آمریکا در گزارشهای مستند سازمانهای معتبر حقوق بشری جهان، ازجمله عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر، بارها بهعنوان کشوری معرفی شده که فاصله عمیقی میان شعارها و ژستهای حقوق بشری و عملکرد واقعیاش وجود دارد.
در قلب روایت شکاف عمیق میان شعارها و ژستهای حقوق بشری آمریکا با عملکرد واقعی آن، خشونت نهادینهشده نیروهای پلیس قرار دارد؛ مستندات متعدد نشان میدهد که استفاده مرگبار از زور توسط پلیس آمریکا، بهویژه علیه جوامع رنگینپوست، به الگویی پایدار تبدیل شده است؛ این خشونت فقط به لحظات درگیری محدود نمیشود، بلکه بخشی از سیستمی است که تبعیض نژادی را در ایست و بازرسیها، بازداشتها و برخوردهای روزمره بازتولید میکند.
گزارشهای سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری تاکید میکنند که این رویه ریشه در تاریخ طولانی نژادپرستی ساختاری دارد و همچنان بدون پاسخگویی کافی ادامه مییابد؛ خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند، اغلب با سکوت نهادها و نبود عدالت مواجه میشوند و این چرخه بیاعتمادی را عمیقتر میکند.
نظام کیفری آمریکا نیز بخش دیگری از این تصویر مستند را شکل میدهد؛ زندانهای این کشور به نماد زندانیسازی انبوه تبدیل شدهاند؛ جایی که فقر و رنگ پوست بیش از جرم واقعی، مسیر ورود افراد را به مراکز حبس بزرگترین زندانبان جهان تعیین میکند؛ شرایط نگهداری، حبس طولانیمدت در سلولهای انفرادی و نبود برنامههای واقعی بازپروری، تصویری از سیستمی ارائه میدهد که بیشتر از آن اصلاحی باشد، تنبیهی است.
مجازات اعدام در ایالتهای آمریکا و در سطح فدرال با روشهایی اجرا میشود که بارها از سوی ناظران بینالمللی مورد انتقاد قرار گرفته است؛ این واقعیت با ادعای پیشرو بودن آمریکا در دفاع از کرامت انسانی در تضاد آشکار قرار دارد.
یکی از نمادهای ماندگار نقض حقوق بشر در آمریکا، بازداشتگاه خلیج گوانتانامو است؛ بیش از ۲ دهه است که این مکان به محلی برای بازداشت نامحدود بدون محاکمه عادلانه تبدیل شده است؛ بسیاری از کسانی که به آنجا منتقل شدند، تحت شکنجه قرار گرفتند و هنوز هم شماری بدون اتهام مشخص در شرایط نامشخص نگهداری میشوند؛ این بازداشتگاه نهتنها نقض آشکار حقوق بینالملل است، بلکه به نمادی جهانی از بیقانونی تبدیل شده که اعتبار ادعایی آمریکا را در صحنه بینالمللی تخریب کرده است؛ استفاده اخیر از همین پایگاه برای نگهداری موقت مهاجران نیز ادامه همان الگوی رفتار غیرانسانی را نشان میدهد.
سیاستهای مهاجرتی آمریکا بخش دیگری از این روایت مستند را تشکیل میدهد؛ مرز جنوبی این کشور به صحنهای از بازداشتهای خشن، جدایی خانوادهها و شرایط غیرانسانی نگهداری تبدیل شده است؛ پناهجویان اغلب با دیوارهایی از محدودیت و اخراجهای خطرناک روبهرو میشوند؛ مراکز بازداشت مهاجرتی بارها بهعنوان مکانهایی توصیف شدهاند که در آنها کرامت انسانی نادیده گرفته میشود و دسترسی به روند عادلانه حقوقی محدود است؛ این سیاستها نهتنها حقوق اولیه پناهجویان را نقض میکنند، بلکه تصویری از اولویت دادن به امنیت سختگیرانه بر انسانیت ارائه میدهند.
بعد بینالمللی نقضهای آمریکا نیز قابل چشمپوشی نیست؛ آمریکا در سیاست خارجی خود بارها متهم به حمایت از متحدانی شده که مرتکب جنایتهای جنگی و نقض گسترده حقوق بشر میشوند؛ فهرست این دست اقدامهای آمریکا با حمایتهای همهجانبه از اقدامهای جنایتکارانه رژیم صهیونیستی بهویژه در نسلکشی در فلسطین آغاز میشود.
سابقه برنامههای انتقال مخفی و شکنجه پس از حادثه یازدهم سپتامبر، همچنان بهعنوان لکهای تاریک بر کارنامه این کشور باقی مانده است؛ آنچه نباید از این فهرست حذف شود، پیامدهای جنگطلبی و جنگافروزیهای آمریکاست که عمدتا مردم کشورهای هدف را به قربانیان جنایتهای جنگی و جنایتهای علیه بشریت تبدیل میکند.
در سالهای اخیر، فاصله گرفتن آمریکا و در برخی موارد خروج آن از سازوکارهای نظارتی سازمان ملل و اعمال فشار بر نهادهای قضایی بینالمللی مانند دیوان بینالمللی کیفری، نگرانیها را درباره تعهد واقعی واشنگتن به نظم حقوقی جهانی افزایش داده است.
آنچه این روند را نگرانکنندهتر میکند، شکاف میان تصویر ایدهآلی که آمریکا از خود ارائه میدهد و واقعیتهای روزمره است؛ کشوری که خود را مدافع آزادی و حقوق بشر در جهان معرفی میکند، نهتنها در خانه خود با الگوهایی از تبعیض، خشونت نهادی و بیپاسخماندن قربانیان روبهروست، بلکه در سطح بینالمللی با ابزارهای تجاوز نظامی، قتلهای فراقضایی، تحریمهای یکجانبه، محاصره، سوءاستفاده از ابزارهایی مانند حق وتو، … دست به نقض گسترده حقوق بشر میزند؛ این تناقض نه یک انحراف موقت، بلکه ویژگی ساختاری است که سازمانهای مستقل حقوق بشری سالهاست آن را مستند کردهاند.
روایت مستند نقض حقوق بشر در آمریکا روایتی از قدرت بدون پاسخگویی است؛ مصونیت از مجازاتی که غربیها برای خود در چارچوب استانداردهای دوگانه ساختهاند، فضای گستردهای برای توجیه جنایتهای حقوق بشری آنها و متحدانشان ایجاد کرده است؛ حقوق بشر وقتی معنا پیدا میکند که برای همه، در همه جا و بدون استثنا رعایت شود.
انتهای پیام/
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل