کودکان بازمانده نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه ناچار هستند به تنهایی و با غم دوران کودکی خود را پشت سر بگذارند.
داستان تنهایی جانا
جانا، دختر ۱۳ ساله اهل غزه هر روز صبح، به تنهایی از خواب بیدار میشود؛ این دختر فلسطینی صبحانهاش را خودش آماده میکند، لباسهایش را میشوید و برای مدرسه آماده میشود؛ تا چندی پیش، این کارها توسط مادرش انجام میشد.
جانا گفت: مادرم قبلا ما را بیدار میکرد، صبحانه درست میکرد، موهایمان را شانه میکرد؛ حالا من همه کارها را خودم انجام میدهم.
این دختر فلسطینی تنها بازمانده خانوادهاش پس از حمله رژیم صهیونیستی به غزه در ۱۷ نوامبر ۲۰۲۳ (۲۶ آبان ۱۴۰۳) است؛ حمله به یک ساختمان مسکونی در جبالیا، والدین جانا، خواهر دوقلویش و ۲ برادر کوچک ترش را به شهادت رساند.
جانا یکی از هزاران کودکی است که پس از بمباران رژیم صهیونیستی که بیش از ۷۳ هزار نفر را در طول ۲ سال قتلعام کرد، بدون والدین، خواهر و برادر یا خانواده گسترده خود ماندهاند.
بیشتر جمعیت ۲.۲ میلیون نفری غزه نیز بارها آواره شدهاند و از خانهها، مدرسهها و روالهایی که زمانی به زندگی آنها ساختار میداد، محروم شدهاند.
نتیجه، نسلی است که مجبور به بزرگ شدن در میان غم، آوارگی و بلاتکلیفی عمیق است.
۳۵ نفر دیگر از اعضای خانواده گسترده جانا، ازجمله عموها و پسرعموها نیز در حمله یادشده شهید شدند؛ وی زنده ماند، زیرا آن شب پس از بیمار شدن، در خانه مادربزرگش در آن سوی خیابان خوابیده بود.
وقتی انفجار کمی قبل از طلوع آفتاب محله را لرزاند، جانا به بیرون دوید؛ وی به یاد میآورد:خانه ما دیگر آنجا نبود؛ من مدام پدر و مادرم را صدا میزدم؛ روی آوار نشستم و آنها را صدا زدم؛ هیچ کس جواب نداد.
احساس گناه بازماندگان
تا چند روز بعد، جانا هر روز صبح به خرابهها برمیگشت و به دنبال ردی از خانوادهای که از دست داده بود، میگشت.
وی پتوهای خونآلود را از روی آوار برمیداشت، آنها را در آغوش میگرفت و میبوسید، قبل از اینکه اقوامش او را از خطر دور کنند؛ جانا گفت: کاش با آنها بودم؛ فکر میکنم اگر با آنها مرده بودم، شاید میتوانستم استراحت کنم.
به گفته روانشناسی که با بازماندگانی مانند جانا کار کرده، این احساس گناه در بین افرادی مانند وی در غزه رایج است.
این روانشناس ۲۹ ساله گفت: آنها همیشه احساس میکنند که گناهکار هستند: چرا من زنده ماندم در حالی که آنها رفتهاند؟ من از آنها محافظت نکردم؛ اگرچه از نظر منطقی میدانند که هیچ ارتباطی با آنچه اتفاق افتاده ندارند، اما احساسات آنها نمیتواند میزان دردی را که تجربه کردهاند کنترل کند.
جانا پس از آن که آوارگی، زندگیای که زمانی ما شناخت، نابود کرد، با پدربزرگ و مادربزرگ مادریاش در یک چادر زندگی میکند.
جنگی با ۷۵ هزار کودک یتیم
معاون وزیر توسعه اجتماعی فلسطین در غزه، اعلام کرد که جنگ رژیم صهیونیستی علیه غزه، بیش از ۶۸ هزار کودک و بزرگسال را بهعنوان تنها بازماندگان خانوادههایشان و همچنین بیش از ۷۵ هزار کودک یتیم که یک یا هر ۲ نفر والدین خود را از دست دادهاند، باقی گذاشته است.
