غزه منع شدهاند.
حتی قربانیان نیز در امان نیستند: نیروهای صهیونیست دستکم ۱۶ گورستان غزه را با بولدوزر تخریب و بیحرمتی کردهاند و در حین پیشروی، پیکرها را از زیر خاک بیرون آوردهاند؛ کمیسیون نسلکشی سازمان ملل نیز حمله به اماکن فرهنگی و مذهبی را ازجمله اقدامهایی دانست که جنایت جنگی محسوب میشوند.
این موضوع نهتنها برای نسلکشی تصادفی نیست، بلکه برای نابودی آنها اساسی است؛ در غزه، این استراتژی به کاملترین شکل خود رسیده است، بهعنوان حملهای نهتنها به زندگان و مردگان، بلکه به توانایی مردم برای بیان خود.
به همین دلیل است که فلسطین به تیزترین آزمون برای اصطلاحی تبدیل شده است که دانشگاههای غربی آزادانه و اغلب با بیدقتی از آن استفاده میکنند: استعمارزدایی؛ استعمارزدایی از میراث چیزی بیش از بازنگری در یک برنامه درسی یا فهرست مطالعاتی است.
این امر مستلزم توزیع مجدد قدرت برای تصمیمگیری در مورد آنچه حفظ، مرمت و به یاد آورده میشود و اینکه چه کسی این یادآوری را انجام میدهد، است؛ هیچ موردی به اندازه مورد فلسطین این استدلال را آشکار نمیکند.
این سوال که چه کسی یادآوری را انجام میدهد، در دوازدهمین کنفرانس سالانه مدرسه میراث، حافظه و فرهنگ مادی آمستردام در ماه ژوئن در دانشگاه آمستردام، محوری بود؛ شرکتکنندگان پرسیدند که تفکر استعمارزدایی چه چیزهایی را مختل، برچیده و از نو رویاپردازی کرده است و آیا این دستاوردها میتوانند با وجود بازگشت ملیگراییهای نوظهور، حفظ شوند.
یکی از ۲ پنل اصلی کنفرانس، «استعمارزدایی در فلسطین: قانون و حاکمیت روایی»، آلت اسمولز، محقق جرایم بینالمللی، ماریکه د هون، متخصص کنوانسیون نسلکشی و میتری راهب، نویسنده کتاب «استعمارزدایی از فلسطین: سرزمین، مردم، کتاب مقدس» را گرد هم آورد.
این پنل با این فرض آغاز شد که حقوق بینالملل در فلسطین نه بهعنوان یک داور بیطرف، بلکه بهعنوان محل دیگری برای مبارزه عمل میکند؛ همچنین بررسی شد که چگونه روایتهای مذهبی و فرهنگی صهیونیسم که مدتها برای توجیه سلب مالکیت استفاده میشدند، خود مستعد آشفتگی هستند؛ اعضای پنل، استناد گزینشی اروپا به حقوق بینالملل را به چالش کشیدند: استناد سریع علیه دشمنان و استناد آهسته علیه متحدان.
برای دههها، نهادهای غربی اقتدار خود را به حذف فلسطینیها وام دادهاند و اغلب روایتهای صهیونیستی را بهعنوان حقایقی بدیهی تلقی میکنند، در حالی که روایتهای فلسطینیها را بهعنوان نظرهایی غیرقابل اعتماد رد میکنند و سلب مالکیت از مردم استعمارشده را بهعنوان نزاعی بین افراد برابر، بازتعریف میکنند.
در میزگردهایی با موضوع خاطرات مورد مناقشه و روایتهای رقیب، این پرسش مطرح شد که برای محققان، بهویژه محققان عرب و فلسطینی شاغل در غرب، امتناع از این واکنش و بازگرداندن فلسطینیها بهعنوان نویسندگان دانش خود، چه معنایی دارد.
این امتناع در داخل سالن سخنرانی و فراتر از آن قابل مشاهده است؛ از کلمبیا تا آمستردام، دانشجویان اعتراضها و اردوهایی برگزار کردهاند و خواستار آن شدهاند که دانشگاههایشان صادقانه با نسلکشی برخورد کنند.
برای مکانی که بیگانگان بیرحمانه آن را توصیف میکنند، هیچ وظیفهای مهمتر از بازسازی تالیف فلسطینی نیست؛ در مقایسه با حجم خسارت ها، این ابزار نسبتا کوچکی است، اما حاکمیت روایت از چنین کاری ساخته میشود: کار صبورانه برای اطمینان از اینکه فلسطینیها با صدای خودشان صحبت میکنند و شنیده میشوند.
مسئله نویسندگی اکنون بر سر بازسازی غزه است؛ بهاصطلاح هیئت صلح که توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و بدون هیچ نماینده فلسطینی در سطح اجرایی آن، تاسیس و ریاست شده است، میلیاردها دلار تعهد داده و تقریبا هیچ کاری انجام نداده است.
در همین حال، تصاویر براق از بهاصطلاح «غزه جدید» با برجها و اسکلهها، گویی غزه ساحلی خالی در انتظار سرمایهگذاران است، منتشر میشود.
پیامدهای این سلسله مراتب اکنون آشکارتر شده است.
رژیم صهیونیستی حتی لوگوی آن کمیته فلسطینی را رد کرده است؛ حتی نمادهای اداره فلسطین نیز از وتو در امان نیستند.
غزه یک ساحل خالی نیست؛ بازسازی مکانی در حالی که مردمی را که به آن تعلق دارند، قتلعام میشوند و آنچه را قبلا در آنجا بود، پاک میکند، بهبودی نیست، بلکه پاکسازی قومی به روشهای دیگر است.
این منطقه قبلا نیز در چنین وضعیتی بوده است و بناهای تاریخی بازسازیشده آن هم الگو و هم هشداردهنده هستند.
پل مرمتشده موستار بوسنی و مسجد النوری موصل عراق که دوباره به خواست ساکنانش سر بر آوردند، نشان دادند که چگونه بازسازی میتواند از بهبودی جمعی حمایت کند.
بازسازی همیشه بحثی بر سر این است که چه کسی صاحب گذشته است و تنها زمانی التیام مییابد که توسط مردمی که گذشته متعلق به آنهاست، انجام و هدایت شود.
در غزه، حاکمیت روایی شکلی ملموس دارد: بازسازی و مدیریت میراث به هدایت فلسطینیها به جای یک هیئت مدیره آزاد از فلسطینیها، نجات و دیجیتالی کردن بایگانیها و جوامعی که تصمیم میگیرند چه چیزی بازسازی شود، چه چیزی به یادگار بماند و چه چیزی به نوان شاهد باقی بماند.
این کار بهصورت پراکنده آغاز شده و یونسکو ۵.۷ میلیون دلار برای تثبیت مکانهای میراث آسیبدیده، بازگشایی فضاهای آموزشی و حمایت از خبرنگاران غزه، در مقایسه با ۱۱۶.۵ میلیون دلاری که میگوید مورد نیاز است، بسیج کرده است.
مبارزه بر سر داستان فلسطین از این نسلکشی بیشتر دوام خواهد آورد، همانطور که از هر قتلعام و پاکسازی قبل از آن بیشتر دوام آورده است؛ دیوارها را میتوان تخریب کرد و بایگانیها را سوزاند؛ نیاز به به یاد ماندن و به یاد آوردن خود، با آنها از بین نمیرود.
وظیفه، برای محققان، دانشجویان و عموم مردم، این است که اطمینان حاصل کنند وقتی فلسطینیها داستان آنچه را بر آنها گذشته و آنچه میخواهند بشوند، روایت میکنند، سرانجام بهعنوان داستان خودشان به رسمیت شناخته شود.
انتهای پیام/
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل