به گزارش خبرنگار مهر، نگاه دین مبین اسلام و متون مقدس آن به تغذیه و سلامت انسان، نگاهی جامع، هدفمند و آمیخته با حکمتهای تکوینی و تشریعی است. در میان تمام خوردنیها و آشامیدنیهایی که در تعالیم اسلامی به آنها اشاره شده، «عسل» جایگاهی کاملاً ویژه، ممتاز و استثنایی دارد. اسلام عسل را تنها یک ماده غذایی شیرین و مقوی نمیداند؛ بلکه آن را آیتی بزرگ از نشانههای الهی در جهان آفرینش، مظهر شفای جسمی و روحی، و نمادی از نظم، هدایت و خدمت در نظام طبیعت قلمداد میکند. بازخوانی دیدگاه قرآن کریم و روایات معصومین (علیهمالسلام) درباره عسل، ابعاد گوناگونی از معارف توحیدی، نکات دقیق انسانشناختی و سفارشهای ارزشمند بهداشتی و درمانی را پیش روی پژوهشگران و مؤمنان میگشاید.
عسل در آینه قرآن؛ از وحی تکوینی تا شربت شفابخش
تجلی اصلی و بیبدیل نام و حقیقت عسل در قرآن کریم، در سوره مبارکه «نحل» (آیات ۶۸ و ۶۹) ظهور یافته است؛ سورهای که به نام زنبور عسل نامگذاری شده تا توجه انسانها را به یکی از شگفتانگیزترین مخلوقات خداوند جلب کند. در این آیات، خدای متعال با تعبیری شگرف میفرماید: «وَأَوْحَیٰ رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ * ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا ۚ یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلَّناسِ ۗ إِنَّ فِی ذَٰلِکُمْ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ». به کار رفتن واژه «وحی» برای زنبور عسل، نشاندهنده یک هدایت تکوینی غریزی، دقیق و الهامی از سوی آفریدگار است که سیرت و حرکت این حشره کوچک را تنظیم میکند. قرآن با ظرافت خاصی مراحل زندگی و فعالیت زنبور را ترسیم مینماید: نخست مسکنگزینی در دل کوهها، درختان و کندوهای دستساز انسان؛ سپس بهرهگیری از شیره گلها و ثمرات گوناگون؛ و در نهایت پیمودن مسیرهای هموار و رامشدهای که پروردگار برای او مقدر ساخته است.
مفسران قرآن کریم در تحلیل این آیات به نکات باریک و خیرهکنندهای اشاره کردهاند. تعبیر «یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا» (از درون شکمهای آنها خارج میشود) به این حقیقت علمی اشاره دارد که عسل تنها جمعآوری ساده شهد گلها در دهان حشره نیست؛ بلکه شهد وارد بخش ویژهای از دستگاه گوارش زنبور (چینهدان) میشود و در آنجا طی فرآیندهای پیچیده شیمیایی و آنزیمی، تغییر ماهیت داده و به عسل تبدیل میگردد. همچنین تعبیر «مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ» به تنوع رنگهای عسل – از سفید و زرد طلایی تا قهوهای و خرمایی و مایل به سیاه – بر اساس نوع پوشش گیاهی و گلی که زنبور از آن تغذیه کرده است، اشاره دارد. قرآن این تنوع رنگ را نهتنها ناشی از تنوع منابع طبیعی، بلکه عاملی برای برانگیختن اشتها و انطباق با ذائقهها و سلیقههای گوناگون انسانها میداند.
نکته بسیار مهم دیگر در آیه، عبارت «فِیهِ شِفَاءٌ لِلَّناسِ» است. قرآن عسل را «شراب» (نوشیدنی) نامیده و آن را مایه شفای بیماریهای مردم معرفی میکند. جالب اینجاست که عبارت «شفا» در قرآن کریم به صورت مطلق تنها برای دو چیز به کار رفته است: یکی قرآن کریم برای دردهای روحی، فکری و اخلاقی، و دیگری عسل برای آلام و بیماریهای جسمی انسان. علاوه بر این، عبارت «لِلنَّاسِ» (برای همه مردم) نشان میدهد که برکات و خواص درمانی عسل محدود به مسلمانان یا گروه خاصی نیست، بلکه هدیهای عمومی و همگانی از سوی پروردگار برای تمام جامعه بشری است. در پایان آیه نیز خداوند انسانها را به تفکر در این پروسه شگفتانگیز دعوت میکند تا از طریق مشاهده نظم کارهای زنبور و محصول معجزهآسای آن، به قدرت، حکمت و تدبیر بیپایان خالق هستی پی ببرند.
همچنین در بستر قرآن کریم، نام عسل در وصف نعمتهای بهشتی نیز به چشم میخورد. در آیه ۱۵ سوره مبارکه محمد (ص)، خداوند در ترسیم سیمای بهشت موعود، از «أَنْهَارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّی» (جوارهایی از عسل مصفا و خالص) یاد میکند. این توصیف نشان میدهد که عسل نهتنها در دنیا مایه سلامت و شفاست، بلکه در سرای آخرت نیز به عنوان نمادی از لذت پاک، صفا، و پاداش الهی برای بندگان صالح قرار داده شده است.
عسل در سیره رسول خدا (ص) و احادیث اهلبیت (ع)
در سنت روایی و احادیث رسیدهشده از پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (علیهمالسلام)، عسل به عنوان یکی از برترین، سالمترین و کارآمدترین داروها و غذاها معرفی شده است. در جوامع روایی، روایات فراوانی وجود دارد که مؤمنان را به مصرف عسل، چه به عنوان اقدام پیشگیرانه و چه به عنوان درمان بیماریها، ترغیب مینمایند. پیامبر گرامی اسلام (ص) در حدیثی معروف و جامع میفرمایند: «عَلَیْکُمْ بِالشِّفَاءِینِ: الْقُرْآنِ وَ الْعَسَلِ» (بر شما باد به دو شفادهنده: قرآن و عسل). در این کلام حکیمانه، پیامبر اعظم (ص) درمان جامع انسان را در دو بعد ساختار وجودی او خلاصه کردهاند؛ قرآن برای شفای جان و روان، و عسل برای شفای جسم و تن.
از حضرت علی (علیهالسلام) نیز روایات بسیار ارزشمندی در باب عسل نقل شده است. ایشان در کلامی میفرمایند: «مَا اسْتَشْفَی المَرِیضُ بِمِثْلِ شَرْبَةِ عَسَلٍ» (هیچ بیماری به چیزی مانند نوشیدن شربت عسل شفا نیافته است) و در حدیثی دیگر تأکید میفرمایند که مردم به چیزی برتر و مفیدتر از عسل مداوا نمیکنند. همچنین از امام صادق (علیهالسلام) روایت شده است که پیامبر (ص) عسل را بسیار دوست میداشتند و همواره از آن بهره میجستند. در روایات متعددی از امامان معصوم (ع) آمده است که عسل درمان بسیاری از دردهاست، بلغم را از بین میبرد، قلب را جلا میدهد، حافظه را تقویت مینماید، قوای جسمانی را بازمیگرداند و معده و دستگاه گوارش را پاکسازی و تقویت میکند.
در احادیث اسلامی، به آثار پیشگیرانه مصرف منظم عسل نیز اشاره شده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: «مَنْ شَرِبَ الْعَسَلَ فِی کُلِّ شَهْرٍ مَرَّةً یُرِیدُ مَا جَاءَ بِهِ الْقُرْآنُ عُوفِیَ مِنْ سَبْعٍ وَ سَبْعِینَ دَاءً» (کسی که در هر ماه دستکم یک بار عسل بنوشد و در پی دستیابی به شفایی باشد که در قرآن آمده است، خداوند او را از هفتاد و هفت درد و بیماری عافیت میبخشد). این روایت نشان میدهد که اعتقاد و باور به حکمت الهی قرآن در کنار استفاده از خواص مادی عسل، میتواند زمینهساز تندرستی و مصونیت انسان از ابتلا به بیماریهای گوناگون گردد.