ابعاد این پدیده به حدی است که کارکنان پزشکی در غزه، مخفف WCNSF به معنای «کودک زخمی، بدون خانواده بازمانده» را برای توصیف بیمارانی که مجروح و تنها به بیمارستانها میرسند، بهکار گرفتهاند.
دیما ۱۸ ساله که در شهر غزه زندگی میکند، یکی از آنها است؛ بمباران رژیم صهیونیستی در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۳ (۸ آبان ۱۴۰۲) باعث فرو ریختن ساختمان همسایه روی خانه آنها شد و پدر، مادر و ۳ برادر کوچکترش همگی شهید شدند.
دیما به دلیل اینکه دری از وی در زیر آوار محافظت میکرد، زنده ماند؛ پزشکان در حالی که دیما از امدادگران التماس میکرد خبری از خانواده اش بگیرند، زخم روی سرش را درمان میکردند.
وی گفت: وقتی خبر شهادت همه اعضای خانوادهام را توسط اقوامم شنیدم، حتی نمیتوانستم گریه کنم؛ هنوز هم احساس میکنم که قرار است از در وارد شوند.
دیما برخلاف بسیاری از اطرافیانش، بهندرت خود را تنها بازمانده توصیف میکند؛ وی از مورد ترحم واقع شدن متنفر است.
دلسوزی همچنین میتواند یادآوریهای دردناکی را به همراه داشته باشد؛ همکلاسیهایش گاهی بدون فکر کردن از مادرش یاد میکنند؛ معلمان گاهی اوقات از دانشآموزان میخواهند که یکی از والدین خود را به مدرسه بیاورند.
قدرت و غم
هر ۲ نوجوان مورد بحث اکنون مجبورند یاد بگیرند که مسئولیتهایی را که زمانی والدینشان بر دوش داشتند، به دوش بکشند.
جانا درباره درست کردن چای قبل از مدرسه، درس خواندن به تنهایی و تلاش برای قوی ماندن صحبت میکند، زیرا والدینش همیشه وی را به تحصیل تشویق میکردند.
دیما توصیف میکند که چگونه به «۵ نفر در یک نفر» تبدیل شده است، زیرا هر کاری را که پدرش زمانی انجام میداد و هر کاری را که مادرش زمانی مدیریت میکرد، به عهده گرفته است.
برای یتیمان غزه، امنیت دوران کودکی با والدینشان از بین رفت.
به گفته روانشناس اهل غزه، آسیبی که جانا و دیما تجربه میکنند میتواند باعث شود که از دیگران کنارهگیری کنند یا بهشدت به افرادی که آنها را به یاد کسانی که از دست دادهاند میاندازند، وابسته شوند.
وی گفت: این آسیب روحی تشدید میشود، زیرا بازماندگان تنها غم و اندوه هر کسی را که از دست دادهاند، به دوش میکشند؛ این ناشی از از دست دادن یک، ۲، ۳ یا چند نفر است و میتواند نوع پیچیدهای از آسیب روحی ایجاد کند.
آرزوهای کودکان تنها در غزه
با وجود همه چیز، هر ۲ نوجوان اصرار دارند که تحصیلات خود را تمام کنند.
وقتی از آنها پرسیده شد که چه آرزویی دارند، هر ۲ گفتند که فقط چیزی را میخواهند که کودکان در جاهای دیگر بدیهی میدانند.
جانا گفت: یک خانه، یک مدرسه، جایی که بتوانیم بدون ترس در آن زندگی کنیم؛ ما حق داریم یاد بگیریم؛ ما حق داریم بازی کنیم؛ ما حق داریم رویا داشته باشیم.
دیما چیزی سادهتر میخواهد؛ وی گفت: با من مثل یک انسان رفتار کنید؛ نه فقط بهعنوان دختری که خانوادهاش را از دست داده است.
انتهای پیام/
تمام حقوق برای محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
طراحی و توسعه: توسط تیم فنی دفتروکیل