علاوه بر این، در طب اسلامی، عسل به عنوان پایه و مفاصل اصلی بسیاری از ترکیبهای دارویی شناخته میشود. معصومین (ع) در پاسخی که به مراجعات مردم برای درمان دردهای مختلف از جمله دلدرد، سردی مزاج، ضعف عمومی، تب و دردهای مفصلی میدادند، غالباً شربت عسل یا ترکیب عسل با سیاهدانه، آب گرم یا داروها و گیاهان شفابخش دیگر را تجویز مینمودند. آنان عسل را مادهای میدانستند که نه تنها خود درمان است، بلکه اثرگذاری سایر داروهای گیاهی را نیز تقویت کرده و عوارض جانبی آنها را کاهش میدهد.
ابعاد اخلاقی، الگویی و زیستشناختی در آموزههای اسلامی
نگاه اسلام به موضوع عسل تنها به ابعاد تغذیهای و درمانی آن محدود نمیشود، بلکه زنبور عسل و شیوه زندگی آن به عنوان یک الگوی اخلاقی، رفتاری و تربیتی نیز برای انسانها مطرح گردیده است. در روایات اسلامی، مؤمن واقعی به زنبور عسل تشبیه شده است. پیامبر اکرم (ص) در کلامی زیبا میفرمایند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ مَثَلُ النَّحْلَةِ؛ إِنْ أَکَلَتْ أَکَلَتْ طَیِّباً، وَ إِنْ وَضَعَتْ وَضَعَتْ طَیِّباً، وَ إِنْ وَقَعَتْ عَلَی عُودٍ نَضِرٍ لَمْ تَکْسِرْهُ» (حکایت مؤمن، حکایت زنبور عسل است؛ اگر میخورد، پاکیزه میخورد، اگر تولید میکند و بر جای میگذارد، پاکیزه بر جای میگذارد، و اگر بر شاخهای سرسبز و ترد مینشیند، آن را نمیشکند و آسیب نمیزند).
این تشبیه رسا حاوی درسهای اخلاقی و تربیتی عمیقی است. زنبور عسل تنها از پاکترین و بهترین شهدها استفاده میکند (رزق حلال و پاکیزه)، محصولی تولید میکند که سراسر خیر، شیرینی و شفا برای دیگران است (منفعترسانی بیدریغ به جامعه)، و در طول مسیر تلاش خود به هیچ گل و شاخهای آسیب نمیرساند و محیط زیست خود را تخریب نمیکند (تعامل سازنده، مدارا و عدم آزاررسانی). انسان مؤمن نیز در جامعه اسلامی باید مانند زنبور عسل باشد؛ لقمه حلال بخورد، گفتار و رفتارش برای جامعه نافع و شفابخش باشد، و حضورش در جامعه همراه با خیر، آبادی و امنیت باشد، نه تخریب و آزار.
از سوی دیگر، با تدبر در تعابیر قرآنی و روایی، نکات ظریفی درباره نحوه نگهداری و مصرف عسل نیز به دست میآید. قرآن کریم به مسکنگزینی زنبور در سنگها، درختان و داربستهای چوبی اشاره دارد و روایات نیز بر مصرف طبیعی آن تأکید میکنند. علم امروز نیز اثبات کرده است که حرارت دادن شدید عسل یا نگهداری آن در ظروف نامناسب فلزی میتواند آنزیمها، ویتامینها و خواص حیاتی آن را از بین ببرد. تعبیر قرآن از عسل به عنوان «شراب» (مایع نوشیدنی) نشان میدهد که بهترین راه مصرف عسل برای جذب سریعتر و اثرگذاری بهتر در بدن، حل کردن آن در آب (به صورت شربت) و نوشیدن آن است.
جمعبندی آموزههای قرآنی و احادیث اهلبیت (ع) نشان میدهد که عسل در فرهنگ اسلامی، جایگاهی والاتر از یک ماده خوراکی معمولی دارد. عسل نشانی از رحمت عامه پروردگار، معجزهای مستمر در دل طبیعت، نمادی از پاکی و خدمت، و دارویی معجزهآسا برای ارتقای سلامت جسم و روان انسان است. توجه به عسل در سفره غذایی و سبک زندگی اسلامی، در واقع پاسخ به دعوت الهی برای بهرهگیری از نعمتهای پاکیزه، تدبر در شگفتهای آفرینش و گامی استوار در جهت حفظ تندرستی و شادابی جامعه بشری به شمار میرود.